به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

جاذبه و دافعه‌ی علی (ع)

این کتاب شما را با چهره‌ای از امام علی(ع) روبه‌رو می‌کند که هم دل‌ها را می‌رباید و هم باطل را بی‌پروا می‌راند؛ چهره‌ای زنده، تربیت‌گر و شگفت‌انگیز. اگر می‌خواهید عمق عدالت، معرفت و انسانیت را در قالب شخصیتی بی‌مانند لمس کنید، این اثر را از دست ندهید. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
جاذبه و دافعه‌ی علی (ع)

فهرست مطالب

«جاذبه و دافعه‌ی علی (ع)» اثری است از مرتضی مطهری (نویسنده‌ی زاده‌ی فریمان خراسان، از ۱۲۹۸ تا ۱۳۵۸) که در سال ۱۳۴۸ منتشر شده است. این کتاب درباره‌ی شخصیت دووجهی امام علی(ع) است که چگونه با جاذبه‌ای سازنده دل‌های حقیقت‌جو را جذب می‌کرد و با دافعه‌ای قاطع اهل نفاق، جهل و تحریف را از خود و جامعه دور می‌ساخت.

درباره‌ی جاذبه و دافعه‌ی علی (ع)

کتاب جاذبه و دافعه‌ی علی(ع) از آن دست آثاری است که نه تنها اندیشه، که جان خواننده را نیز درگیر می‌سازد. این اثر محصول چهار سخنرانی استاد مرتضی مطهری در رمضان سال ۱۳۴۸ در حسینیه‌ی ارشاد است؛ سخنرانی‌هایی که بعدها به صورت کتابی مستقل درآمد و به‌سرعت جایگاهی ممتاز در میان آثار معرفتی مرتبط با شخصیت امام علی(ع) یافت. مطهری در این اثر، نه صرفاً تاریخ گفته و نه تنها اخلاق و کلام؛ بلکه کوشیده تا پرتوی تازه بر سیمای انسان کاملی بیفکند که دو نیروی عظیم جاذبه و دافعه در وجود او به‌طرزی بی‌بدیل درهم تنیده شده است.

در مقدمه‌ی کتاب، استاد از قانون عام «جذب و دفع» در سراسر هستی سخن می‌گوید؛ قانونی که از ذرات خرد تا منظومه‌های بزرگ را اداره می‌کند و در جهان انسانی نیز حضور خیره‌کننده‌ای دارد. او نشان می‌دهد که هیچ انسانی از این قانون بیرون نیست و تفاوت‌ها دقیقاً در «نحوه»‌ و «شدت» این دو نیروست. برخی انسان‌ها نه جاذبه‌ای دارند و نه دافعه‌ای؛ عبور می‌کنند بی‌آنکه اثری بگذارند. برخی تنها جذب می‌کنند، برخی فقط می‌رانند، و تنها اندکی هستند که همچون علی(ع) هم می‌کشند و هم می‌رانند، و هر دو را در نهایت قوت.

مطهری نشان می‌دهد که علی(ع) شخصیتی دو نیرویی است؛ انسانی که اگر شمشیر بر کسی حد می‌زد، محبتش در دل همان فرد کم نمی‌شد. اگر دست انسانی را می‌برید، او از دوستی علی(ع) دست نمی‌کشید. راز این امر، در پیوندی آسمانی میان عدالت و مهر، میان قاطعیت و عطوفت، و میان حقیقت و محبتی استوار نهفته است؛ پیوندی که تنها در انسان‌هایی یافت می‌شود که روحشان به فضیلت گره خورده است.

بخش نخست کتاب به «جاذبه‌ی علی(ع)» اختصاص دارد؛ جاذبه‌ای که قرن‌ها دل‌ها را ربوده و هنوز شعله‌اش خاموش نشده است. مطهری این جاذبه را نه صرفاً محصول محبت ظاهری، بلکه حاصل پیوند با حقیقت می‌داند؛ حقیقتی که انسان را از خود می‌رهاند و به افقی والاتر می‌رساند. جاذبه‌ی علی(ع)، همان نیرویی است که مردانی چون میثم تمار را پس از بیست سال از شهادت علی(ع)، همچنان بر بالای چوبه‌ی دار وادار می‌کرد با عشق از او سخن بگویند، و این نیرویی نیست که به زمان و مکان مقید باشد.

