«روز رهایی» اثری است از جورج ساندرز (نویسندهی اهل آمریکا، متولد ۱۹۵۸) که در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است. این مجموعه شامل نه داستان کوتاه و دربارهی تلاش انسانها برای حفظ هویت، آزادی و کرامت خود در جهانی پر از کنترل، سرکوب و ساختارهای اجتماعی و تاریخی غیرانسانی است.
دربارهی روز رهایی
کتاب «روز رهایی» (Liberation Day) مجموعهای از نه داستان کوتاه جورج ساندرز است که در ۲۰۲۲ منتشر شد و بازگشتی چشمگیر از یکی از برجستهترین نویسندگان معاصر داستان کوتاه به شمار میآید. این مجموعه، با گوناگونی ساختاری و سبکی، هم رگههای دیستوپیایی و هم موقعیتهای بسیار زمینی و واقعگرایانه را در کنار هم میگذارد و خواننده را از فضایی شبیه نمایش تعلیقی به لحظات بسیار صمیمی و شخصی هدایت میکند.
یکی از ویژگیهای قابل توجه این مجموعه، ترکیب افسانهوار یا شبیه تمثیل با مسائل اخلاقی روزمره است؛ ساندرز گاهی جهانهایی را میسازد که از نظر بیرونی عجیب یا غریباند، پارکهای تفریحی زیرزمینی، شرکتهایی که تاریخ را بازنمایی میکنند، اما در باطن این روایتها درباره قدرت، کنترل، شرمندگی و تلاش برای کمی انسانماندن است. این کریستالیزه شدن ایدهها به شکل تمثیلی، به خواننده امکان میدهد هم لذت داستانی را تجربه کند و هم در تأمل اخلاقی شرکت کند.
داستان عنوانی مجموعه، «روز رهایی»، نمونهای برجسته از همان توانایی ساندرز در پیوند زدن خیال و نقد اجتماعی است: در این داستان شرکتی مرموز وجود دارد که کارمندانش را شبیه برنامههایی به کار میگیرد تا صحنههایی تاریخی را بازسازی کنند، و از طریق این بازنماییهای خشونتآمیز، پرسشهایی درباره تاریخ، حافظه و تجسید خشونت مطرح میشود. ساندرز با طنز تلخ و تصویرسازی دقیقْ این موقعیت را تبدیل به آیینهای میکند برای دیدن نسبت ما با روایتهای جمعی.
در میان داستانهای مجموعه، آثاری مثل «مادر جسور» و «روز مادر» به شکل مشخصتری به زندگی روزمره، حسرتها و پیوندهای خانوادگی میپردازند؛ در اینها ساندرز از لحن درونی و مونولوگهایی بهره میگیرد که نزدیک به جریان خودآگاهیاند و خواننده را در اتاق فکر شخصیتها میگذارد؛ جایی که ترسها و امیدهای کوچک انسان معمولی جلوهگر میشوند. این تغییر لحنی بین آثار، حس تراکم و تنوع مجموعه را تقویت میکند.
سبک نوشتاری ساندرز اینجا هم ترکیبی از طنز سیاه، نمایش بداههوار و یک رؤیت عاطفی دقیق است؛ در کنار تصاویر پر از اغراق و گاهی بیزارکننده، نوشتهها همیشه از سر شفقت نسبت به شخصیتهایشان ساخته میشوند. ساندرز هرچند میتواند جهان را با خطوطی گزنده نقد کند، اما غالباً از زاویهای انسانی به آنها نزدیک میشود تا خواننده را به همدلی و نه صرفاً به انفعال محک بزند.
نکتهی مهم دربارهی «روز رهایی» این است که ساندرز دیگر تنها به شوخیهای فرمیک یا شوکهای ساختاری اکتفا نمیکند؛ او در این مجموعه به سمت داستانهایی میرود که در آنها ابهام اخلاقی و پایانهای باز نقش مهمی دارند. خود نویسنده در مصاحبهها از تمایلش به پذیرش روایتهای مبهم و چندمعنایی گفته است؛ این تغییر موضع خلاقانه باعث شده آثار جدیدش کمتر حکم تسلیدهنده داشته باشند و بیشتر خواننده را به کار فکری دعوت کنند.
