به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

نظام جهانی مدرن

اگر می‌خواهید بدانید چرا جهان امروز به این شکل سازمان یافته و ریشه نابرابری‌ها، استعمار، جهانی‌شدن و سلطه اقتصادی را در بستر تاریخ کشف کنید، نظام جهانی مدرن یکی از مهم‌ترین آثاری است که باید بخوانید. والرشتاین با نگاهی ژرف و استدلالی، تصویری تازه از تاریخ چند قرن اخیر ارائه می‌دهد و شما را وادار می‌کند بسیاری از باورهای رایج درباره سرمایه‌داری، توسعه و قدرت را از نو بازاندیشی کنید. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
نظام جهانی مدرن

فهرست مطالب

«نظام جهانی مدرن» اثری است از امانوئل والرشتاین (نویسنده و جامعه‌شناس آمریکایی، از ۱۹۳۰ تا ۲۰۱۹) که در سال‌های ۱۹۷۵ تا ۲۰۱۱ منتشر شده است. این مجموعه با بررسی پیدایش، گسترش و تحول نظام سرمایه‌داری جهانی از قرن شانزدهم تا اوایل قرن بیستم، نشان می‌دهد چگونه روابط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میان کشورهای هسته، پیرامون و نیمه‌پیرامون، تاریخ جهان مدرن را شکل داده‌اند.

درباره‌ی نظام جهانی مدرن

مجموعه‌ی چهارجلدی نظام جهانی مدرن(The Modern World-System)  اثر امانوئل  والرشتاین از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار علوم اجتماعی در قرن بیستم به شمار می‌رود؛ اثری که مرزهای میان تاریخ، جامعه‌شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل را درنوردیده و چارچوبی نو برای فهم پیدایش و گسترش سرمایه‌داری جهانی ارائه کرده است.

والرشتاین در این مجموعه، تاریخ جهان را نه از منظر دولت‌های منفرد یا تمدن‌های جداگانه، بلکه به‌عنوان یک «نظام جهانی» واحد بررسی می‌کند که در آن اقتصاد، سیاست و تقسیم کار بین‌المللی به شکلی پیچیده و درهم‌تنیده عمل می‌کنند. نتیجه، روایتی متفاوت از تاریخ مدرن است که بسیاری از برداشت‌های سنتی درباره توسعه، استعمار و قدرت را به چالش می‌کشد.

نقطه‌ی عزیمت نظری این مجموعه، مفهوم «نظام جهانی» است؛ مفهومی که بر اساس آن، از قرن شانزدهم میلادی به بعد، اقتصاد سرمایه‌داری اروپا به تدریج مرزهای خود را گسترش داد و شبکه‌ای جهانی از تولید، تجارت و سلطه ایجاد کرد.

والرشتاین استدلال می‌کند که برای درک تاریخ مدرن نمی‌توان تنها به مرزهای ملی یا رویدادهای داخلی کشورها توجه کرد، بلکه باید کل ساختار جهانی و روابط میان مناطق مختلف را در نظر گرفت. از نگاه او، کشورهای جهان همواره در جایگاه‌های متفاوتی مانند «هسته»، «نیمه‌پیرامون» و «پیرامون» قرار گرفته‌اند و همین جایگاه‌ها مسیر توسعه یا عقب‌ماندگی آن‌ها را رقم زده است.

جلد نخست این مجموعه با عنوان نظام جهانی مدرن، جلد اول: کشاورزی سرمایه‌داری و خاستگاه اقتصاد جهانی اروپا در قرن شانزدهم (The Modern World-System I: Capitalist Agriculture and the Origins of European World-Economy in the 16th Century)  به بررسی خاستگاه اقتصاد جهانی سرمایه‌داری در قرن شانزدهم می‌پردازد. والرشتاین در این جلد نشان می‌دهد که چگونه دگرگونی‌های کشاورزی، گسترش تجارت دریایی، رشد بازارهای اروپایی و شکل‌گیری تقسیم کار بین‌المللی، زمینه‌ی پیدایش نخستین اقتصاد جهانی سرمایه‌داری را فراهم کردند.

او برخلاف بسیاری از مورخان که انقلاب صنعتی را نقطه‌ی آغاز سرمایه‌داری می‌دانند، ریشه‌های این نظام را در تحولات چند قرن پیش از آن جست‌وجو می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه اروپا به تدریج به مرکز یک شبکه‌ی اقتصادی جهانی تبدیل شد.

