به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

چهارگانه‌ی اسکندریه

اگر به رمان‌هایی علاقه‌مندید که هم‌زمان ذهن و احساس شما را درگیر کنند و حقیقت را از دل روایت‌های متضاد و شاعرانه بیرون بکشند، چهارگانه‌ی اسکندریه تجربه‌ای منحصربه‌فرد برای شماست. این کتاب شما را به شهری زنده و پرراز می‌برد و نشان می‌دهد چگونه عشق، حافظه و زمان می‌توانند هر بار داستانی تازه از یک واقعیت واحد بسازند. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
چهارگانه‌ی اسکندریه

فهرست مطالب

«چهارگانه‌ی اسکندریه» اثری است از لارنس دارل (نویسنده‌ی اهل انگلیس، از ۱۹۱۲ تا ۱۹۹۰) که در سال‌های ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۰ منتشر شده است. چهارگانه‌ی اسکندریه روایت چندلایه‌ای از عشق، خاطره، قدرت و نسبی‌بودن حقیقت است که در بستر شهر اسکندریه و از خلال زاویه‌دیدهای گوناگون، پیوند پیچیده‌ی روابط انسانی و تاریخ را کاوش می‌کند.

درباره‌ی چهارگانه‌ی اسکندریه

چهارگانه‌ی اسکندریه (The Alexandria Quartet) اثر لارنس دارل یکی از شاخص‌ترین تجربه‌های رمان‌نویسی مدرن در قرن بیستم است؛ مجموعه‌ای که نه‌تنها به‌سبب ساختار روایی پیچیده‌اش، بلکه به‌دلیل نگاه فلسفی و شاعرانه‌اش به عشق، زمان و حقیقت جایگاهی ممتاز در ادبیات معاصر دارد. دارل در این اثر، شهر اسکندریه را به صحنه‌ای زنده و چندلایه بدل می‌کند که شخصیت‌ها، احساسات و روایت‌ها در آن در هم تنیده می‌شوند.

این چهارگانه شامل چهار رمان مستقل اما به‌شدت پیوسته است: «ژوستین»، «بالتازار»، «مانتولیف» و «کلئا». سه جلد نخست تقریباً یک بازه‌ی زمانی واحد را روایت می‌کنند، اما هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، در حالی‌که جلد چهارم، حرکت زمان را به جلو می‌برد و چشم‌اندازی تازه از پیامدهای گذشته ارائه می‌دهد. همین ساختار غیرخطی و چنددیدگاهی، چهارگانه‌ی اسکندریه را به اثری منحصربه‌فرد بدل کرده است.

دارل در این مجموعه، مفهوم حقیقت واحد را به چالش می‌کشد. آنچه در یک روایت قطعی و روشن به نظر می‌رسد، در روایت بعدی دچار تزلزل می‌شود و معنایی دیگر می‌یابد. خواننده به‌تدریج درمی‌یابد که حقیقت نه امری ثابت، بلکه حاصل تلاقی نگاه‌ها، حافظه‌ها و عواطف گوناگون است.

اسکندریه در این کتاب صرفاً یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه حضوری فعال و تعیین‌کننده دارد. شهر با تنوع فرهنگی، فضای استعمارزده، تنش‌های سیاسی و آمیزه‌ای از شرق و غرب، همچون شخصیتی مستقل عمل می‌کند که بر سرنوشت آدم‌ها اثر می‌گذارد. دارل با نثری تصویری و شاعرانه، هوای مرطوب بندر، کوچه‌ها، کافه‌ها و ساحل مدیترانه را به بخشی جدایی‌ناپذیر از روایت تبدیل می‌کند.

چهارگانه‌ی اسکندریه عمیقاً درگیر روابط انسانی است؛ به‌ویژه عشق، میل و وابستگی‌های عاطفی. این روابط اغلب ناپایدار، پرابهام و آمیخته با سوءتفاهم‌اند و شخصیت‌ها در تلاش‌اند میان خواسته‌های درونی و واقعیت‌های بیرونی تعادلی بیابند. دارل عشق را نه امری رمانتیک و ساده، بلکه نیرویی پیچیده و گاه ویرانگر تصویر می‌کند.

