«محمد، انسان و پیامبر» اثری است از عادل صلاحی (نویسنده و پژوهشگر اهل بریتانیا) که در سال ۱۹۹۵ منتشر شده است. این کتاب روایتی جامع از زندگی پیامبر اسلام(ص) از تولد و دوران کودکی تا بعثت، هجرت، شکلگیری جامعهی اسلامی، تحولات سیاسی و نظامی و واپسین روزهای زندگی اوست.
دربارهی محمد، انسان و پیامبر
کتاب «محمد، انسان و پیامبر» با عنوان اصلی Muhammad: Man and Prophet نوشته عادل صلاحی (Adil Salahi)، یکی از زندگینامههای جامع و مفصل درباره پیامبر اسلام است. نویسنده در این اثر تلاش میکند زندگی پیامبر را از سالهای کودکی و نوجوانی تا دوران بعثت، هجرت، شکلگیری جامعه اسلامی و واپسین روزهای زندگی او دنبال کند و در کنار روایت رویدادها، تصویری روشن از شخصیت و رسالت محمد ارائه دهد.
صلاحی در این کتاب صرفاً به بازگویی مجموعهای از وقایع مشهور زندگی پیامبر بسنده نمیکند، بلکه میکوشد هر رویداد را در زمینه تاریخی و اجتماعی خودش قرار دهد. از همین رو، شناخت فضای عربستان پیش از اسلام، ساختار قبیلهای جامعه، مناسبات میان قبایل و شرایط دینی و فرهنگی مکه و مدینه، بخش مهمی از روایت کتاب را تشکیل میدهد.
روایت کتاب از سالهای پیش از بعثت آغاز میشود و به دوران کودکی و جوانی محمد میپردازد. نویسنده در این بخش خواننده را با محیطی آشنا میکند که پیامبر در آن رشد کرد؛ محیطی که سنتهای قبیلهای، روابط خانوادگی، تجارت، باورهای دینی و مناسبات اجتماعی در آن نقش تعیینکنندهای داشتند.
با آغاز بعثت، زندگی محمد وارد مرحلهای تازه میشود و کتاب نیز از روایت دوران زندگی شخصی او به بررسی مأموریت پیامبری و دعوت به توحید میپردازد. صلاحی مخالفتهای قریش، فشار بر مسلمانان نخستین و دشواریهای مسیر دعوت را در ارتباط با شرایط اجتماعی و سیاسی مکه روایت میکند و نشان میدهد که شکلگیری جامعه اسلامی فرآیندی تدریجی و پرتنش بوده است.
یکی از ویژگیهای مهم اثر، توجه به انسانهایی است که در اطراف پیامبر حضور داشتند. یاران، خانواده، مخالفان و گروههای مختلف اجتماعی هر یک در پیشبرد روایت جایگاهی پیدا میکنند و از خلال روابط میان آنها، میتوان تصویری گستردهتر از جامعهای را دید که اسلام در آن ظهور کرد و بهتدریج گسترش یافت.
هجرت به مدینه نقطه عطف مهم دیگری در کتاب است. پس از این رویداد، روایت صلاحی تنها زندگی یک پیامبر را دنبال نمیکند، بلکه شکلگیری یک جامعه جدید را نیز به تصویر میکشد؛ جامعهای که در آن مسائل دینی با موضوعاتی همچون روابط اجتماعی، پیمانها، امنیت، سیاست و مناسبات میان گروههای مختلف درهم میآمیزد.
جنگها و رویاروییهای مهم دوران مدینه نیز در کتاب جایگاه ویژهای دارند. حوادثی مانند بدر و احد صرفاً به صورت گزارش نظامی روایت نمیشوند، بلکه نویسنده تلاش میکند تصمیمها، پیامدها و درسهای هر یک از این حوادث را نیز بررسی کند. به این ترتیب، میدان نبرد در روایت کتاب به عرصهای برای فهم بهتر شخصیت، رهبری و شیوه تصمیمگیری پیامبر تبدیل میشود.
در کنار جنگها، پیمانها و روابط سیاسی نیز از موضوعات مهم کتاب هستند. صلاحی نشان میدهد که گسترش اسلام تنها از مسیر رویارویی نظامی صورت نگرفت، بلکه مذاکره، پیمان، گفتوگو، روابط قبیلهای و تصمیمهای سیاسی نیز در تحولات آن دوران نقش داشتند. این نگاه باعث میشود تاریخ صدر اسلام در کتاب تصویری پیچیدهتر و چندلایهتر پیدا کند.
