به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

شبکه‌های خشم و امید

شبکه‌های اجتماعی و اینترنت چقدر بر جنبش‌های اجتماعی عصر اطلاعات تاثیر داشته‌اند؟ برای آشنا شدن با کتابی که به بررسی این موضوع و اهمیت آن می‌پردازد، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.

۶ شهریور ۱۴۰۳

شبکه‌های خشم و امید

فهرست مطالب

«شبکه‌های خشم و امید» با نام کامل «شبکه‌های خشم و امید: جنبش‌های اجتماعی در عصر اینترنت» اثری است از مانویل کاستلز (نویسنده و جامعه‌شناسی اسپانیایی، متولد ۱۹۴۲) که در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است. این کتاب به بررسی شبکه‌های اجتماعی و تاثیر آن‌ها بر جنبش‌های اجتماعی دوران معاصر می‌پردازد.

درباره‌ی شبکه‌های خشم و امید

«شبکه‌های خشم و امید: جنبش‌های اجتماعی در عصر اینترنت» نوشته مانویل کاستلز یک کاوش قدرتمند در مورد چگونگی تبدیل شدن شبکه های ارتباطی دیجیتال به نیروی محرکه جنبش های اجتماعی معاصر است. کاستلز، جامعه‌شناس و محقق برجسته ارتباطات، در عصری که اینترنت و رسانه‌های اجتماعی امکان بسیج، هماهنگی و انتشار بی‌سابقه ایده‌ها را فراهم می‌کنند، به بررسی چشم‌انداز در حال تغییر کنش‌گری می‌پردازد.

او تلاقی فناوری و اعتراض را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه پلتفرم‌های دیجیتال نه تنها تاکتیک‌های جنبش‌های اجتماعی، بلکه ساختارهای درونی و تأثیر آن‌ها بر جامعه را تغییر داده‌اند.

در این کتاب، کاستلز ظهور جنبش‌های اجتماعی را مورد بحث قرار می‌دهد که ناشی از حس عمیق خشم و امید است، که ناشی از بی‌عدالتی‌هایی است که مردم در سراسر جهان با آن مواجه هستند.

او معتقد است که این احساسات – خشم از نابرابری‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و امید به جهانی بهتر – موتورهای احساسی هستند که فعالیت‌گرایی را در عصر دیجیتال به پیش می‌برند. کاستلز به جای رویدادهای مجزا، استدلال می‌کند که این جنبش‌ها بخشی از روند جهانی کنش‌گری شبکه‌ای هستند که از مرزها و فرهنگ‌های ملی فراتر می‌روند.

در قلب این جنبش‌ها، شبکه‌ها نه تنها در مفهوم فنی اینترنت، بلکه به عنوان ساختارهای سازمانی غیرمتمرکز و افقی قرار دارند. کاستلز نشان می دهد که چگونه این شبکه ها جایگزینی برای مدل های سلسله مراتبی سنتی قدرت ارایه می دهند.

او پیشنهاد می کند که قدرت شبکه از توانایی آن در اتصال افراد و گروه های مختلف با اهداف مشترک ناشی می شود. اینترنت به عنوان یک پلتفرم ارتباطی باز، مشارکتی و غیرمتمرکز، کاملاً با تأکید این جنبش ها بر فراگیر بودن، همکاری و مشارکت مستقیم در تصمیم گیری همسو است.

کاستلز به نمونه‌های خاصی از جنبش‌هایی می‌پردازد که نمونه‌ای از این دوره جدید از فعالیت دیجیتال هستند. او بهار عربی را بررسی می کند، مجموعه ای از قیام ها در سراسر خاورمیانه که به طور قابل توجهی توسط پلتفرم های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر تقویت شد.

او همچنین جنبش ایندیگنادوس در اسپانیا را بررسی می کند، جایی که شبکه های دیجیتال به تسهیل اعتراضات گسترده علیه ریاضت اقتصادی و فساد سیاسی کمک کردند. مثال کلیدی دیگر جنبش تسخیر وال استریت در ایالات متحده است که از طریق انتشار ویروسی اطلاعات و سازماندهی در پلتفرم های مختلف دیجیتالی شتاب گرفت.