از نظر سبکی، این مجموعه آمیزه‌ای از رمان، شعر و تأمل فلسفی است. زبان دارل سرشار از تصاویر حسی، جملات آهنگین و توصیف‌هایی است که گاه از روایت پیشی می‌گیرند. همین ویژگی، خواندن چهارگانه را به تجربه‌ای ادبی بدل می‌کند که بیش از دنبال‌کردن صرف داستان، بر درک فضا و معنا تکیه دارد.

زمینه‌ی تاریخی و سیاسی دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ نیز در تار و پود رمان تنیده شده است. حضور نیروهای استعماری، تحولات سیاسی مصر و سایه‌ی جنگ جهانی دوم، بی‌آنکه به گزارش تاریخی تبدیل شوند، بر زندگی شخصیت‌ها و روابطشان اثر می‌گذارند و حس ناامنی و گذرا بودن را تشدید می‌کنند.

شخصیت‌های چهارگانه‌ی اسکندریه اغلب روشنفکر، هنرمند یا دیپلمات‌اند و هرکدام با بحران هویت و معنا دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آن‌ها در جست‌وجوی فهم خود و دیگری‌اند، اما این جست‌وجو همواره با شکست، تردید و بازنگری همراه است. هیچ شخصیتی مالک تمام حقیقت نیست.

یکی از ایده‌های محوری کتاب، نسبی‌بودن ادراک انسانی است. دارل نشان می‌دهد که چگونه عشق، حسادت، خاطره و زبان می‌توانند واقعیت را دگرگون کنند. آنچه در ذهن یک راوی حقیقتی مسلم است، در ذهن دیگری صرفاً توهم یا سوءبرداشت جلوه می‌کند.

چهارگانه‌ی اسکندریه همچنین تأملی است بر هنر روایت‌گری. دارل با تغییر زاویه دید و لایه‌لایه‌کردن داستان، خودِ عمل روایت را موضوع توجه قرار می‌دهد و از خواننده می‌خواهد فعالانه در بازسازی معنا مشارکت کند. خواننده نه دریافت‌کننده‌ی منفعل، بلکه شریک فرایند فهم است.

این مجموعه به‌واسطه‌ی جسارت فرمی و عمق مضمونی‌اش، تأثیر قابل‌توجهی بر رمان‌نویسی مدرن گذاشته و اغلب به‌عنوان نمونه‌ای برجسته از ادبیات مدرنیستی متأخر شناخته می‌شود. چهارگانه‌ی اسکندریه تجربه‌ای است که بیش از یک‌بار خوانده می‌شود و هر بار لایه‌ای تازه از خود آشکار می‌کند.

در نهایت، چهارگانه‌ی اسکندریه دعوتی است به تأمل درباره‌ی زمان، عشق و حقیقت در جهانی چندپاره. لارنس دارل با این اثر نشان می‌دهد که زندگی انسانی را نمی‌توان در یک روایت واحد خلاصه کرد و تنها از خلال تکثر صداها و نگاه‌هاست که می‌توان به درکی عمیق‌تر، هرچند ناتمام، دست یافت.

کتاب چهارگانه‌ی اسکندریه در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۴.۱۸ با بیش از ۱۲۲۰۰ رای و ۵۶۰ نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمه‌ای از خاطره کرد کریمی به بازار عرضه شده است.

خلاصه‌ی داستان چهارگانه‌ی اسکندریه

ژوستین

داستان «ژوستین» از زبان راوی‌ای نویسنده‌مسلک روایت می‌شود که در اسکندریه‌ی پیش از جنگ جهانی دوم زندگی می‌کند. او در فضایی آکنده از گرما، سیاست، تبعید و بی‌قراری، گرفتار شبکه‌ای پیچیده از روابط عاطفی و انسانی می‌شود که محور اصلی آن زنی مرموز به نام ژوستین است.

ژوستین همسر نسیم، مردی ثروتمند و بانفوذ از جامعه‌ی یهودیان اسکندریه است، اما رابطه‌ای پرشور و پنهانی با راوی دارد. این رابطه، که آمیزه‌ای از عشق، میل، وابستگی و سوءتفاهم است، به‌تدریج راوی را درگیر جهانی می‌کند که در آن مرز میان حقیقت و خیال روشن نیست.