در همین جلد نخست، نقش استعمار، استخراج منابع از سرزمین‌های تازه‌فتح‌شده، تجارت اقیانوسی و گسترش مناسبات بازار با دقت تحلیل می‌شود. والرشتاین نشان می‌دهد که توسعه‌ی اروپا صرفاً نتیجه‌ی پیشرفت‌های داخلی آن نبود، بلکه تا اندازه‌ی زیادی بر پایه‌ی پیوندهای نابرابر با سایر مناطق جهان شکل گرفت. او مفهوم تقسیم کار جهانی را به‌گونه‌ای مطرح می‌کند که بعدها به یکی از ارکان اصلی نظریه‌های وابستگی و مطالعات توسعه تبدیل شد و بر پژوهش‌های بی‌شماری در حوزه‌ی علوم اجتماعی تأثیر گذاشت.

جلد دوم با عنوان نظام جهانی مدرن، جلد دوم: سوداگری (مرکانتیلیسم) و تثبیت اقتصاد جهانی اروپا، ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ (The Modern World-System II: Mercantilism and the Consolidation of the European World-Economy, 1600–۱۷۵۰) به دوره‌ای می‌پردازد که اقتصاد جهانی نوپا به مرحله‌ی تثبیت و استحکام رسید. در این دوره، دولت‌های اروپایی با بهره‌گیری از سیاست‌های مرکانتیلیستی، انحصارهای تجاری، ناوگان‌های دریایی و شرکت‌های بزرگ بازرگانی، رقابت شدیدی برای کنترل تجارت جهانی آغاز کردند. والرشتاین نشان می‌دهد که چگونه قدرت سیاسی دولت‌ها و منافع اقتصادی سرمایه‌داران به یکدیگر گره خورد و ساختار نظام جهانی را استوارتر ساخت.

در جلد دوم همچنین رقابت میان قدرت‌هایی مانند هلند، انگلستان، فرانسه و اسپانیا با جزئیات بررسی می‌شود. نویسنده توضیح می‌دهد که برتری اقتصادی و سیاسی کشورها همواره ثابت نبوده، بلکه با تغییر شرایط تجاری، مالی و نظامی دگرگون شده است. او ظهور هلند به‌عنوان قدرت مسلط اقتصادی قرن هفدهم و سپس انتقال تدریجی این برتری به انگلستان را بخشی از چرخه‌های بلندمدت تحول نظام جهانی می‌داند و این جابه‌جایی‌های قدرت را نتیجه‌ی سازوکارهای درونی سرمایه‌داری جهانی معرفی می‌کند.

جلد سوم با عنوان نظام جهانی مدرن، جلد سوم: دومین دوره‌ی گسترش بزرگ اقتصاد جهانی سرمایه‌داری، از دهه‌ی ۱۷۳۰ تا دهه‌ی ۱۸۴۰( The Modern World-System III: The Second Era of Great Expansion of the Capitalist World-Economy, 1730s–1840s)  مرحله‌ای تازه از گسترش سرمایه‌داری را بررسی می‌کند؛ دوره‌ای که با انقلاب‌های سیاسی، توسعه‌ی تجارت بین‌المللی، پیشرفت فناوری و گسترش بازارهای جهانی همراه بود.

والرشتاین در این جلد نشان می‌دهد که چگونه اقتصاد سرمایه‌داری وارد مرحله‌ای از توسعه‌ی شتابان شد و دامنه‌ی نفوذ آن بخش‌های بیشتری از جهان را دربر گرفت. این دوره هم‌زمان با تحولات بزرگی مانند انقلاب آمریکا، انقلاب فرانسه و آغاز انقلاب صنعتی است که هر یک نقشی تعیین‌کننده در بازآرایی نظام جهانی داشتند.

در این جلد، نویسنده رابطه‌ی میان تحولات اقتصادی و دگرگونی‌های سیاسی را با دقت تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که انقلاب‌ها را نمی‌توان صرفاً رویدادهایی ملی دانست. از دیدگاه او، بسیاری از این رخدادها در چارچوب رقابت‌های نظام جهانی و نیازهای سرمایه‌داری بین‌المللی قابل فهم هستند. والرشتاین همچنین گسترش استعمار، افزایش تولید صنعتی، رشد بازارهای مالی و تغییر الگوهای تجارت را حلقه‌هایی از زنجیره‌ی تکامل نظام جهانی سرمایه‌داری می‌داند.