این کتاب همچنین به نقش هویت در این جنبش ها می پردازد. کاستلز استدلال می کند که جنبش های اجتماعی در عصر اینترنت با ایجاد هویت های جمعی هدایت می شوند که از طریق شبکه های آنلاین پرورش و پرورش می یابند.

این هویت‌ها در تقابل با بی‌عدالتی‌های ادراک شده ظاهر می‌شوند و اغلب حول تجربیات مشترک حاشیه‌نشینی، طرد شدن یا استثمار شکل می‌گیرند. از طریق این شبکه‌ها، فعالان می‌توانند داستان‌های خود را به اشتراک بگذارند، همبستگی ایجاد کنند و حس تعلق را ایجاد کنند که عزم و اراده آنها را برای مبارزه برای تغییر تقویت می‌کند.

کاستلز همچنین بررسی می کند که چگونه اینترنت فضایی را برای روایت های جایگزین و گفتمان های ضد هژمونیک فراهم می کند. در دوره‌ای که رسانه‌های اصلی اغلب ساختارهای قدرت مسلط را تقویت می‌کنند، اینترنت بستری برای صداهایی فراهم می‌کند که در غیر این صورت به حاشیه رانده می‌شوند.

جنبش‌های اجتماعی می‌توانند از پلت‌فرم‌های دیجیتال برای دور زدن دروازه‌بان‌های سنتی اطلاعات استفاده کنند و به آن‌ها این امکان را می‌دهند که مستقیماً با مردم ارتباط برقرار کنند و روایت‌های خود را قالب‌بندی کنند. این پیامدهای عمیقی برای دموکراتیک کردن ارتباطات و توانایی مردم عادی برای شکل دادن به گفتمان عمومی دارد.

با این حال، نویسنده تأکید می‌کند که در حالی که شبکه‌های دیجیتال فرصت‌های جدیدی را برای فعالیت‌گرایی ارایه می‌دهند، چالش‌هایی نیز ایجاد می‌کنند. یکی از موضوعات کلیدی که کاستلز شناسایی می کند تنش بین خودانگیختگی و بی رهبری است که مشخصه بسیاری از جنبش های دیجیتال و نیاز به سازماندهی پایدار و اقدام استراتژیک است.

در حالی که اینترنت می‌تواند بسیج سریع را تسهیل کند، می‌تواند منجر به پراکندگی و فقدان جهت روشن شود. جنبش‌هایی که به شدت به شبکه‌های دیجیتالی بدون توسعه اشکال سنتی‌تر سازمان‌دهی متکی هستند، ممکن است برای دستیابی به تأثیر بلندمدت با مشکل مواجه شوند.

چالش دیگری که کاستلز به آن می پردازد، امکان نظارت و سرکوب توسط دولت ها و شرکت ها است. شبکه‌های دیجیتال فضاهای خنثی نیستند و از همان فناوری‌هایی که فعال‌سازی را امکان‌پذیر می‌کنند، می‌توان برای نظارت و کنترل مخالفان نیز استفاده کرد.

کاستلز در این رابطه بحث می کند که چگونه دولت ها به طور فزاینده ای به فناوری های نظارتی پیچیده روی آورده اند تا فعالان را ردیابی کنند و جنبش ها را مختل کنند. در عین حال، منافع شرکت‌ها در کنترل فضاهای آنلاین و شکل‌دهی به جریان اطلاعات به روش‌هایی که در خدمت اهداف اقتصادی آن‌ها باشد، علاقه خاصی دارند.

کاستلز بر اهمیت درک زمینه‌های فرهنگی و سیاسی که این جنبش‌های دیجیتالی در آن به وجود می‌آیند، تأکید می‌کند. در حالی که اینترنت بستر مشترکی را برای فعالیت فراهم می کند، نارضایتی ها و خواسته های خاص جنبش ها اغلب عمیقاً در شرایط محلی ریشه دارند.