فتح مکه و حوادث پس از آن از دیگر بخشهای مهم روایت است. در این مرحله، داستان زندگی پیامبر به دورهای میرسد که اسلام جایگاه بسیار متفاوتی در شبهجزیره عربستان پیدا کرده است. نویسنده ضمن دنبال کردن تحولات این دوره، به تغییر روابط میان گروههای مختلف و گسترش جامعه مسلمانان نیز توجه میکند.
عنوان کتاب، یعنی «انسان و پیامبر»، خود نشاندهنده یکی از محورهای اصلی اثر است. صلاحی میخواهد محمد را هم به عنوان انسانی در بستر تاریخ و هم به عنوان پیامبری با مأموریتی الهی بررسی کند. زندگی خانوادگی، روابط با یاران، مواجهه با دشواریها و تصمیمهای او در کنار رسالت دینیاش قرار میگیرند تا تصویری کاملتر از شخصیت پیامبر شکل بگیرد.
کتاب همچنین با نگاهی فراتر از مخاطب مسلمان نوشته شده است. نویسنده تلاش میکند روایت خود را برای خوانندهای که با اسلام آشنایی عمیقی ندارد نیز قابل فهم کند و از طریق شرح زندگی پیامبر، زمینهای برای شناخت بهتر پیدایش و گسترش اسلام فراهم آورد. در عین حال، برای خواننده مسلمان نیز کتاب میتواند فرصتی برای بازخوانی زندگی پیامبر در چارچوبی گستردهتر و تاریخیتر باشد.
در مجموع، «محمد، انسان و پیامبر» اثری مفصل و جامع است که زندگی پیامبر اسلام را از کودکی تا پایان حیات او دنبال میکند و همزمان به زمینههای تاریخی، اجتماعی، دینی و سیاسی این زندگی میپردازد. ارزش کتاب در این است که زندگی محمد را جدا از زمانه او روایت نمیکند، بلکه شخصیت، رسالت و تحولات جامعه اسلامی را در کنار یکدیگر قرار میدهد و از این طریق روایتی یکپارچه از یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ ارائه میکند.
کتاب محمد، انسان و پیامبر در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۴.۵۸ با بیش از ۲۷۹ رای و ۳۰ نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمهای از سیدمحمد صالحی به بازار عرضه شده است.
خلاصهی مطالب محمد، انسان و پیامبر
کتاب با نگاهی به تاریخ و شرایط شبهجزیره عربستان پیش از ظهور اسلام آغاز میشود. نویسنده ابتدا تصویری از محیط اجتماعی، سیاسی و دینی عربستان ارائه میدهد؛ جامعهای که ساختار قبیلهای، تعصبهای قومی، بتپرستی، مناسبات تجاری و رقابت میان قبایل در آن اهمیت فراوان داشت. در ادامه، زندگی خانوادگی و سالهای نخست زندگی محمد بررسی میشود؛ از تولد و دوران کودکی در محیط بیابانی تا از دست دادن پدر و مادر و سپس سرپرستی او در خانواده عبدالمطلب و ابوطالب. این بخش زمینهای برای شناخت شخصیتی فراهم میکند که بعدها در مرکز تحولات بزرگ دینی و اجتماعی قرار میگیرد.
در فصلهای مربوط به جوانی و رسیدن به دوران بلوغ، زندگی محمد از جنبه انسانی و اجتماعی دنبال میشود. نویسنده به ویژگیهای اخلاقی او، حضورش در جامعه مکه، فعالیتهای تجاری و ازدواج با خدیجه میپردازد و نشان میدهد که چگونه پیش از آغاز رسالت نیز به درستکاری، امانتداری و اعتبار اخلاقی شناخته میشد. سپس فضای مکه در آستانه بعثت بررسی میشود؛ شهری که از یک سو مرکز مهم تجارت و زیارت بود و از سوی دیگر، نظام دینی و اجتماعی آن بر سنتهای دیرپا و پرستش بتها استوار بود.