در کنار این رابطه، شخصیت‌های دیگری چون بالتازار، پزشک و متفکری کنجکاو، و مانتولیف، دیپلماتی بریتانیایی، وارد روایت می‌شوند. هرکدام نقشی در زندگی ژوستین و حلقه‌ی اطراف او دارند و به پیچیدگی روابط دامن می‌زنند، بی‌آنکه همه‌چیز را آشکار کنند.

اسکندریه در «ژوستین» شهری است پر از راز، شایعه و تنش‌های پنهان. فضای چندفرهنگی و استعمارزده‌ی شهر، بازتابی از وضعیت درونی شخصیت‌هاست؛ هیچ‌چیز پایدار نیست و همه‌چیز در حال لغزش و تغییر است.

راوی که شیفته‌ی ژوستین است، تلاش می‌کند از خلال خاطره‌ها و احساسات خود به درکی از او برسد، اما هرچه پیش می‌رود، بیشتر درمی‌یابد که تصویرش از ژوستین ممکن است ساخته‌ی ذهن خودش باشد. عشق در این رمان بیشتر به یک وسواس می‌ماند تا آرامش.

در پایان «ژوستین»، بسیاری از پرسش‌ها بی‌پاسخ می‌مانند. آنچه خواننده در اختیار دارد، تنها یک روایت شخصی و عاطفی است؛ روایتی که خودِ راوی نیز به ناتمام‌بودن و ناپایداری آن آگاه است و همین ناتمامی، اساس ورود به جلدهای بعدی را شکل می‌دهد.

بالتازار

«بالتازار» همان بازه‌ی زمانی «ژوستین» را دوباره روایت می‌کند، اما این‌بار با نگاهی انتقادی‌تر و تحلیلی‌تر. بالتازار، پزشک و دوست راوی، با خواندن دست‌نوشته‌های او، حاشیه‌نویسی‌هایی ارائه می‌دهد که بسیاری از فرض‌های قبلی را زیر سؤال می‌برد.

در این روایت، روابط میان شخصیت‌ها بازتعریف می‌شود. آنچه پیش‌تر به‌عنوان عشق یا خیانت قطعی جلوه می‌کرد، اکنون رنگی از سوءبرداشت، پنهان‌کاری یا ناآگاهی به خود می‌گیرد. ژوستین دیگر صرفاً زن اغواگر مرموز نیست، بلکه شخصیتی پیچیده‌تر با انگیزه‌هایی چندلایه به نظر می‌رسد.

بالتازار با دقتی شبه‌علمی تلاش می‌کند پیوندهای پنهان میان شخصیت‌ها را آشکار کند. او نشان می‌دهد که چگونه هر فرد، بخشی از حقیقت را در اختیار دارد و هیچ‌کس از کل ماجرا آگاه نیست. روایت به‌جای احساسات، بر تفسیر و بازخوانی تأکید دارد.

در این جلد، نقش شایعه، رازهای سیاسی و روابط پنهانی پررنگ‌تر می‌شود. برخی از رویدادهایی که در «ژوستین» شخصی و عاطفی به نظر می‌رسیدند، اکنون با شبکه‌ای از منافع سیاسی و اجتماعی پیوند می‌خورند.

راوی به‌تدریج درمی‌یابد که روایت اولیه‌اش بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، آینه‌ی درونیات و تمایلات خودش بوده است. این آگاهی، نوعی فاصله و سردی در نگاه او ایجاد می‌کند و شور عاشقانه‌ی جلد اول را تعدیل می‌سازد.

«بالتازار» بدون ارائه‌ی پاسخ نهایی، مفهوم حقیقت را بیش‌ازپیش نسبی می‌کند. این جلد نشان می‌دهد که حتی تصحیح یک روایت نیز به حقیقت مطلق نمی‌انجامد و هر روایت تازه، تنها لایه‌ای دیگر به ابهام موجود می‌افزاید.

مانتولیف

در «مانتولیف»، زاویه‌ی دید به‌کلی تغییر می‌کند و داستان از منظر سوم‌شخص و با تمرکز بر مانتولیف، دیپلمات بریتانیایی، روایت می‌شود. این تغییر، بُعدی سیاسی و تاریخی به مجموعه می‌افزاید و روابط شخصی را در بستری کلان‌تر قرار می‌دهد.