به عنوان مثال، جنبش‌های بهار عربی، خشمگین‌ها و جنبش‌های اشغال وال استریت، هر کدام در واکنش به مجموعه‌ای منحصربه‌فرد از عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدید آمدند. کاستلز بر نیاز به تحلیل این جنبش ها نه تنها به عنوان بیانگر روندهای جهانی بلکه به عنوان پاسخی به زمینه های تاریخی و فرهنگی خاص تأکید می کند.

کاستلز از طریق تحلیل خود، دیدگاه متفاوتی از رابطه بین فناوری و تغییرات اجتماعی ارایه می دهد. او در دام جبر تکنولوژیک نمی افتد، جایی که فناوری به عنوان تنها محرک تغییر در نظر گرفته می شود. در عوض، او استدلال می‌کند که فناوری با شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در تعامل است تا فرصت‌های جدیدی برای کنش‌گری ایجاد کند.

اینترنت ابزاری است که بسته به زمینه می تواند به طرق مختلف مورد استفاده قرار گیرد و تأثیرات آن بر جنبش های اجتماعی توسط نیروهای ساختاری گسترده تری شکل می گیرد.

این کتاب همچنین به محدودیت های جنبش های شبکه ای در دستیابی به تغییرات ساختاری می پردازد. کاستلز اشاره می کند که در حالی که فعالیت دیجیتال در افزایش آگاهی و بسیج مردم موثر بوده است، اغلب در تلاش است تا به دستاوردهای سیاسی ملموس تبدیل شود. ماهیت بدون رهبر و غیرمتمرکز بسیاری از جنبش‌های شبکه‌ای، حفظ فشار بر نهادها یا مشارکت در برنامه‌ریزی بلندمدت استراتژیک را که اغلب برای دستیابی به اصلاحات سیستمی ضروری است، دشوار می‌سازد.

در نهایت، «شبکه‌های خشم و امید» هم تجلیل از امکانات ایجاد شده توسط شبکه‌های دیجیتال و هم تأملی آگاهانه در مورد محدودیت‌های آنها ارایه می‌کند. کاستلز پرتره ای از دنیایی در نوسان ترسیم می کند که در آن اشکال جدیدی از قدرت و مقاومت در حال ظهور هستند اما ساختارهای قدیمی سلطه و کنترل انعطاف پذیر هستند.

این کتاب منبع ارزشمندی برای هر کسی است که به دنبال درک پیچیدگی‌های جنبش‌های اجتماعی در عصر اینترنت و راه‌های عمیقی است که فناوری در آن چشم‌انداز فعالیت‌گرایی را تغییر می‌دهد.

کتاب شبکه‌های خشم و امید در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۷۰ با بیش از ۴۶۰ رای و ۳۹ نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمه‌ای از مجتبی قلی‌پور به بازار عرضه شده است.

فهرست مطالب شبکه‌های خشم و امید

  • فصل اول: سرآغاز
  • شبکه‌بندی ذهن‌ها، ایجاد معنا، به چالش کشیدن قدرت
  • فصل دوم: طلیعه‌ی انقلاب: جایی که همه چیز آغاز شد
  • تونس: انقلاب آزادی و کرامت
  • انقلاب ظروف آشپزخانه‌ی ایسلند: از فروپاشی مالی تا حمایت عمومی از قانون اساسی جدید
  • باد جنوبی، باد شمالی: اهرم‌های چندفرهنگی دگرگونی اجتماعی
  • فصل سوم: انقلاب مصر
  • فصل چهارم: کرامت، خشونت، ژیوپلیتیک خیزش‌های عربی
  • فصل پنجم: انقلاب ریزوم‌وار خشمگین‌ها در اسپانیا
  • فصل ششم: اشغال وال استریت: برداشت نمک زمین
  • فصل هفتم: تغییر جهان در جامعه‌ی شبکه‌ای
  • فصل هشتم: آن سوی خشم، امید: زندگی و مرگ جنبش‌های اجتماعی شبکه‌ای شده

خلاصه‌ی محتوای شبکه‌های خشم و امید

«شبکه‌های خشم و امید: جنبش ‌ای اجتماعی در عصر اینترنت»  نوشته مانویل کاستلز به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه شبکه های دیجیتال جنبش های اجتماعی معاصر را تغییر داده اند. کاستلز تأکید می‌کند که این جنبش‌ها، ناشی از احساس خشم علیه بی‌عدالتی‌های اجتماعی و اقتصادی و امید به آینده‌ای بهتر، از قدرت اینترنت برای بسیج مردم در مقیاس جهانی استفاده کرده‌اند.