با رسیدن روایت به آغاز نبوت، کتاب به تجربه نخستین وحی و آغاز مأموریت پیامبر میپردازد. خلوتگزینی محمد، نزول نخستین آیات و مواجهه او با مسئولیت سنگین دریافت پیام الهی، آغاز دورهای تازه در زندگی اوست. نویسنده سپس شکلگیری نخستین هسته مسلمانان را روایت میکند و از کسانی که در نخستین سالهای دعوت به پیامبر ایمان آوردند سخن میگوید. دعوت در ابتدا به صورت محدود و سپس آشکارتر دنبال میشود و با علنی شدن دعوت، مخالفت قریش شدت میگیرد.
در بخشهای مربوط به واکنش مکیان، روشهای مختلف مقابله با دعوت اسلامی بررسی میشود. مخالفان ابتدا تلاش میکنند حرکت تازه را مهار کنند، سپس با تحقیر، شایعهپراکنی، تحریف سخنان پیامبر و فشار اجتماعی و اقتصادی به مقابله با او و پیروانش میپردازند. نویسنده در این قسمت نشان میدهد که چگونه جامعه کوچک مسلمانان در برابر فشارها به تدریج منسجمتر میشود. مهاجرت گروهی از مسلمانان به حبشه، تحریم اجتماعی و اقتصادی، دشواریهای مسلمانان و درگذشت ابوطالب و خدیجه از رخدادهایی هستند که بر شدت بحران میافزایند.
پس از این دوره سخت، کتاب به جستوجوی افقهای تازه برای دعوت اسلامی میرسد. سفر پیامبر به طائف و تجربه تلخ برخورد مردم آنجا، در کنار حوادثی که سرانجام به ارتباط با مردم یثرب انجامید، زمینهساز تحولی بزرگ میشود. بیعتهای عقبه و پذیرش تدریجی اسلام از سوی گروهی از مردم یثرب راه را برای هجرت مسلمانان هموار میکند. نویسنده سپس سفر پیامبر از مکه به مدینه را به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اسلام روایت میکند؛ رویدادی که از یک سو پایان مرحله نخست دعوت و از سوی دیگر آغاز مرحله تشکیل جامعه اسلامی است.
با ورود پیامبر به مدینه، روایت کتاب از زندگی فردی و دعوت دینی به شکلگیری یک جامعه جدید گسترش مییابد. ایجاد پیوند میان مهاجران و انصار، ساخت مسجد، تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی و برخورد با گروههای مختلف ساکن مدینه از موضوعات این بخش است. پیامبر اکنون علاوه بر رهبری دینی، مسئولیت اداره جامعهای را بر عهده دارد که با تهدیدهای داخلی و خارجی روبهروست. در همین زمینه، روابط مسلمانان با قریش و دیگر گروههای منطقه و نیز مسئله امنیت جامعه نوپای مدینه بررسی میشود.
جنگ بدر نخستین رویارویی بزرگ میان مسلمانان و قریش است که کتاب آن را با جزئیات دنبال میکند. پیروزی مسلمانان در بدر جایگاه آنان را در منطقه تقویت میکند، اما پس از آن موج تازهای از دشمنیها شکل میگیرد. نویسنده سپس به جنگ احد میپردازد؛ نبردی که برخلاف بدر با شکست و تلفات سنگین مسلمانان همراه میشود. با این حال، شکست احد در روایت کتاب صرفاً یک حادثه نظامی نیست، بلکه فرصتی برای بررسی مسئله اطاعت، انضباط، اشتباهات انسانی و درسهایی است که جامعه مسلمانان از این تجربه میآموزد.
پس از احد، کتاب دورهای از افزایش فشارها و تهدیدها را روایت میکند. پیمانشکنی، خیانت برخی گروهها، فعالیت منافقان و تلاش دشمنان برای تضعیف مدینه، جامعه اسلامی را با بحرانهای متعددی روبهرو میسازد. در ادامه، تحکیم موقعیت مسلمانان و رویدادهای مرتبط با جنگ احزاب و پیامدهای آن بررسی میشود. نویسنده همچنین به مناسبات پیامبر با قبایل و گروههای یهودی مدینه و حوادث مرتبط با بنیقریظه میپردازد و نشان میدهد که چگونه تحولات سیاسی و نظامی این دوره به تثبیت موقعیت مدینه منجر شد.