جلد چهارم با عنوان نظام جهانی مدرن، جلد چهارم: پیروزی لیبرالیسم میانه‌رو، ۱۷۸۹ تا ۱۹۱۴( The Modern World-System IV: Centrist Liberalism Triumphant, 1789–۱۹۱۴)  به بررسی دوره‌ای می‌پردازد که اندیشه‌ی لیبرالیسم میانه‌رو به ایدئولوژی غالب جهان سرمایه‌داری تبدیل شد.

والرشتاین در این جلد نشان می‌دهد که چگونه پس از انقلاب فرانسه، لیبرالیسم نه‌تنها در عرصه‌ی سیاست، بلکه در اقتصاد، فرهنگ و روابط بین‌الملل نیز جایگاهی مسلط یافت. او این دوره را زمان تثبیت بسیاری از نهادها و ارزش‌هایی می‌داند که هنوز نیز بخش مهمی از جهان معاصر را شکل می‌دهند.

یکی از مباحث مهم جلد چهارم، بررسی نقش دولت‌های ملی در چارچوب نظام جهانی است. والرشتاین استدلال می‌کند که اگرچه دولت‌ها ظاهراً بازیگران مستقلی به نظر می‌رسند، اما عملکرد آن‌ها تا حد زیادی تحت تأثیر جایگاهشان در اقتصاد جهانی قرار دارد. او همچنین ظهور جنبش‌های کارگری، ملی‌گرایی، اصلاحات سیاسی، گسترش امپریالیسم و رقابت قدرت‌های بزرگ را در قالب تحول ساختاری نظام سرمایه‌داری تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که این تحولات زمینه‌ساز بحران‌های بزرگ قرن بیستم شدند.

یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی این مجموعه، بهره‌گیری هم‌زمان از منابع تاریخی، داده‌های اقتصادی و تحلیل‌های جامعه‌شناختی است. والرشتاین با ترکیب این حوزه‌ها، تصویری چندبعدی از تاریخ جهان ارائه می‌دهد که در آن اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جغرافیا از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. این نگاه میان‌رشته‌ای سبب شده است که آثار او نه‌تنها در جامعه‌شناسی، بلکه در تاریخ، اقتصاد، علوم سیاسی، مطالعات توسعه و روابط بین‌الملل نیز به منابعی کلاسیک تبدیل شوند.

نظریه‌ی نظام جهانی والرشتاین همچنین الهام‌بخش پژوهشگران بسیاری در کشورهای در حال توسعه بوده است. بسیاری از اندیشمندان از چارچوب او برای توضیح شکاف میان کشورهای ثروتمند و فقیر، استمرار نابرابری جهانی، پیامدهای استعمار و وابستگی اقتصادی استفاده کرده‌اند. هرچند دیدگاه‌های او با انتقادهایی نیز روبه‌رو شده است، اما کمتر پژوهشگری اهمیت این مجموعه را در تغییر شیوه‌ی مطالعه‌ی تاریخ و سرمایه‌داری جهانی انکار می‌کند.

مطالعه‌ی این چهار جلد، خواننده را با روندی چندصدساله آشنا می‌کند که طی آن اقتصاد سرمایه‌داری از یک پدیده‌ی منطقه‌ای به نظامی جهانی تبدیل شد. والرشتاین نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌های اقتصادی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی، نابرابری‌های اجتماعی و حتی منازعات معاصر، ریشه‌هایی عمیق در ساختار این نظام دارند. از این رو، کتاب صرفاً روایتی از گذشته نیست، بلکه ابزاری برای فهم بسیاری از مسائل امروز جهان نیز به شمار می‌آید.

نثر علمی، استدلال‌های مستند، گستره‌ی وسیع داده‌های تاریخی و نگاه کلان به تحولات چند قرن گذشته، مجموعه‌ی نظام جهانی مدرن را به یکی از ماندگارترین آثار اندیشه‌ی اجتماعی معاصر تبدیل کرده است. این چهار جلد نه‌تنها تاریخ شکل‌گیری سرمایه‌داری جهانی را بازسازی می‌کنند، بلکه خواننده را دعوت می‌کنند تا مفاهیمی چون توسعه، قدرت، استعمار، دولت، تجارت و جهانی‌شدن را از زاویه‌ای تازه بازاندیشی کند؛ زاویه‌ای که هنوز نیز در بسیاری از مباحث دانشگاهی و نظریه‌های علوم انسانی حضوری پررنگ و اثرگذار دارد.