استاد سپس از آثار اجتماعی و تربیتی محبت سخن می‌گوید. عشق، از نظر او، نوعی «اکسیر» است؛ نیرویی دگرگون‌کننده که می‌تواند بزدلی را به شجاعت تبدیل کند، دل‌های پراکنده را به وحدت برساند و انسان‌ها را از تنگی خودخواهی به وسعت خدمت عبور دهد. محبت علی(ع)، محبت یک انسان معمولی نیست؛ عشق به حقیقتی است که جان را صیقل می‌دهد و روح را از تاریکی‌ها رها می‌سازد.

در ادامه، مطهری تشیع را «مکتب محبت» معرفی می‌کند؛ مکتبی که نه بر اساس روابط قبیله‌ای، بلکه بر محور دوستی با علی(ع) شکل گرفته است. این محبت، صرفاً احساس نیست؛ بلکه نوعی پیوند معرفتی، اخلاقی و روحانی است که انسان را در مسیر علی(ع) قرار می‌دهد. دوست داشتن علی(ع) یعنی دوست‌داشتن عدالت، فضیلت و پاکی؛ یعنی ایستادن در برابر ظلم، حتی اگر هزینه داشته باشد.

اما کتاب تنها به جاذبه‌ی علی(ع) بسنده نمی‌کند. بخش دوم کتاب به «دافعه‌ی علی(ع)» می‌پردازد؛ دافعه‌ای قدرتمند که به همان اندازه که می‌کشید، می‌راند. مطهری این‌جا از گروه‌هایی سخن می‌گوید که علی(ع) آنها را به‌سختی طرد می‌کرد: منافقان زیرک و زاهدان احمق. او جریان خوارج را نمونه‌ی تاریخی این گروه دوم معرفی می‌کند؛ مردمانی عبادت‌پیشه اما ناآگاه، که حقیقت را فدای ظاهر می‌کردند و از متن دین به پوسته‌ای خشک فرو می‌غلتیدند.

مطهری تاکید می‌کند که داستان خوارج یک ماجرای صرفاً تاریخی نیست؛ بلکه جریانی است که در هر عصر تکرار می‌شود. چه بسیار کسانی که عبادت فراوان دارند اما شعور دینی ندارند؛ چه بسیار کسانی که ظاهر دینداری‌شان آراسته است، اما از عدالت گریزان‌اند و از حقیقت بی‌بهره. دافعه‌ی علی(ع) در برابر اینان، دافعه‌ای تربیتی و حیاتی است؛ برای پاک‌کردن جامعه از آلودگی‌هایی که ریشه‌ی ارزش‌ها را تهدید می‌کند.

این بخش، از زیباترین فصل‌های کتاب است؛ زیرا نشان می‌دهد که محبت بدون حقیقت، به تسلیم کورکورانه می‌انجامد، و حقیقت بدون دافعه، جامعه را بی‌دفاع می‌گذارد. علی(ع) میزان تشخیص است: اگر از او دور می‌شوی، باید دید چرا؛ و اگر به او نزدیک می‌شوی، باید دانست چگونه. مطهری با زبان تیز و تحلیل عمیق خود روشن می‌کند که پیرو علی(ع) کسی است که هم می‌کِشد و هم می‌راند؛ هم مهر می‌ورزد و هم در برابر فساد می‌ایستد.

در پایان، استاد مطهری خواننده را به این اندیشه می‌کشاند که جاذبه و دافعه‌ی علی(ع) تنها متعلق به گذشته نیست؛ بلکه الگویی زنده برای امروز و فرداست. جامعه‌ی انسانی، بدون محبت‌ورزی و جذب نیروهای پاک، زنده نمی‌ماند؛ و بدون دافعه در برابر فساد و نفاق، رو به تباهی می‌رود. پیرو حقیقی علی(ع)، وارث همین تعادل است.

کتاب جاذبه و دافعه علی(ع)، اثری است که با مطالعه‌ی آن نه فقط شخصیت امام علی(ع) روشن‌تر می‌شود، بلکه ساختار روح انسان نیز بهتر شناخته می‌شود. این کتاب نقشه‌ای است برای شناخت انسان‌هایی که حقیقت در وجودشان موج می‌زند و نشانی است از این‌که چگونه یک انسان می‌تواند با همان قدرت که می‌انگیزد، بازمی‌دارد؛ با همان اندازه که جذب می‌کند، دفع می‌کند؛ و همین دو نیروست که او را یگانه و تاریخ‌ساز می‌سازد.