از منظر بازخورد منتقدان، «روز رهایی» استقبال عمومی نسبتاً گرمی دریافت کرد: بسیاری نقدها بر توانایی ساندرز در تلفیق طنز و تراژدی، و حفظ حس انسانی در مواجهه با موقعیتهای سیاسی و تکنولوژیک غریب تأکید کردند. با این حال برخی منتقدان نیز اشاره کردند که این مجموعه در مقایسه با آثار پیشین او (مانند «دهم دسامبر») ضربهی هیجانی کمتری دارد و گاه به گفتار درونی طولانی میانجامد که ممکن است همه خوانندگان را به همان سطح جذب نکند.
محتوای مجموعه هم از حیث تنوع ژانری شایان توجه است: از داستانهایی که بورد دیستوپیایی و سیاسی دارند تا روایتهای شخصی کموسعت خانوادگی؛ این کشش ژانری نشان میدهد ساندرز بهعنوان نویسندهای که همزمان در خدمت فرم و مضمون است، به دنبال امتحان مرزها و یافتن راههای جدید برای انتقال تجربهی انسانی است. چنین تنوعی، خوانندهی کنجکاو را هر بار با چالشی تازه روبهرو میکند.
در سطری دیگر، آثار این مجموعه را میتوان ادامهی دغدغههای طولانیمدت ساندرز درباره طبقهی کارگر، سازمانهای اقتدارگرا و تلاشهای کوچک افراد برای حفظ کرامت دانست؛ او این مضامین را پیشتر هم کاوش کرده، اما در «روز رهایی» شیوههای بیانی تازهای برای پرداختن به آنها یافته است که گاه به شکلی فشرده و بیرحمانه عمل میکنند. چنین بازتولید موضوعات ثابت در قالبهای نو، نشاندهی بلوغ ادبی اوست.
خواندن «روز رهایی» تجربهای است که هم لذت زبانی و بازی فرم را پیش مینهد و هم خواننده را به پرسشهای اخلاقی و سیاسی وا میدارد؛ اگر دنبال قصههایی میگردید که بعد از بستهشدن کتاب همچنان در ذهنتان طنین داشته باشند و شما را به تأمل و گفتگو دعوت کنند، این مجموعه میتواند انتخاب مناسبی باشد. نقدها این مجموعه را هم ظریف و هم سختگیر توصیف کردهاند، اثری که تسکین سادهای عرضه نمیکند اما مرکب تجربیات عاطفی واقعی است.
باید اشاره کرد که «روز رهایی» در فهرستهای نقدی و سالانهی مطبوعات معتبر قرار گرفت و حتی توسط برخی چهرههای فرهنگی مطرح بهعنوان یکی از خواندنیهای سال معرفی شد؛ این پذیرش نسبتاً گسترده نشان میدهد ساندرز هنوز هم در عرصهی داستان کوتاه صدای تأثیرگذاری دارد. در عین حال آثارش خوانندهای میطلبد که با تضاد و ابهام راحت باشد و از قصههایی که پایانهای راحت عرضه نمیکنند، لذت ببرد.
در پایان، اگر «روز رهایی» را میخوانید انتظار یک مجموعهی همگن را نداشته باشید؛ این کتاب بهخوبی نشان میدهد که ساندرز در مقام قصهگو همچنان خلاق و غیرقابلپیشبینی است: او میتواند شما را بخنداند، آزار دهد، و در لحظهای کوتاه قلبتان را به لرزه درآورد. این مجموعه مناسب خوانندگانی است که دنبال ادبیاتی هستند که هم فکرشان را درگیر کند و هم احساسشان را.
کتاب روز رهایی در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۳.۹۹ با بیش از ۱۵۷۰۰ رای و ۲۴۰۰ نقد و نظر است.
فهرست و خلاصهی داستانهای روز رهایی
۱. روز رهایی: در جهانی دیستوپیایی، گروهی از انسانها در قالب برنامههایی زنده مجبورند صحنههایی خشن از تاریخ را برای تماشاگران بازسازی کنند. یکی از آنها آرامآرام به آگاهی میرسد و میکوشد از این چرخهی تحقیر و خشونت رهایی پیدا کند. داستانی درباره بردگی مدرن، حافظه تاریخی و بهای آزادی.
۲. مادر جسور: زنی نویسنده و مادر، پس از سانحهای برای فرزندش، در کشاکش احساس گناه، خشم و آرزوی استقلال گرفتار میشود. او تلاش میکند بین نقش مادری و میل به خلاقیت تعادل برقرار کند. داستانی روانشناختی درباره هویت زن، فداکاری و خودخواهی پنهان.