پس از تثبیت نسبی اوضاع، مسیر کتاب به سوی صلح و گسترش ارتباطات حرکت میکند. پیمان حدیبیه و زمینههای شکلگیری آن از رویدادهای مهم این بخش است؛ پیمانی که در نگاه نخست برای برخی مسلمانان مطلوب به نظر نمیرسید، اما در ادامه فرصت تازهای برای گسترش ارتباط اسلام با قبایل و مناطق مختلف فراهم کرد. سپس فتح خیبر، عمره و بازگشت مسلمانان به مکه، گسترش دعوت اسلامی و آغاز ارتباط با قدرتهای خارج از شبهجزیره، از جمله ارسال پیام به برخی فرمانروایان، مورد توجه قرار میگیرد. رویارویی با امپراتوری روم و نبرد مؤته نیز نشانهای از ورود جامعه اسلامی به عرصهای فراتر از مناسبات داخلی عربستان است.
در ادامه، کتاب به حوادثی میرسد که سرانجام به فتح مکه منتهی میشوند. نقض پیمان از سوی متحدان قریش، حرکت مسلمانان به سوی مکه و ورود پیامبر به این شهر، یکی از مهمترین نقاط عطف روایت است. فتح مکه در کتاب صرفاً یک پیروزی نظامی معرفی نمیشود، بلکه نویسنده بر برخورد پیامبر با بسیاری از مخالفان قدیمی، عفو و گذشت او و تغییر فضای شهر تأکید میکند. پس از آن، جنگ حنین، محاصره طائف و تقسیم غنائم و رفتار پیامبر با برخی دشمنان پیشین نشان میدهد که مرحله تازهای از تعامل با قبایل عرب آغاز شده است؛ مرحلهای که در آن جذب و نزدیک کردن افراد و گروهها به جامعه اسلامی اهمیت ویژهای پیدا میکند.
در فصلهای پایانی، گسترش اسلام در سراسر شبهجزیره عربستان و تغییر مناسبات قبایل با حکومت مدینه دنبال میشود. حوادث مربوط به مرزهای شمالی، تبوک، هیئتها و گروههایی که برای اعلام پذیرش اسلام یا مذاکره به مدینه میآیند، نشاندهنده جایگاه تازه جامعه مسلمانان است. نویسنده همچنین به مواردی میپردازد که برخی مسلمانان در انجام مسئولیتهای خود دچار کوتاهی شدند و از این طریق، تفاوت میان ایمان ادعایی و پایبندی عملی را بررسی میکند. به تدریج روابط عربستان بر پایهای جدید قرار میگیرد و اسلام به نیرویی تعیینکننده در سراسر شبهجزیره تبدیل میشود.
سرانجام کتاب به واپسین مرحله زندگی پیامبر میرسد؛ دورهای که در آن میتوان نتیجه سالها دعوت، مبارزه، رهبری و ساختن جامعه اسلامی را مشاهده کرد. پیامبر پس از انجام رسالت خود و پس از آنکه اسلام جایگاهی پایدار در عربستان پیدا کرده است، به پایان زندگی نزدیک میشود.
نویسنده در پایان، زندگی محمد را نه فقط مجموعهای از جنگها و پیروزیهای سیاسی، بلکه فرایندی میداند که در آن یک دعوت دینی به جامعهای منسجم تبدیل شد و ساختارهای اجتماعی و اخلاقی تازهای پدید آورد. بدین ترتیب، «محمد، انسان و پیامبر» با پایان زندگی پیامبر، روایت شکلگیری و تثبیت جامعه نخستین مسلمانان را نیز به نقطه پایان میرساند و تصویری جامع از مسیری ارائه میکند که از کودکی یک انسان در عربستان آغاز شد و به ظهور یکی از مهمترین جنبشهای دینی و تمدنی تاریخ انجامید.
بخشهایی از محمد، انسان و پیامبر
وقتی از پیامبران نخستین سخن به میان میآید، اغلب نام ابراهیم به ذهن میآید؛ نه از آن رو که او نخستین پیامبر بود، زیرا بر اساس سنت اسلامی چنین نبود، بلکه از آن جهت که خداوند او را گرامی داشت و نبوت را در نسل او قرار داد.
با این حال، ابراهیم در سالهای پایانی عمر خود همچنان فرزندی نداشت و همسرش ساره، که او را دوست میداشت و بسیار گرامی میداشت، از سن بارداری گذشته بود. ابراهیم با ایمانی استوار و تزلزلناپذیر به این حقیقت که خداوند همواره قادر است هر آنچه را اراده کند به انجام برساند، همچنان امیدوار بود که روزی صاحب فرزندی شود که در دوران پیری مایه شادی و آرامش او باشد.
