«خاطرات نورالدین کیانوری» اثری است از نورالدین کیانوری (نویسنده و فعال سیاسی، از ۱۲۹۴ تا ۱۳۷۷) که در سال ۱۳۷۱ منتشر شده است. این کتاب روایت زندگی و فعالیتهای سیاسی نورالدین کیانوری است که از خلال آن تاریخ درونی حزب توده و بخش مهمی از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر بازگو و تحلیل میشود.
دربارهی خاطرات نورالدین کیانوری
کتاب «خاطرات نورالدین کیانوری» نوشتهی خود او، یکی از مفصلترین و در عین حال صریحترین روایتهای درونی از تاریخ معاصر ایران در سدهی چهاردهم خورشیدی است. این کتاب نهتنها خاطرات شخصی یک فعال سیاسی را بازگو میکند، بلکه بهمثابه سندی روایی، تحولات فکری، سازمانی و تاریخی جریان چپ ایران را از درون بازمینمایاند .
نورالدین کیانوری در این خاطرات، زندگی خود را از سالهای نخستین شکلگیری آگاهی سیاسی تا دوران فعالیت تشکیلاتی و رهبری حزب توده ایران روایت میکند. لحن روایت اغلب تحلیلی و توضیحی است و نویسنده میکوشد میان تجربهی زیستهی فردی و رویدادهای کلان سیاسی پیوندی روشن برقرار کند .
کتاب از همان آغاز نشان میدهد که خاطرهنویسی برای کیانوری صرفاً بازگویی گذشته نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای ثبت تجربهها، دفاع از برخی مواضع، و توضیح چرایی تصمیمهای سیاسی در بزنگاههای تاریخی است. او بارها تأکید میکند که روایتش حاصل نگاه پسینی و تأملگرانه به رویدادهاست .
یکی از محورهای اصلی کتاب، شکلگیری و تحول حزب توده ایران است. کیانوری با جزئیات به ساختار تشکیلاتی، اختلافات درونی، فراز و فرودهای سیاسی، و رابطهی حزب با قدرتهای داخلی و خارجی میپردازد و تلاش میکند تصویری از درون این جریان ارائه دهد که کمتر در منابع رسمی دیده میشود .
در این خاطرات، کودتای ۲۸ مرداد، سالهای پس از آن، و پیامدهای سرکوب نیروهای سیاسی جایگاه برجستهای دارند. نویسنده با ذکر تجربههای شخصی و تشکیلاتی، به تحلیل علل شکستها، اشتباهات راهبردی و محدودیتهای عملی جریان چپ میپردازد، بیآنکه روایت را به گزارش صرف فروبکاهد .
بخش مهمی از کتاب به سالهای زندان، تعقیب، و زندگی مخفی اختصاص دارد. این فصلها تصویری عینی از فضای امنیتی، فشارهای روانی و شیوههای مقاومت فردی و جمعی ارائه میکنند و نشان میدهند که سیاست در این روایت، هم تجربهای فکری است و هم زیستی روزمره .
کیانوری در روایت خود از انقلاب ۱۳۵۷ و سالهای پس از آن، به نقش حزب توده، امیدها، محاسبات و سپس فروپاشی این امیدها میپردازد. این بخشها از کتاب بهدلیل نزدیکی زمانی به رویدادها و حضور مستقیم نویسنده در متن وقایع، اهمیت ویژهای دارند .
یکی از ویژگیهای بارز کتاب، پرداختن به اختلافنظرها و نقدهای درونحزبی است. نویسنده تلاش میکند تصمیمها و مواضع رهبری را توضیح دهد و در عین حال به برخی خطاها اذعان کند، هرچند زاویهی دید او همچنان دیدگاه یک کنشگر درگیر در میدان سیاست است .
خاطرات کیانوری از نظر سبک، آمیزهای از روایت تاریخی، تحلیل سیاسی و یادداشتهای شخصی است. زبان کتاب اغلب مستقیم، گزارشی و گاه جدلی است و کمتر به توصیفهای ادبی یا احساسات فردی گسترده میپردازد، امری که با هدف سندگونهی اثر همخوانی دارد.
این کتاب برای خوانندهای که به دنبال شناخت تاریخ معاصر ایران از منظر یکی از بازیگران اصلی جریان چپ است، منبعی مهم به شمار میآید. روایت کیانوری امکان مقایسهی این دیدگاه را با دیگر روایتهای تاریخی فراهم میکند و به فهم پیچیدگیهای سیاست ایدئولوژیک در ایران کمک میرساند .