چهار جلد کتاب نظام جهانی مدرن در وب‌سایت goodreads به ترتیب دارای امتیاز ۴.۲۲، ۴.۲۷، ۴.۲۷ و ۴.۱۹ هستند.

خلاصه‌ی مطالب نظام جهانی مدرن

نظام جهانی مدرن، جلد اول: کشاورزی سرمایه‌داری و خاستگاه اقتصاد جهانی اروپا در قرن شانزدهم

والرشتاین در جلد نخست، پیدایش اقتصاد جهانی سرمایه‌داری را در قرن شانزدهم بررسی می‌کند و استدلال می‌کند که سرمایه‌داری نه در نتیجه انقلاب صنعتی، بلکه بسیار زودتر و در پی گسترش تجارت، تحول کشاورزی و شکل‌گیری بازارهای فراملی متولد شد.

او نشان می‌دهد که اروپا در این دوره از مجموعه‌ای از دولت‌ها و اقتصادهای پراکنده به شبکه‌ای منسجم از مبادلات اقتصادی تبدیل شد که بر پایه تقسیم کار منطقه‌ای عمل می‌کرد. این شبکه، نخستین «اقتصاد جهانی» واقعی را شکل داد؛ اقتصادی که از همان آغاز، ویژگی سرمایه‌داری و انباشت سرمایه را در خود داشت.

در ادامه، نویسنده ساختار درونی این نظام نوظهور را تحلیل می‌کند و مفهوم سه‌گانه «هسته»، «نیمه‌پیرامون» و «پیرامون» را معرفی می‌کند. مناطق هسته، با برخورداری از فناوری پیشرفته، نیروی کار ماهر و دولت‌های قدرتمند، بخش‌های سودآور تولید را در اختیار گرفتند؛ در حالی که مناطق پیرامونی عمدتاً تأمین‌کننده مواد خام و محصولات کشاورزی بودند و از طریق روابط نابرابر اقتصادی، ثروت خود را به مراکز هسته منتقل می‌کردند. مناطق نیمه‌پیرامونی نیز نقش واسطه‌ای میان این دو ایفا می‌کردند و مانع از دو قطبی شدن کامل نظام می‌شدند.

بخش پایانی جلد نخست به نقش استعمار، تجارت اقیانوسی، گسترش بازارهای مالی و تحولات کشاورزی اختصاص دارد. والرشتاین نشان می‌دهد که رشد اروپا بدون بهره‌گیری از منابع مستعمرات، تجارت برده، استخراج فلزات گران‌بها و توسعه شبکه‌های تجاری جهانی ممکن نبود. او با ارائه شواهد تاریخی گسترده نتیجه می‌گیرد که سرمایه‌داری از همان آغاز، پدیده‌ای جهانی بوده و توسعه اروپا را باید در چارچوب روابط اقتصادی بین‌المللی و نه صرفاً تحولات داخلی آن فهمید.

نظام جهانی مدرن، جلد دوم: سوداگری (مرکانتیلیسم) و تثبیت اقتصاد جهانی اروپا، ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰

جلد دوم به دوره تثبیت اقتصاد جهانی سرمایه‌داری در فاصله سال‌های ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ می‌پردازد؛ زمانی که دولت‌های اروپایی با اتخاذ سیاست‌های مرکانتیلیستی، کنترل تجارت، حمایت از صنایع داخلی و توسعه ناوگان‌های دریایی، برای کسب برتری اقتصادی با یکدیگر رقابت می‌کردند. والرشتاین نشان می‌دهد که دولت و سرمایه در این دوره به متحدان یکدیگر تبدیل شدند و قدرت سیاسی به ابزاری برای تضمین سود سرمایه‌داران بدل شد.