او استدلال می‌کند که ماهیت غیرمتمرکز و باز اینترنت با ساختارهای افقی و بدون رهبر کنش‌گری مدرن همسو است و امکان اقدام جمعی در فراسوی مرزها را فراهم می‌کند.

این کتاب برای نشان دادن این تغییر به چندین مطالعه موردی می پردازد. کاستلز جنبش هایی مانند بهار عربی، خشمگینان اسپانیایی و اشغال وال استریت را بررسی می کند و نشان می دهد که چگونه پلتفرم های دیجیتالی مانند فیس بوک و توییتر نقش مهمی در سازماندهی اعتراضات، انتشار اطلاعات و ایجاد همبستگی میان فعالان داشتند.

به گفته کاستلز، این جنبش‌ها نمونه‌ای از عصر جدیدی از کنش‌گری هستند که در آن مردم می‌توانند ساختارهای سنتی قدرت و دروازه‌بانان رسانه‌ای را دور بزنند تا روایت‌های خود را بسازند و هویت‌های جمعی را تقویت کنند.

کاستلز همچنین بر اهمیت هویت در کنشگری دیجیتال تاکید می کند. او استدلال می‌کند که جنبش‌های اجتماعی مدرن اغلب حول شکل‌گیری هویت‌های جمعی متمرکز هستند که از تجربیات مشترک حاشیه‌نشینی و بی‌عدالتی ناشی می‌شوند.

شبکه‌های آنلاین به افراد اجازه می‌دهند با هم ارتباط برقرار کنند و همبستگی ایجاد کنند و حس تعلق را ایجاد کنند که عزم آنها را برای به چالش کشیدن ساختارهای قدرت مسلط تقویت می‌کند. از طریق این شبکه‌ها، فعالان می‌توانند صدای خود را تقویت کنند و علیه روایت‌های جریان اصلی عقب نشینی کنند.

با این حال، کاستلز چالش ها و محدودیت های فعالیت دیجیتالی را تصدیق می کند. در حالی که اینترنت بسیج سریع و مشارکت گسترده را تسهیل می کند، همچنین می تواند منجر به پراکندگی و دشواری در حفظ سازمان درازمدت شود. بعلاوه، همان پلتفرم‌های دیجیتالی که فعالان را توانمند می‌سازد، اغلب در معرض نظارت و سرکوب توسط دولت‌ها و شرکت‌ها هستند که به دنبال نظارت و کنترل مخالفان هستند. این تنش بین توانمندسازی و کنترل موضوعی تکراری در کتاب است.

در پایان، کاستلز دیدگاه متعادلی در مورد نقش شبکه های دیجیتال در جنبش های اجتماعی ارایه می دهد. در حالی که او فرصت‌های جدیدی را برای فعالیت و مقاومتی که اینترنت فراهم می‌کند تجلیل می‌کند، او همچنین هشدار می‌دهد که این جنبش‌ها باید برای دستیابی به تغییر پایدار بر موانع مهم غلبه کنند.

این کتاب بینش‌های ارزشمندی را در مورد رابطه در حال تکامل بین فناوری و کنش‌گرایی ارایه می‌کند و هم پتانسیل و هم محدودیت‌های جنبش‌های شبکه‌ای را در مبارزه برای عدالت اجتماعی برجسته می‌کند.

بخش‌هایی از شبکه‌های خشم و امید

تونس و ایسلند چه وجه مشترکی دارند؟ هیچ چیز. با وجود این، شورش‌های سیاسی که بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ نهادهای حکمرانی این دو کشور را دگرگون کردند تبدیل به نقطهٔ ارجاعی برای آن جنبش‌های اجتماعی شده‌اند که نظم سیاسی را در جهان عرب به لرزه درآوردند و نهادهای سیاسی را در اروپا و ایالات متحده‌ی امریکا به چالش کشیدند.