در عین حال، «خاطرات نورالدین کیانوری» اثری بیطرف به معنای کلاسیک نیست؛ بلکه متنی است که آگاهانه از موضع نویسنده نوشته شده و همین ویژگی، ارزش و محدودیت آن را توأمان شکل میدهد. خواننده در مواجهه با کتاب، هم با سند تاریخی روبهروست و هم با دفاعیهای سیاسی .
در مجموع، این کتاب یکی از مهمترین متون خاطرهنگارانهی سیاسی در زبان فارسی است که با اتکا به تجربهی مستقیم نویسنده، بخشی از تاریخ پرتنش و مناقشهبرانگیز ایران را از درون بازگو میکند و بهویژه برای پژوهشگران، دانشجویان تاریخ و علاقهمندان به جریانهای فکری قرن بیستم ایران اهمیتی ویژه دارد .
کتاب خاطرات نورالدین کیانوری در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۲.۹۳ است.
خلاصهی محتوای خاطرات نورالدین کیانوری
در این کتاب، روایت از زندگی شخصی نورالدین کیانوری آغاز میشود؛ از خانواده، کودکی و نوجوانی او، فضایی که در آن رشد کرد و نخستین نشانههای شکلگیری ذهنیت سیاسیاش پدیدار شد. این بخش نشان میدهد که زمینههای اجتماعی و خانوادگی چگونه او را به سوی فعالیت فکری و سیاسی سوق داد و بستر ورودش به عرصهی کنشگری را فراهم کرد.
در ادامه، دوران تحصیل کیانوری در ایران و سپس در آلمان روایت میشود. او از تجربهی دانشجویی، آشنایی با اندیشههای مارکسیستی، و تأثیر فضای فکری اروپا بر شکلگیری باورهای سیاسیاش سخن میگوید. این فصلها نقش تعیینکنندهی آموزش و مواجهه با اندیشههای نو را در جهتگیری فکری او برجسته میکنند.
بخش بعدی به بازگشت او به ایران و ورود عملیاش به فعالیت سیاسی اختصاص دارد. کیانوری چگونگی پیوستن به محافل چپ، آشنایی با چهرههای مؤثر و شکلگیری هستههای اولیهی حزب توده ایران را شرح میدهد و از فضای سیاسی سالهای آغازین دههی ۱۳۲۰ تصویری درونی ارائه میکند.
در فصلهای مربوط به تأسیس و گسترش حزب توده، ساختار تشکیلاتی، فعالیتهای علنی و مخفی، و ارتباط حزب با جریانهای اجتماعی و سیاسی کشور بررسی میشود. نویسنده به نقش خود و دیگر اعضای رهبری در سازماندهی حزب و گسترش نفوذ آن میپردازد.
بخش مهمی از کتاب به فعالیتهای حزبی در سالهای بحرانی، از جمله دوران دولتهای پس از جنگ جهانی دوم، ماجرای آذربایجان و تحولات مربوط به نفت شمال اختصاص دارد. کیانوری این رویدادها را از منظر درونحزبی تحلیل کرده و به اختلافنظرها و تصمیمهای اتخاذشده اشاره میکند.
در ادامه، فصلهایی به سازمان نظامی حزب توده و نقش آن در معادلات سیاسی و امنیتی کشور میپردازد. نویسنده چگونگی شکلگیری این سازمان، اهداف آن و پیامدهای فعالیتهایش را با جزئیات توضیح میدهد.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، روایت وارد مرحلهای تازه میشود. کیانوری به سرکوب حزب، دستگیریها، زندگی مخفی، فرارها و فروپاشی ساختار علنی حزب میپردازد و این دوره را یکی از سختترین مقاطع فعالیت سیاسی خود توصیف میکند.
بخشهای بعدی به سالهای زندان، بازجوییها و روابط میان زندانیان سیاسی اختصاص دارد. نویسنده فضای زندان، شیوههای برخورد حکومت و تأثیر این تجربهها بر روحیه و نگاه سیاسی فعالان را شرح میدهد.
در ادامه، کتاب به سالهای پس از آزادی نسبی و بازسازی تدریجی ارتباطات حزبی میپردازد. کیانوری از تلاشها برای حفظ انسجام فکری و تشکیلاتی، ارتباط با نیروهای خارج از کشور و تداوم فعالیت سیاسی در شرایط محدود سخن میگوید.
بخش مربوط به انقلاب ۱۳۵۷ و بازگشت حزب توده به صحنهی علنی سیاست، یکی از مفصلترین بخشهای کتاب است. نویسنده به امیدها، تحلیلها و تصمیمهای حزب در قبال جمهوری اسلامی و تحولات سریع پس از انقلاب میپردازد.
در فصلهای پایانی، کیانوری به دستگیری دوباره، فروپاشی حزب و ارزیابی انتقادی از عملکرد گذشته میپردازد. او برخی اشتباهات را میپذیرد و در عین حال از اصول فکری و سیاسی خود دفاع میکند.