در نهایت، این اثر نه یک کتاب تاریخی است و نه صرفاً تحلیلی اخلاقی؛ بلکه تلاشی است برای شناخت «راز شخصیت» علی(ع). رازی که در آمیختن نور محبت با صلابت عدالت نهفته است؛ رازی که جان‌ها را قرن‌ها بعد از شهادت او نیز گرم نگاه داشته؛ و رازی که استاد مطهری با بیانی شیوا، منطقی و عمیق، آن را پیش چشم ما آشکار می‌سازد.

کتاب جاذبه و دافعه‌ی علی (ع) در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۴.۰۰ با بیش از ۱۰۰۰ رای و ۱۱۰ نقد و نظر است.

خلاصه‌ی مطالب جاذبه و دافعه‌ی علی (ع)

کتاب با شرح قانون عام «جذب و دفع» آغاز می‌شود؛ قانونی که در سراسر هستی جریان دارد و از عالم ماده تا جهان انسان امتداد می‌یابد. استاد مطهری توضیح می‌دهد که همان‌گونه که ذرات و اجرام آسمانی به‌واسطه‌ی جاذبه و دافعه در تعادل و حرکت‌اند، انسان‌ها نیز به‌لحاظ روحی و اجتماعی دارای نیروهایی هستند که برخی را به خود جذب و برخی را از خود دور می‌کنند. این جذب و دفع‌ها، بیانگر ماهیت شخصیت‌ها و کیفیت روابط اجتماعی آنان است و نشانی از عمق و جهت‌گیری روح انسان‌ها دارد.

مطهری سپس انواع شخصیت‌های انسانی را براساس کیفیت جذب و دفع تقسیم می‌کند. برخی انسان‌ها نه جاذبه‌ی مؤثری دارند و نه دافعه‌ی قابل‌توجهی؛ اینان در اجتماع موجی برنمی‌انگیزند و اثر ماندگاری نمی‌گذارند. گروهی تنها جاذبه دارند اما دافعه‌ی روشنی ندارند و نمی‌توانند مرزبندی کنند. برخی دیگر تنها دافعه دارند و از خود گریزانند. اما گروهی نادر، که علی(ع) نمونه‌ی اعلای آنان است، هم جاذبه‌ای نیرومند دارند و هم دافعه‌ای قاطع؛ هم دل‌ها را شیفته می‌کنند و هم باطل و پلیدی را به‌شدت می‌رانند.

بخش نخست کتاب به «جاذبه‌ی علی(ع)» اختصاص دارد؛ جاذبه‌ای که طی قرن‌ها دل‌های پاک، جان‌های آزاده و روح‌های حقیقت‌جو را مجذوب خویش کرده است. در این بخش، مطهری نشان می‌دهد که جاذبه‌ی علی(ع) نه محصول ظواهر عاطفی، بلکه نتیجه‌ی هماهنگی بی‌نظیر شخصیت او با حقیقت، عدالت و انسانیت است. او با نقل نمونه‌هایی از تاریخ، بیان می‌کند که محبت علی(ع) چه تحولاتی در دل انسان‌ها ایجاد کرد و چگونه آنان را به فداکاری‌های بزرگ کشاند.

مطهری در ادامه از «تشیع» به‌عنوان «مکتب محبت» یاد می‌کند؛ مکتبی که بر اساس پیوند عاطفی و معرفتی با علی(ع) شکل گرفته است. این محبت، صرفاً احساسی زودگذر نیست، بلکه نیرویی تربیتی و سازنده است که روح انسان را از خودپرستی به حقیقت‌جویی، و از ضعف و ترس به شجاعت و استقامت می‌رساند. جاذبه‌ی علی(ع) با معرفت پیوند دارد و همین معرفت است که محبت به او را از یک احساس ساده به نیرویی اخلاقی و اجتماعی تبدیل می‌کند.

در فصل مربوط به آثار محبت، استاد نشان می‌دهد که عشق به علی(ع) انسان را به تهذیب نفس و خودسازی دعوت می‌کند. محبت حقیقی، حصارهای نفسانی را می‌شکند، روح را تعالی می‌بخشد و زمینه‌ی خدمت به انسان‌ها را فراهم می‌سازد. مطهری آثار محبت را هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی برمی‌شمارد و تأکید می‌کند که محبت، یکی از مؤثرترین نیروهای تربیتی در طول تاریخ اسلام بوده است.

