به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

بازگشت روشنایی: دوباره با کتاب، دوباره با امید

پس از روزهایی آکنده از اضطراب، خاموشی و زخم، اکنون زمان آن رسیده است که بار دیگر به آغوش واژه‌ها بازگردیم؛ جایی که امید، آرام‌آرام از میان صفحات کتاب سر برمی‌آورد.

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

بازگشت روشنایی دوباره با کتاب، دوباره با امید

فهرست مطالب

جنگ که می‌آید، فقط خانه‌ها را ویران نمی‌کند؛ پیش از آن‌که دیوارها فرو بریزند، واژه‌ها ترک برمی‌دارند، رؤیاها خاموش می‌شوند و انسان، آرام‌آرام از درون خالی می‌شود. در روزهایی که صدای انفجار از هر سو برمی‌خاست و اخبار تلخ، مثل غباری سنگین بر جان مردم می‌نشست، دیگر رمقی برای نوشتن و خواندن باقی نمی‌مانْد. کتاب‌ها در قفسه‌ها خاموش مانده بودند و انگار خودِ کلمات نیز به سوگ انسان نشسته بودند. چه بسیار شب‌هایی که چراغ مطالعه‌ها روشن نشد و چه بسیار دل‌هایی که به جای ورق زدن کتاب، زخم‌های روزگار را ورق زدند.

در آن روزهای سخت، همه‌چیز بوی اضطراب می‌داد؛ خیابان‌ها، خانه‌ها، نگاه‌ها و حتی سکوت‌ها. انسان وقتی هر لحظه بیمِ از دست دادن دارد، وقتی آینده در مهی غلیظ فرو می‌رود، دیگر چگونه می‌تواند با فراغ بال کنار کتابی بنشیند و خود را به جهان داستان‌ها و اندیشه‌ها بسپارد؟ اما حقیقت این است که درست در همین تاریک‌ترین روزهاست که نیاز ما به کتاب بیشتر از همیشه می‌شود. کتاب فقط چند صفحه کاغذ نیست؛ پناهگاهی است برای روح خسته‌ی انسان، پنجره‌ای است رو به امید، و چراغ کوچکی است که حتی در عمیق‌ترین شب‌ها خاموش نمی‌شود.

ما فراموش کرده بودیم که ملت‌ها فقط با نان زنده نمی‌مانند؛ روح آدمی نیز گرسنه می‌شود. جنگ، پیش از آن‌که جسم‌ها را زخمی کند، روح‌ها را فرسوده می‌کند و انسانِ خسته، اگر پناهی در جهان اندیشه و ادبیات نیابد، آرام‌آرام در هیاهوی رنج‌ها گم می‌شود. کتاب‌ها به ما یادآوری می‌کنند که هنوز می‌توان انسان ماند، هنوز می‌توان گریست، دوست داشت، امید بست و از دل خاکسترها دوباره برخاست. ادبیات، حافظه‌ی رنج‌ها و در عین حال، نیروی ادامه دادن است؛ همان چیزی که در روزگار تیره بیش از هر چیز به آن محتاجیم.

«هر روز یک کتاب» نیز در این روزهای دشوار، ناگزیر مدتی در سکوت فرو رفت؛ سکوتی که نه از بی‌اعتقادی به کتاب، که از سنگینی روزگار و اندوه زمانه بود. اما اکنون، با همه‌ی زخم‌هایی که هنوز بر تنِ شهرها و دل‌های مردم باقی مانده، نسیمی کم‌جان از آرامش وزیدن گرفته است. هنوز غبار جنگ کاملاً ننشسته، هنوز دل‌ها پر از نگرانی است، اما در همین میان، نیاز به بازگشت به کتاب بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. انسانِ زخمی، برای ادامه دادن، به کلمه نیاز دارد؛ به شعر، به داستان، به اندیشه و به نوری که از دل صفحات کتاب برمی‌خیزد.

به همین دلیل، «هر روز یک کتاب» به‌زودی دوباره فعالیت خود را از سر خواهد گرفت؛ شاید کوچک، شاید آرام، اما با همان عشق همیشگی به ادبیات و دانایی. ما بازخواهیم گشت تا بار دیگر از کتاب‌ها بگوییم؛ از رمان‌هایی که زخم‌های روح را مرهم می‌شوند، از شعرهایی که در دل تاریکی جرقه‌ای از امید می‌افروزند و از اندیشه‌هایی که انسان را به ایستادگی فرامی‌خوانند. زیرا باور داریم تا وقتی کتاب هست، هنوز چیزی از انسانیت باقی مانده است؛ هنوز می‌توان از دل ویرانی‌ها، آینده‌ای روشن‌تر ساخت.

وب‌سایت هر روز یک کتاب

برچسب‌ها:

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x