در نخستین تظاهرات عمومی میدان تحریر قاهره در ۲۵ ژانویه‌ی ۲۰۱۱ هزاران تن با تغییر آگاهانه‌ی شعار «اسلام راه حل است» که در سال‌های پیش‌تر بر تحرکات اجتماعی در جهان عرب مسلط بود فریاد زدند «تونس راه حل است». آن‌ها با این شعار به سقوط دیکتاتوری بن علی اشاره می‌کردند، دیکتاتوری که پس از چند هفته اعتراض مردمی که بر سرکوب خونین رژیم غلبه کرد در ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ از کشور گریخت.

هنگامی که خشمگین‌های اسپانیا در مه ۲۰۱۱ اردو زدن در میدان‌های اصلی شهرهای کشور را آغاز کردند فریاد زدند «ایسلند راه حل است». و هنگامی که نیویورکی‌ها در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ فضاهای عمومی اطراف وال استریت را اشغال کردند، نام نخستین اردوگاه خود را «میدان تحریر» گذاشتند، همان‌طور که اشغالگران میدان کاتالونیا در بارسلونا این کار را کرده بودند.

پرسش این است که آن ریسمان مشترک که تجربه‌های شورش مردم را، علی‌رغم گوناگونی شدید زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی و نهادی، در ذهن آن‌ها به هم متصل کرد چه می‌توانست باشد؟ پاسخ به طور خلاصه این است: احساس قدرتمندی آنها.

این احساس زاییده‌ی نفرت آن‌ها از حکومت‌ها و طبقه‌ی سیاسی‌شان بود، خواه این حکومت‌ها دیکتاتوری بودند و یا از نظر آن‌ها شبه‌دموکراتیک. این احساس بر اثر خشم آن‌ها از همدستی بین سرآمدن مالی و سرآمدن سیاسی برانگیخته شده بود و با طغیان هیجان ناشی از برخی رویدادهای غیرقابل تحمل شعله‌ور شد.

و سرانجام این احساس با غلبه بر ترس از طریق «با هم بودنِ» ساخته شده در شبکه‌های فضای سایبر و اجتماعات فضای شهری ممکن شد. علاوه بر این، هم در تونس و هم در ایسلند یک رشته دگرگونی‌های سیاسی ملموس رخ داد و فرهنگ‌های مدنی جدید ناشی از جنبش‌ها در مدت زمانی کوتاه ظهور کرد. این شرایط، امکان تحقق برخی از خواسته‌های کلیدی معترضان را تجسم بخشید.

بنابراین به لحاظ تحلیلی معنادار است که برای شناسایی بذرهای تغییر اجتماعی، که با باد امید به دیگر زمینه‌ها نیز پخش شدند، به طور کوتاه بر این دو فرایند تمرکز کنیم. این بذرها گاهی در درون اشکال و ارزش‌های اجتماعی جدید شروع به جوانه زدن و رشد کردند و در برخی موارد، به وسیله‌ی ماشین‌های سرکوبِ به حالت آماده‌باش درآمده‌ی قدرت‌های موجود، سرکوب و خفه شدند، قدرت‌هایی که در ابتدا شگفت‌زده شدند، سپس هراسان، و سرانجام در سراسر جهان اقدام به کنش پیش‌گیرانه کردند.

راه‌های جدید تغییر سیاسی از طریق ظرفیت ارتباط و سازماندهی مستقل، که نسلی جوان از فعالان کشف کرده‌اند، از دسترس روش‌های عادی کنترل شرکتی و سیاسی خارج است. اگرچه شماری از پیشگامان این‌گونه جنبش‌های اجتماعی جدید در دهه‌ی گذشته نیز وجود داشتند (به ویژه در اسپانیای سال ۲۰۰۴ یا ایران سال ۲۰۰۹) اما می‌توانیم بگوییم این جنبش‌ها به شکل کامل و تمام‌عیار خود در تونس و ایسلند آغاز شدند.

 

اگر به کتاب شبکه‌های خشم و امید علاقه دارید، می‌توانید در بخش معرفی بهترین کتاب‌های جامعه‌شناسی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، با دیگر آثار مشابه نیز آشنا شوید.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x