بخش قابل‌توجهی از این قسمت به ذکر نمونه‌های تاریخی اختصاص دارد؛ نمونه‌هایی که نشان می‌دهد عشق به علی(ع) چگونه در سخت‌ترین شرایط به یاری انسان‌ها آمد و چگونه یارانش را به پایداری، ایثار و وفاداری واداشت. استاد همچنین جایگاه حبّ علی(ع) را در قرآن و سنت بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که چرا حبّ علی(ع) از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های فرهنگ اسلامی و شیعی است و چه اهمیتی در تربیت معنوی مسلمانان دارد.

در پایان بخش اول، مطهری «رمز جاذبه‌ی علی(ع)» را آشکار می‌سازد: ترکیب عجیب عقلانیت با عاطفه، شدت عدالت با نهایت رحمت، قاطعیت در میدان جنگ با لطافت در خلوت شب، و جمع میان زهد عارفانه و حضور فعال اجتماعی. این هماهنگی درونی، علی(ع) را به انسانی تبدیل کرده که دل‌ها به‌سوی او کشیده می‌شود و عشق به او یک عشق معنوی و تربیت‌کننده است.

بخش دوم کتاب به «دافعه‌ی علی(ع)» می‌پردازد؛ نیرویی که کمتر به آن توجه شده ولی نقشی بنیادین در شناخت شخصیت او دارد. مطهری نشان می‌دهد که علی(ع) همان‌قدر که جذب می‌کرد، باطل و پلیدی را نیز به شدت می‌راند. دافعه‌ی او نه از تندی یا خشونت، بلکه از پایبندی کامل به حق و عدالت سرچشمه می‌گیرد. او دو گروه را به‌شدت طرد می‌کرد: منافقان زیرک که با نفاق جامعه را می‌فرسودند، و زاهدان احمق که با جمود فکری و ظاهرگرایی حقیقت دین را تحریف می‌کردند.

در ادامه‌ی این بخش، مطهری جریان «خوارج» را به‌تفصیل بررسی می‌کند؛ جریانی که از عبادت شدید و ظاهری برخوردار بود، اما از فهم درست دین بی‌بهره بود. استاد نشان می‌دهد که این گروه چگونه از دامنه‌ی عدالت علوی جدا شدند و چگونه در مسیر جهالت و تعصب گرفتار آمدند. تحلیل دقیق عقاید و رفتار آنان، از جمله شعار «لا حکم إلا لله» و به‌نیزه کردن قرآن، نشان می‌دهد که دافعه‌ی علی(ع) چرا و چگونه باید آنان را طرد می‌کرد.

کتاب با این نتیجه‌گیری پایان می‌یابد که علی(ع) شخصیتی «دو نیرویی» است؛ انسانی که بدون داشتن جاذبه و دافعه‌ی همزمان نمی‌توانست آن‌چنان که بود در تاریخ جلوه کند. مطهری تأکید می‌کند که هرکس می‌خواهد در مکتب علی(ع) پرورش یابد، باید دو نیرو داشته باشد: نیروی جذب که دل‌های پاک و جان‌های حقیقت‌خواه را به‌سوی خود بخواند، و نیروی دفع که در برابر باطل، نفاق، جهل و فساد مرزبندی قاطع ایجاد کند. بدین‌گونه، کتاب هم سیمای شخصیت علی(ع) را روشن می‌سازد و هم طرحی برای تربیت انسان مسلمان ارائه می‌دهد.

بخش‌هایی از جاذبه و دافعه‌ی علی (ع)

احساسات انسان انواع و مراتب دارد. برخی از آنها از مقوله شهوت و مخصوصا شهوت جنسی است و از وجوه مشترک انسان و سایر حیوانات است، با این تفاوت که در انسان به علت خاصی ـ که مجال توضیحش نیست ـ اوج و غلیان زاید الوصفی می‌گیرد و بدین جهت نام «عشق» به آن می‌دهند و در حیوان هرگز به این صورت در نمی‌آید.

ولی به هر حال از لحاظ حقیقت و ماهیت، جز طغیان و فوران و طوفان شهوت چیزی نیست. از مبادی جنسی سرچشمه می‌گیرد و به همان جا خاتمه می‌یابد. افزایش و کاهشش بستگی زیادی دارد به فعالیتهای فیزیولوژیک دستگاه تناسلی و قهرا به سنین جوانی. با پا گذاشتن به سن از یک طرف و اشباع و اِفراز از طرف دیگر کاهش می‌یابد و منتفی می‌گردد.

