شاهنامه‌ی فردوسی به نثر

«شاهنامه‌ی فردوسی به نثر» یا «برگردان روایت‌گونه‌ی شاهنامه‌ی فردوسی به نثر» کتابی است به قلم سیدمحمد دبیر سیاقی (نویسنده، پژوهشگر و مصحح متون تاریخی، متولد قزوین، از ۱۲۹۸ تا ۱۳۹۷) که در سال ۱۳۸۰ توسط نشر قطره در ۵۵۳ صفحه منتشر شده است.

درباره‌ی شاهنامه‌ی فردوسی

شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی، حماسه‌ای منظوم، بر حسب دست نوشته‌های موجود دربرگیرنده نزدیک به ۵۰۰۰۰ بیت تا نزدیک به ۶۱۰۰۰ بیت و یکی از بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین سروده‌های حماسی جهان است که سرایش آن دست‌آوردِ دست‌کم سی سال کارِ پیوسته‌ی این سخن‌سرای نامدار ایرانی است.

موضوع این شاهکار ادبی، افسانه‌ها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله‌ی عرب‌ها به ایران در سده‌ی هفتم میلادی است (شاهنامه از سه بخش اسطوره‌ای، پهلوانی و تاریخی تشکیل شده‌است) که در چهار دودمان پادشاهیِ پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان گنجانده می‌شود.

درباره‌ی کتاب

اثر ارزشمند شاعر بزرگ ایران، همواره از گذشته تا به امروز گرمای محفل و دورهمی خانواده‌ی ایرانی بوده است. اثری که تاریخ ،اسطوره، اندیشه و باورهای اصیل ایرانیان را از دیرباز تا قرن چهام هجری در خود دارد. کتابی درخشان و ماندگار که به بخشی از هویت ملی ایرانیان تبدیل شده است.

این کتاب داستان شاهان و پهلوانان اسطوره ای و تاریخی ایران را با نظمی شکوهمند و حماسی و در قالب مثنوی روایت می کند، از خلقت جهان در باور ایرانیان باستان شروع می شود و با مرگ یزدگرد سوم و فتح ایران توسط اعراب به اتمام می رسد. کتاب مقدس تاریخ ایران که با ذوق سلیم و اندیشه‌ی روشن و خردمندانه‌ی این شاعر بزرگ داستان‌هایی با مفاهیم گوناگون چون عشق، آزادگی و مبارزه، وطن پرستی و خداپرستی و غیره  را به شکل جذاب و خواندنی ارائه می کند.

شاعر بزرگ ایران، سروده‌ی خود و منبع آن را چندین بار «نامه»، «نامه‌ی باستان»، «نامه‌ی خسروان»، «نامه‌ی شهریار» و از این دست نامیده، اما در هیچ‌جای، آن را «شاهنامه» یا در تنگنای وزن، «شهنامه» نام نداده‌است. تنها در یک بیت از هجونامه  «شهنامه» آمده‌است. اما همه‌ی آثار منظوم و منثور در آن روزگار را (که دربردارنده‌ی پادشاهی ایران از کیومرث تا یزدگرد بود) بیشتر «شاهنامه» خوانده‌اند و نام منبع فردوسی هم «شاهنامه‌ی ابومنصوری» بود.

گذشته از این‌ها، منابع پس از شاعر نامدار ایران، اثر او را «شاهنامه» نامیده‌اند و در همه‌ی دست‌نویس‌های آن و برگردان عربی بنداری نیز، نام آن «شاهنامه» آمده‌است. با نگرش به این نشانه‌ها و این‌که این نام برگردان پارسی «خدای‌نامگ» در پهلوی بوده، گمانی برجای نمی‌ماند که نام این کتاب «شاهنامه» بوده‌است

این کتاب از بزرگترین و مهمترین منظومه های حماسی جهان است و نه تنها در ایران بلکه در جهان نیز خوانندگان بیشماری دارد. بر هر ایرانی واجب است که با خواندن این اثر جاودانه روح باستانی و نامیرای ایران را در طول تاریخ درک و فهم کند. اما از آن جایی که این اثر در قرن چهارم نگاشته شده است ممکن است خواندن و فهم آن برای ما کمی مشکل باشد.

محمد دبیر سیاقی، شاهنامه شناس برجسته معاصر، کوشیده است این اثر را با زبانی ساده و روان و به صورت داستانی در اختیار مخاطب مشتاق بگذارد. کتاب برگردان روایت گونه شاهنامه به نثر، نه برگردان بیت به بیت و کلمه به کلمه ، بلکه برگردان‌گونه‌ی کوتاه و ساده ای است بی آنکه از اصل مطلب هیچ نکته ای کم شده باشد.

محمد دبیرسیاقی یکی از ارکان چهارگانه بنیاد لغت‌نامه دهخدا و مصحح بسیاری از متن‌های کهن فارسی‌ بود. او نزدیک به ۸۰ متن ادبی و تاریخی را تصحیح و منتشر کرده‌ است که از میان آن‌ها می‌توان به «شاهنامه فردوسی»، «دیوان منوچهری»، «نزههالقلوب»، «فرهنگ سُروری و سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه» و «تصحیح لغت فرس اسدی طوسی» اشاره کرد.

تصحیح استاد دبیرسیاقی بر شاهنامه فردوسی، یکی از بهترین و معتبرترین تصحیح‌هایی هست که از این اثر جاوید چاپ شده است.

دکتر دبیرسیاقی برای استفاده از این کتاب ارزشمند و نیز برای سهولت اطلاع از مضمون و محتوای آن و استفاده‌ی عموم از آن، تمامی اشعار و داستان‌ها را به نثر ساده و روان برگردانده است.

بخشی از کتاب

سخن سرای نامی ایران ز گفتار دهقان، چنین روایت کرده است که نخستین کسی که رسم فرمانروایی و داشتن تاج و تخت آورد، کیومرث بود. آنگاه که آفتاب به برج بره رسید و ماه فروردین آغاز گشت و بهاران مایه از سر گرفتن جوانی جهان شد، کیومرث نیز فرمانروایی را آغاز کرد. منزلگاه او ابتدا کوهساران بود و تن پوش از پوست پلنگ داشت .

سی سال باشکوه تمام بر جهان فرمان راند. دد و دام نزد او آرام گرفتند. کرنش و تعظیم آنان به شاه جهان مردمان را به پرستش و آیین و کیش رسانید .

کیومرث پسری داشت خردمند و خوبروی به نام سیامک که مایه ی آرامش روان و آسایش جان پدر بود. شاه را دشمنی نبود جز اهریمن زشت کردار بداندیش که در آتش حسد و کینه می سوخت و در بدنهادی می بالید. بچه ای چون گرگ درشت اندام داشت و سپاهی گران. لشکر خویش گرد آورد و قصد به دست آوردن تاج و تخت شاه کرد، بسیار کس به وی پیوستند و او با همگان از نیت خود سخن گفت و پرده از راز دل برداشت و جهان را پر از آوازه خود ساخت.

کیومرث را به خاطر نمی گذشت که در درگاهش دشمنی چنین سهمگین و درنده خوی باشد. تا این که سروش، فرشته پیام آور، بی درنگ به نزد او آمد به هیئت و شکل یکی از پریان؛ در حالی که پوست پلنگ بر تن داشت و کیومرث را از نیت دیو نابکار و اعمال پسر بدنهادش آگاه ساخت.

برای آشنایی با سایر آثار ادبیات ایران، از بخش معرفی شاهکارهای ادبی ایران را در وب‌سایت هر روز یک کتاب بازدید کنید.