۳. نامهی عاشقانه: پدربزرگی در آیندهای استبدادی، نامهای طولانی برای نوهاش مینویسد و از انتخابها، ترسها و سکوتهای اخلاقی خود سخن میگوید. این نامه هم اعتراف است و هم هشدار. داستانی تکاندهنده درباره مسئولیت فردی در برابر ظلم اجتماعی.
۴. چیزی در محیط کار: چهار کارمند در یک محیط کاری پرتنش درگیر رقابت، تحقیر، انتقام و فشار اقتصادیاند. یک اتفاق کوچک، لایههای پنهان خشونت و بیرحمی را آشکار میکند. داستانی واقعگرایانه درباره قدرت، فرسودگی شغلی و فروپاشی اخلاق.
۵. گنجشک: زنی ساده و کمرو که دیگران او را «گنجشک» صدا میکنند، عاشق همکارش میشود و برای نخستین بار تلاش میکند هویت مستقلی برای خود بسازد. داستان، روایتی ظریف از میل به دیدهشدن، عشق و رهایی از نقشهای تحمیلی است.
۶. غول: مردی در یک پارک تفریحی زیرزمینی، نقش موجودی جهنمی را بازی میکند، اما کمکم نسبت به واقعیت محیط و هویت خود دچار تردید میشود. این داستان تمثیلی تیره از استثمار، سرکوب ذهنی و کار در نظامهای غیرانسانی است.
۷. روز مادر: دو زن که هر دو زمانی عاشق یک مرد بودهاند، با خاطرات تلخ گذشته و پیامدهای یک رابطهی شکستخورده روبهرو میشوند. داستان درباره عشق، حسادت، فقدان و زخمهایی است که حتی با گذشت زمان هم التیام نمییابند.
۸. الیوت اسپنسر: مردی سالخورده پس از شستوشوی مغزی، به ابزاری در یک جنبش سیاسی تبدیل شده، اما حافظهاش بهتدریج بازمیگردد. او ناگهان با گذشته، گناهها و مسئولیتهایش روبهرو میشود. داستانی درباره هویت، حافظه و امکان رستگاری.
۹. خانهی من: مردی در تنهایی خانهای فرسوده زندگی میکند و در مرور خاطرات، با شکستها و حسرتهای زندگیاش روبهرو میشود. داستانی کوتاه، ساده و عمیق درباره تنهایی، تعلق و آنچه از زندگی باقی میماند.
بخشهایی از روز رهایی
ما طوری آموزش دیده بودیم که رنج را واقعی ندانیم.
…………………..
آزادی، چیزی نبود که برایش برنامهریزی شده باشیم.
…………………..
او لبخند زد، اما در چشمهایش هیچ نوری نبود.
……………………
سالها طول کشید تا بفهمم سکوت هم یک انتخاب است.
…………………..
مرد در اتاق کوچک ایستاد و به مانیتور خیره شد؛ تصویرهایی از گذشته که هرگز ندیده بود، اما انگار جزئی از زندگیاش بودند، جلوی چشمش رژه میرفتند. او میدانست که باید نقش خود را بازی کند، اما هر بار که لبخند میزد، حس میکرد چیزی درونش میلرزد. اینجا جایی بود که آزادی و اختیار تبدیل به خاطره شده بود و هر حرکتش زیر نگاه هزاران چشم فرضی بود.
………………….
زن روی صندلی نشسته بود و دفترچهای را ورق میزد که پر از یادداشتهای روزانه و یادداشتهایی برای فرزندش بود. او میدانست که هیچ کس قرار نیست این نوشتهها را بفهمد، اما نوشتن تنها راهی بود که میتوانست خود را از فشار سنگین دنیای بیرون رها کند. هر جمله مانند یک فریاد خاموش بود، و با هر کلمه، اندکی از بار گناه و پشیمانی سبک میشد.
…………………..
در گوشهی دیگر ساختمان، گروهی مشغول تمرین بودند؛ بازیگری برای صحنهای تاریخی که هرگز رخ نداده بود، اما باید باورپذیر به نظر میرسید. یکی از آنها ناگهان مکث کرد و به خود آمد؛ برای نخستین بار پرسید، «آیا این حقیقت ماست یا چیزی که به ما گفتهاند؟» سؤال او مثل موجی کوچک اما مداوم در فضا پیچید و همه چیز را تغییر داد، حتی اگر کسی آن را ندید یا نشنید.
اگر به کتاب روز رهایی علاقه دارید، بخش معرفی برترین داستانهای کوتاه جهان در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا میکند.