بخش مهمی از کتاب به رقابت قدرت‌های بزرگ اروپایی اختصاص دارد. نویسنده با تحلیل جایگاه هلند، انگلستان، فرانسه، اسپانیا و پرتغال، نشان می‌دهد که چگونه مرکز ثقل اقتصاد جهانی به تدریج از یک کشور به کشور دیگر منتقل شد. او به‌ویژه بر برتری تجاری و مالی جمهوری هلند در قرن هفدهم و سپس افول تدریجی آن و ظهور انگلستان به‌عنوان قدرت مسلط تأکید می‌کند و این تغییرات را بخشی از چرخه‌های بلندمدت نظام سرمایه‌داری می‌داند.

در فصل‌های پایانی، والرشتاین نقش شرکت‌های بزرگ بازرگانی، نظام مالی، بانکداری، مستعمرات و تجارت جهانی را در استحکام اقتصاد سرمایه‌داری بررسی می‌کند. او نشان می‌دهد که چگونه توسعه تجارت بین‌قاره‌ای، تقسیم کار جهانی را عمیق‌تر کرد و وابستگی اقتصادی مناطق پیرامونی به کشورهای هسته افزایش یافت. از نظر او، تا میانه قرن هجدهم، ساختار اصلی نظام جهانی سرمایه‌داری به اندازه‌ای تثبیت شده بود که مسیر تحولات دو قرن بعد را نیز تعیین می‌کرد.

نظام جهانی مدرن، جلد سوم: دومین دوره‌ی گسترش بزرگ اقتصاد جهانی سرمایه‌داری، از دهه‌ی ۱۷۳۰ تا دهه‌ی ۱۸۴۰

در جلد سوم، والرشتاین به دومین دوره بزرگ گسترش اقتصاد جهانی سرمایه‌داری، از دهه ۱۷۳۰ تا دهه ۱۸۴۰، می‌پردازد. او این دوره را زمان جهش کم‌سابقه تجارت جهانی، رشد سریع تولید، گسترش سرمایه‌گذاری و افزایش نفوذ بازارهای سرمایه‌داری در سراسر جهان می‌داند. در این دوران، بسیاری از مناطق جدید وارد اقتصاد جهانی شدند و سرمایه‌داری دامنه فعالیت خود را به قاره‌های مختلف گسترش داد.

نویسنده سپس ارتباط میان انقلاب‌های سیاسی و تحول نظام اقتصادی را بررسی می‌کند. انقلاب آمریکا، انقلاب فرانسه، اصلاحات سیاسی اروپا و آغاز انقلاب صنعتی، از دید والرشتاین، صرفاً رخدادهایی ملی نیستند، بلکه واکنش‌هایی به نیازها و دگرگونی‌های ساختاری نظام جهانی محسوب می‌شوند. او توضیح می‌دهد که رقابت قدرت‌های بزرگ، توسعه بازارها و افزایش تولید صنعتی، ساختار اقتصاد جهانی را وارد مرحله‌ای تازه کرد که در آن سرمایه صنعتی به تدریج جای سرمایه تجاری را گرفت.

در بخش‌های پایانی، کتاب پیامدهای اجتماعی این گسترش را تحلیل می‌کند؛ از جمله رشد شهرنشینی، افزایش طبقه کارگر، توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل، گسترش تجارت جهانی و تشدید استعمار. والرشتاین نشان می‌دهد که هرچه سرمایه‌داری گسترده‌تر شد، نابرابری میان مناطق هسته و پیرامون نیز عمیق‌تر گردید و بسیاری از بحران‌ها و تنش‌های سیاسی قرن نوزدهم ریشه در همین گسترش نامتوازن اقتصاد جهانی داشتند.

عنوان نظام جهانی مدرن، جلد چهارم: پیروزی لیبرالیسم میانه‌رو، ۱۷۸۹ تا ۱۹۱۴

جلد چهارم به بررسی دوره‌ای می‌پردازد که در آن لیبرالیسم میانه‌رو به ایدئولوژی مسلط نظام جهانی سرمایه‌داری تبدیل شد. والرشتاین استدلال می‌کند که از انقلاب فرانسه تا آغاز جنگ جهانی اول، لیبرالیسم توانست خود را به‌عنوان چارچوب غالب اندیشه سیاسی و اقتصادی تثبیت کند و بسیاری از دولت‌ها، حتی مخالفان ظاهری آن، ناگزیر در همین چارچوب عمل کردند. او نشان می‌دهد که لیبرالیسم نه صرفاً یک مکتب فکری، بلکه ابزاری برای حفظ ثبات و استمرار نظام سرمایه‌داری جهانی بود.