ساره کنیزی به نام هاجر داشت که او را از مصر آورده بود. ساره آن کنیز را به ابراهیم بخشید و گفت: «من اکنون پیر شدهام و سالهاست از سن بارداری گذشتهام. هاجر، کنیز خود را به تو میبخشم و امیدوارم خداوند از طریق او به تو فرزندی عطا کند.»
مدتی نگذشت که هاجر باردار شد. او پسری به دنیا آورد که نامش را اسماعیل گذاشتند. شادی ابراهیم بسیار زیاد بود و هاجر نیز از تولد فرزندش غرق در شادی شد. اکنون احساس میکرد جایگاهش در خانه دیگر جایگاه یک کنیز نیست؛ او مادر تنها فرزند خانواده بود.
اما هر روز که ساره هاجر را در حال مراقبت از نوزادش میدید، احساس حسادت در وجودش بیشتر میشد؛ بهویژه هنگامی که میدید ابراهیم اکنون از هاجر و اسماعیل مراقبت میکند و محبت و مهربانی فراوانی نسبت به آنان نشان میدهد.
با این حال، ابراهیم بسیار مایل بود ساره را خوشحال نگه دارد. گذشته از همه چیز، ساره همسر او بود؛ زنی که سالهای بسیاری از زندگی خود را در کنار او سپری کرده بود. ابراهیم احساس کرد تنها راهی که میتواند هر دو زن را خشنود نگه دارد، جدا کردن آنها از یکدیگر است. هنگامی که درباره چگونگی انجام این کار میاندیشید، فرمانی الهی دریافت کرد که تکلیف را برای او روشن ساخت.
ابراهیم که نمونهای کامل از یک مؤمن و همیشه آماده برای اجرای فرمانهای خداوند بود، همراه با هاجر و اسماعیل به راه افتاد و از مسیرهایی ناشناخته، در اعماق شبهجزیره عربستان پیش رفت تا سرانجام به منطقهای رسید که امروزه مکه در آن قرار دارد. در آن زمان، آن سرزمین خشک و بیآبوعلف بود؛ نه گیاهی در آن میرویید و نه آبی در آن یافت میشد و هیچکس در آنجا زندگی نمیکرد.
اما خداوند به ابراهیم فرمان داده بود که اسماعیل را همراه مادرش، هاجر، در همان سرزمین رها کند. از آنجا که ابراهیم هرگز از فرمان خدا سرپیچی نمیکرد، پسرش را در کنار مادرش در آنجا گذاشت و تنها کیسهای خرما و اندکی آبی را که همراه داشت، برای آنان باقی گذاشت. سپس به سوی سرزمین فلسطین، جایی که ساره را در آنجا گذاشته بود، به راه افتاد.
………………………..
گفته شده است که آمنه، مادر پیامبر، دوران بارداری دشواری نداشت و همهچیز بهخوبی پیش رفت. او بارها درباره زنانی شنیده بود که هنگام بارداری با مشکلات گوناگونی روبهرو میشوند؛ اما بارداری خودش بسیار آسان بود و در کنار آن، امید داشت فرزندی که در راه است، پس از مرگ کاملاً ناگهانی همسرش، زندگی او را روشن و دلش را شاد کند.
تولد محمد نیز با حادثه غیرعادی خاصی همراه نبود. تنها نکتهای که شایسته ذکر است این است که مادرش بعدها گفت زایمانی آسان داشته است. مورخان نتوانستهاند سال دقیق تولد او را با قطعیت تعیین کنند. با این حال، بیشتر گزارشها سال ۵۷۰ میلادی را پیشنهاد میکنند؛ همان سالی که ابرهه، فرمانروای حبشه در یمن، حمله خود را به مکه آغاز کرد. درباره تاریخ دقیق تولد نیز محتملترین روایت، دوازدهم ربیعالاول سال پنجاهوسوم پیش از هجرت است.
البته تعیین تاریخ دقیق تولد محمد اهمیت ویژهای ندارد. جشنهایی که امروزه در چنین تاریخی برگزار میشود، مبنای اسلامی ندارد و صرفاً آیینهایی سنتی هستند که از نظر دینی اهمیت خاصی ندارند.