مانتولیف که پیش‌تر شخصیتی حاشیه‌ای به نظر می‌رسید، اکنون به مرکز روایت می‌آید. گذشته‌ی او، پیوندش با اسکندریه و رابطه‌ی عاطفی‌اش با مادر نِسیم آشکار می‌شود و نشان می‌دهد که تصمیم‌ها و احساسات شخصی چگونه در سیاست گره می‌خورند.

در این جلد، فعالیت‌های سیاسی زیرزمینی، نقش اقلیت‌های قومی و تنش‌های ناشی از استعمار برجسته می‌شود. اسکندریه دیگر فقط صحنه‌ی روابط عاشقانه نیست، بلکه میدان نیروهای متضاد سیاسی و تاریخی است.

بسیاری از رویدادهای دو جلد پیشین، در «مانتولیف» معنایی تازه پیدا می‌کنند. آنچه تصادفی یا احساسی به نظر می‌رسید، اکنون بخشی از طرح‌هایی بزرگ‌تر و آگاهانه‌تر جلوه می‌کند، هرچند این آگاهی نیز کامل نیست.

مانتولیف شخصیتی است که میان وظیفه‌ی سیاسی و احساسات شخصی گرفتار شده است. او درمی‌یابد که بی‌طرفی دیپلماتیک اغلب توهمی بیش نیست و هر انتخاب، پیامدهایی انسانی و اخلاقی دارد.

این جلد، با افزودن بُعد تاریخ و سیاست، نشان می‌دهد که سرنوشت شخصیت‌ها تنها حاصل روابط فردی نیست، بلکه در دل نیروهایی شکل می‌گیرد که از کنترل آن‌ها فراتر است. با این حال، حقیقت همچنان چندپاره باقی می‌ماند.

کلئا

«کلئا» تنها جلدی است که زمان را به جلو می‌برد و پس از جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد. فضای رمان تغییر کرده است؛ اسکندریه دیگر آن شهر پرشور و پرابهام گذشته نیست و شخصیت‌ها با پیامدهای انتخاب‌های پیشین خود روبه‌رو می‌شوند.

راوی که اکنون پخته‌تر و آرام‌تر شده، بار دیگر به اسکندریه بازمی‌گردد و رابطه‌ای تازه با کلئا، هنرمندی مستقل و متفاوت، شکل می‌دهد. این رابطه در مقایسه با عشق پرآشوب او به ژوستین، متعادل‌تر و واقع‌گرایانه‌تر است.

کلئا شخصیتی است که کمتر اسیر بازی‌های پنهان و فریب‌کارانه است. حضور او امکان نوعی رهایی عاطفی و فکری را برای راوی فراهم می‌کند، هرچند سایه‌ی گذشته همچنان بر زندگی او سنگینی می‌کند.

در این جلد، سرنوشت بسیاری از شخصیت‌های پیشین روشن‌تر می‌شود. برخی غایب‌اند، برخی دگرگون شده‌اند و برخی دیگر تنها در خاطره‌ها حضور دارند. زمان، نقش داور خاموش را بازی می‌کند.

«کلئا» بیش از جلدهای پیشین، بر رشد درونی و پذیرش ناتمامی تمرکز دارد. راوی درمی‌یابد که حقیقت نه در کشف کامل گذشته، بلکه در آشتی با محدودیت‌های فهم انسانی نهفته است.

پایان چهارگانه با نوعی آرامش تلخ همراه است. نه همه‌چیز حل می‌شود و نه همه‌چیز از نو آغاز، اما امکان نگاهی بالغ‌تر به عشق، زندگی و خاطره فراهم می‌آید. «کلئا» جمع‌بندی تجربه‌ای است که از شور آغاز شد و به تأمل انجامید.

بخش‌هایی از چهارگانه‌ی اسکندریه

اسکندریه حافظه‌ای دارد که هیچ‌کس مالک آن نیست.

……………………..

عشق، شکلی از نادانی است که خود را حقیقت می‌پندارد.

……………………..

ما آن‌گونه می‌بینیم که هستیم، نه آن‌گونه که جهان هست.

……………………..

گذشته هر بار با روایتی تازه بازمی‌گردد.

………………………

هیچ داستانی کامل نیست؛ فقط زاویه‌ها عوض می‌شوند.

 

اگر به کتاب چهارگانه‌ی اسکندریه علاقه دارید، بخش معرفی برترین داستان‌های تاریخی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x