در ادامه، نویسنده تحولات قرن نوزدهم از جمله صنعتی‌شدن، گسترش امپریالیسم، شکل‌گیری جنبش‌های کارگری، ملی‌گرایی، اصلاحات سیاسی و رقابت قدرت‌های اروپایی را در ارتباط با ساختار نظام جهانی تحلیل می‌کند. او معتقد است که این تحولات، اگرچه ظاهراً مستقل از یکدیگر به نظر می‌رسند، اما همگی در چارچوب نیازهای سرمایه‌داری جهانی و رقابت برای حفظ موقعیت کشورهای هسته قابل درک هستند. از این منظر، دولت‌های ملی بیش از آنکه بازیگرانی مستقل باشند، اجزایی از یک نظام اقتصادی فراگیر محسوب می‌شوند.

در پایان، والرشتاین به نشانه‌های نخستین بحران‌های نظام جهانی در آستانه قرن بیستم اشاره می‌کند. تشدید رقابت امپریالیستی، افزایش تنش میان قدرت‌های بزرگ، گسترش جنبش‌های سوسیالیستی، رشد اعتراض‌های ضد استعماری و نابرابری‌های فزاینده، همگی نشان می‌دهند که نظام سرمایه‌داری جهانی، در کنار موفقیت‌های اقتصادی، تضادهایی درونی نیز تولید کرده است. به اعتقاد او، این تضادها زمینه‌ساز تحولات عظیم قرن بیستم، از جمله جنگ‌های جهانی و بحران‌های بعدی سرمایه‌داری شدند.

بخش‌هایی از نظام جهانی مدرن

برای آنکه بتوانم خاستگاه‌ها و سازوکارهای اولیه‌ی یک نظام جهانی را توصیف کنم، ناگزیر بوده‌ام برداشت و تلقی خاصی از مفهوم «نظام جهانی» ارائه دهم. نظام جهانی، یک نظام اجتماعی است؛ نظامی که مرزها، ساختارها، گروه‌های عضو، قواعد مشروعیت‌بخش و انسجام درونی خود را دارد. حیات آن از نیروهای متعارضی شکل می‌گیرد که از یک سو با ایجاد تنش، آن را در کنار هم نگه می‌دارند و از سوی دیگر، هم‌زمان آن را از هم می‌گسلند، زیرا هر گروه پیوسته می‌کوشد این نظام را به سود خود دگرگون و بازسازی کند.

این نظام، همچون یک موجود زنده، دارای چرخه‌ی زندگی است؛ چرخه‌ای که در طول آن، برخی از ویژگی‌هایش دستخوش تغییر می‌شوند، در حالی که برخی دیگر پایدار می‌مانند. همچنین می‌توان ساختارهای آن را، بر اساس منطق درونی شیوه‌ی عملکردشان، در مقاطع مختلف زمانی، از حیث میزان استحکام یا ضعف توصیف و ارزیابی کرد.

………………………

همچنین استدلال می‌شود که تاکنون تنها دو گونه از این نظام‌های جهانی وجود داشته است: امپراتوری‌های جهانی، که در آن‌ها یک نظام سیاسی واحد بر بخش عمده‌ای از قلمرو حاکم است، هرچند میزان کنترل مؤثر آن ممکن است بسیار محدود یا سست باشد؛ و نظام‌هایی که در آن‌ها چنین نظام سیاسی واحدی بر تمام یا تقریباً تمام قلمرو وجود ندارد. برای سهولت و از آنجا که اصطلاح مناسب‌تری در اختیار نداریم، گونه‌ی دوم را «اقتصاد جهانی»(world-economy)  می‌نامیم.

در نهایت، استدلال کرده‌ایم که پیش از دوران مدرن، اقتصادهای جهانی ساختارهایی بسیار ناپایدار بودند که معمولاً یا به امپراتوری‌های جهانی تبدیل می‌شدند یا از هم می‌پاشیدند. ویژگی منحصربه‌فرد نظام جهانی مدرن در این است که یک اقتصاد جهانی توانسته است نزدیک به پانصد سال دوام بیاورد، بی‌آنکه به یک امپراتوری جهانی دگرگون شود؛ و همین ویژگی است که راز پایداری و قدرت آن را تشکیل می‌دهد.

 

اگر به کتاب نظام جهانی مدرن علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتاب‌های سیاسی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x