در مجموع، ساختار کتاب از یک روایت زندگی شخصی آغاز میشود و به تدریج به تاریخ درونی یک جریان سیاسی گسترش مییابد. فصلها و بخشها در کنار هم تصویری پیوسته از چند دهه تاریخ معاصر ایران ارائه میکنند؛ تصویری که هم تجربهی فردی را در بر میگیرد و هم تحولات کلان سیاسی را.
بخشهایی از خاطرات نورالدین کیانوری
اینکه برادران شیخ حسین در چه زمان عضو حزب شدند، چه کسی آنها را معرفی کرده بود، و سابقه رابطه آنها با روز به چگونه بود، من اطلاع ندارم. فقط میدانم که احمد ومرتضى و مصطفی و حسام به کامبخش خیلی نزدیک شده بودند و از طریق کامبخش با من هم دوست و که ما خواستارش بودیم و او توانائیش را داشت خودداری نمی کرد و من شخصاً به او احترام و نزدیک بودند.
شیخ حسین را هیچ به خاطر ندارم که دیده باشم. احمد لنکرانی از هر گونه کمکی اعتماد داشتم. در ۱۵ بهمن او را هم با ما بازداشت کردند ولی پس از مدتى آزاد شد.
…………………..
پس از فرار ما از زندان، قاسمی و جودت فقط برای شکستن شخصیت روزبه، که در سازمان افسری نفوذ زیاد داشت، او را از مسئولیت سازمان افسری برداشتند. او هم از حزب استعفا داد و تصمیم داشت که بدون کمک حزب به زادگاهش ملایر برود و در آنجا تدارک کارهای پارتیزانی ببیند. من مدتها با او بحث کردم و نهذیرفت. تا بالا خره مجبور شدم پیامی از کامبخش برایش جور کنم و او چون به کامبخش خیلی اعتماد داشت حاضر شد به عنوان معاون، ودر واقع گرداننده، شعبه اطلاعات حزب فعالیت کند.
……………………
در سالهای قبل از آذر ،۱۳۲۵ حزب مورد استقبال عده زیادی ازروشنفکران نیز قرار گرفت. ولی از آنجا که حزب تمام نیر ویش را بر پشتیبانی از فرقه متمر کز کرد، و امیدوار بود که فرقه پابرجا بماند و نقشی در مجموعه سیاست ایران بازى کند و اینطور هم تبلیغ می کرد، شکست فرقه برای این افراد ضربه فوق العاده سختی بود؛ هم از لحاظ موضع حزب در جامعه و هم در درون خود حزب. عده قابل ملاحظه ای، شاید ۳۰ تا ۳۵ درصد اعضاء از حزب بکلی کنار رفتند؛ بعضی امیدی به موفقیت نداشتند، بعضی از ترس که مبادا زیر فشار قرار بگیرند، و بعضی واقعًا اعتقادشان را از دست دادند.
…………………….
مسئله مهمی که در رابطه با جبهه ملی دوم به خاطرم است ومورد توجه حزب ما بود، ختلاف نظر آنها در مسئله شر کت احزاب در تر کیب جبهه ملی بود. در این زمینه، در جبھه ملی دوم دو نظر وجود داشت. حزب ایرانی ها معتقد بودند که جبهه ملی باید به صورت یک حزب متشکل، ونه یک جبهه از احزاب مّلى وأزادیخواه، فعالیت داشته باشد ولذا تمام احزاب جبهه ملی باید سازمانهای خود را منحل کنند و در جبهه ملی به صورت یک حزب واحد و با رهبری و سیاست واحد سرکت نمایند.
……………………..
جبهه ملی سوم، بر طبق رهنمودهای دکتر مصدق، در مرامنامه خود اعلام کرد که جبهه ملی ایران اجتماع کلیه احزاب وجمعیتها و دستجاتی است که هدفى جز استقلال وآزادى ایران ندارند. برنامه آنها شامل چهار ماده بود: مبارزه در راه احیای حقوق و آزادیھای فردی و اجتماعی در ایران بر طبق قانون اساسى واعلامیه حقوق بشر، استقرار حکومت ملی ناشی از انتخابات عمومی و آزاد، حمایت از منافع ملی در برابر هر گونه تجاوز به مصالح مردم ایران، دوستی با همه ملل جهان و پشتیبانی از مبارزات ملل آسیابی و آفریقایی ومبارزه با هرگونه سباست استعمارى.
اگر به کتاب خاطرات نورالدین کیانوری علاقه دارید، بخش معرفی برترین زندگینامهها در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا میکند.