گزارشهایی نیز درباره برخی رویدادهای شگفتانگیز نقل شده است که تقریباً نشانه نزدیک شدن نابودی امپراتوری ایران دانسته شدهاند. همچنین روایتهایی وجود دارد که از وقوع حوادثی در روز تولد محمد خبر میدهند و آنها را نشانه افول دیگر ادیان میدانند. هرچند تولد محمد از دیدگاه اسلامی نویدبخش فروپاشی قریبالوقوع باورهای گمراهکننده بود، نمیتوان این گزارشها را جدی تلقی کرد؛ زیرا شواهد محکمی برای اثبات آنها در دست نیست. افزون بر این، حتی اگر فرض کنیم چنین رویدادهایی واقعاً رخ داده باشند، از منظر اسلامی اهمیت خاصی ندارند.
هنگامی که آمنه فرزندش را به دنیا آورد، کسی را نزد پدربزرگ او، عبدالمطلب، فرستاد تا بیاید و نوزاد را ببیند. عبدالمطلب با دیدن او بسیار خوشحال شد. او هنوز از فقدان پسرش، عبدالله، اندوهگین بود، اما تولد محمد از شدت اندوهش کاست؛ زیرا اکنون به آیندهای روشن برای این کودک تازهمتولدشده امید بسته بود.
عبدالمطلب نوزاد را برداشت و به سوی کعبه رفت و در آنجا مدت زیادی برای او دعا کرد. او خداوند را شکر کرد که پسری به او عطا کرده است تا نام پسر درگذشتهاش را زنده نگه دارد. سپس کودک را نزد مادرش بازگرداند.
آمنه در آن هنگام به عبدالمطلب گفت که صداهایی شنیده است که به او فرمان میدادند نام فرزندش را محمد بگذارد.
…………………..
گزارشهایی که از سالهای نخست زندگی محمد در اختیار داریم، چندان فراوان نیستند. این مسئله چندان شگفتآور نیست؛ زیرا در آن زمان بیسوادی در عربستان امری رایج بود و هیچکس نمیتوانست تصور کند که محمد قرار است نقشی چنین بزرگ در زندگی انسانها ایفا کند. با این حال، گزارشهای موجود به اندازهای هستند که نشان دهند محمد از همان سالهای کودکی و نوجوانی به راستگویی، مهربانی، بردباری، فروتنی و آمادگی برای کمک به دیگران شناخته میشد. همچنین او جوانی بود که خود را به هیچیک از رفتارهای ناپسندی که در جامعه مکه رواج داشت، مانند شرابخواری، قمار و روابط بیبندوبار، آلوده نمیکرد.
با نگاه به گذشته، نمیتوان از این نکته غافل شد که محمد از همان سالهای نخست برای ایفای نقش بزرگ آیندهاش آماده میشد. یکی از جنبههای این آمادگی آن بود که او هرگز با بتهایی که قومش میپرستیدند ارتباطی نداشت. هیچیک از آنها را مقدس نمیشمرد و در برابرشان سر فرود نمیآورد؛ هرگز برای بتها نذری تقدیم نمیکرد، آنگونه که مردمش معمولاً انجام میدادند، و در هیچیک از جشنهایی که به مناسبت پرستش بتها برگزار میشد نیز شرکت نمیکرد.
ام ایمن، دایه پیامبر، نقل میکند که قریش به بتی به نام بُوّابه ادای احترام میکردند. هر سال در روزی مشخص، جشنی ویژه برای بزرگداشت آن برگزار میکردند. مردم تمام روز را در کنار بت میگذراندند و سرهای خود را میتراشیدند.
ابوطالب، عموی پیامبر، نیز همواره در این جشن شرکت میکرد. او هر سال از برادرزاده یتیمش میخواست که در مراسم حاضر شود، اما محمد از پذیرفتن این درخواست خودداری میکرد. ابوطالب از این رفتار او خشمگین میشد و حتی عمههای محمد نیز درباره آنچه بیاحترامی او به بتها میدانستند، با او صحبت میکردند.
آنان تلاش میکردند محمد را قانع کنند که نباید در میان خانوادهاش فردی متفاوت و جدا از دیگران باشد. در سخنانشان، بر وظیفه یک جوان در وفاداری به خانواده و همراهی با خویشاوندان تأکید میکردند و به او میگفتند: «به نظر میرسد نمیخواهی در هیچیک از جشنهای قومت با آنان شریک باشی و نمیخواهی در شمار آنان به حساب بیایی.»
اگر به کتاب محمد، انسان و پیامبر علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتابهای مذهبی در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا میکند.