جوانی که از دیدن رویی زیبا و مویی مجعّد به خود می‌لرزد و از لمس دستی ظریف به خود می‌پیچد، باید بداند جز جریان مادی حیوانی در کار نیست. این گونه عشقها به سرعت می‌آید و به سرعت می‌رود، قابل اعتماد و توصیه نیست، خطرناک است، فضیلت‌کش است. تنها با کمک عفاف و تقوا و تسلیم نشدن در برابر آن است که آدمی سود می‌برد.

یعنی خود این نیرو انسان را به سوی هیچ فضیلتی سوق نمی‌دهد اما اگر در وجود آدمی رخنه کرد و در برابر نیروی عفاف و تقوا قرار گرفت و روح فشار آن را تحمل کرد ولی تسلیم نشد، به روح قوّت و کمال می‌بخشد.

انسان، نوعی دیگر احساسات دارد که از لحاظ حقیقت و ماهیت با شهوت مغایر است. بهتر است نام آن را «عاطفه» و یا به تعبیر قرآن «مودّت» و «رحمت» بگذاریم.

انسان آنگاه که تحت تأثیر شهوات خویش است از خود بیرون نرفته است، شخص یا شئ مورد علاقه را برای خودش می‌خواهد و به شدت می‌خواهد. اگر درباره معشوق و محبوب می‌اندیشد، بدین صورت است که چگونه از وصال او بهره‌مند شود و حداکثر تمتّع را ببرد. بدیهی است که چنین حالتی نمی‌تواند مکمّل و مربی روح انسان باشد و روح او را تهذیب نماید.

…………………….

علی شخصیتی است که هم جاذبه‌ای سخت نیرومند دارد و هم دافعه‌ای نیرومند. دوستانی دارد که همچون شعله‌هایی از آتش سوزان، از عشق او سرشارند و در تاریخ، با فداکاری‌های خود همه چیز را فراموش کرده و در راه او آرمان و افتخار یافته‌اند. این جاذبه، قرن‌ها و سده‌هاست که چشم‌ها را خیره کرده و دل‌ها را به‌سوی خود کشیده است.

………………….

علی همان کسی است که شب‌ها از عبادت و اشک و مناجات، آسمان را به گوش جان می‌شنید و روزها در متن اجتماع، چشم از نیاز انسان‌ها برنمی‌داشت و در یاری آنان می‌کوشید. هم زاهد بود و هم سرباز؛ هم عارف بود و هم رهبر اجتماعی؛ هم قاضی بود و هم کارگر؛ هم حکیم بود و هم خطیب؛ انسانی کامل که همه‌ی زیبایی‌ها در وجودش جمع بود.

……………………

این جمله‌ی کوتاه گویای حقیقتی بزرگ است: ما دوستِ دوست توایم و دشمنِ دشمن تو. به سوی تو می‌شتابیم از آنجا که جاذبه‌ات ما را فرا می‌خواند و از کسانی دور می‌شویم که دافعه‌ات آن‌ها را می‌راند. علی دو طبقه را با دافعه‌ی خویش سخت می‌راند: منافقانِ زیرک و زاهدانِ احمق.

……………………..

در هنگام شب، روح او غرق در کمال و آکنده از عاطفه بود؛ اشک‌های عابدانه‌اش را ستارگان می‌دیدند و مناجات عاشقانه‌اش را آسمان می‌شنید. روزها اما چشمش گذشتگی‌ها و مهربانی‌هایش را به انسان‌ها نشان می‌داد و گوش‌ها حکیمانه‌ترین سخنان و عمیق‌ترین اندرزهایش را می‌شنیدند.

………………………

علی می‌فرماید: هیچ‌کس جز من جرأت نمی‌کرد این شمشیر را بر سر این‌ها فرود آورد؛ نه کسانی که تنها ادعای ایمان داشتند و نه حتی کسانی که عبادت‌های طولانی پیشانی‌هایشان را پینه بسته بود. من بودم که خطر این مقدسان خشک و ظاهرپرست را دریافتم؛ اگر پایشان را باز می‌گذاشتم، اسلام را به مسیر جمود و تحجر می‌کشاندند و کمر دین را خم می‌کردند.

 

اگر به کتاب جاذبه و دافعه‌ی علی (ع) علاقه دارید، بخش معرفی برترین آثار مرتضی مطهری در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار این نویسنده نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x