به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

سورمه‌سرا

اگر به داستان‌هایی علاقه‌مندید که هم شما را بترسانند و هم درگیر عمیق‌ترین احساسات انسانی کنند، «سورمه‌سرا» انتخابی وسوسه‌برانگیز است. این رمان با فضایی وهم‌آلود و روایتی پرتعلیق، شما را تا آخرین صفحه با خود به جهانی تاریک و فراموش‌نشدنی می‌کشاند. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
سورمه‌سرا

فهرست مطالب

«سورمه‌سرا» اثری است از رامبد خانلری (نویسنده‌ی زاده‌ی تهران، متولد ۱۳۶۲) که در سال ۱۳۹۶ منتشر شده است. این رمان داستان مردی است که پس از دریافت نشانه‌ای رازآلود از همسر درگذشته‌اش، به سفری هراس‌آلود در جهانی میان مرگ و زندگی می‌رود تا عشق، فقدان و معنای مرگ را جست‌وجو کند.

درباره‌ی سورمه‌سرا

رمان «سورمه‌سرا» از رامبد خانلری تجربه‌ای متفاوت در ادبیات داستانی معاصر ایران است؛ اثری که با تکیه بر یک ایده‌ مرکزی ساده اما تأثیرگذار، جهانی وهم‌آلود و در عین حال باورپذیر می‌سازد. نویسنده با انتخاب نثری روان و خوش‌خوان، مخاطب را بی‌دردسر وارد فضای داستان می‌کند و از همان ابتدا حس کنجکاوی را در او بیدار نگه می‌دارد.

آنچه در نگاه نخست جلب توجه می‌کند، پرهیز آگاهانه‌ رمان از پیچیدگی‌های افراطی در طرح داستان است. خط روایی مستقیم و شفاف، نه‌تنها به اثر لطمه نمی‌زند، بلکه باعث می‌شود تمرکز خواننده بر فضا، حس‌وحال و لایه‌های عاطفی داستان حفظ شود. همین سادگی سنجیده، عامل مهمی در کشش مداوم روایت است.

«سورمه‌سرا» در مرز میان واقعیت و خیال حرکت می‌کند و از عناصر فانتزی به شکلی استفاده می‌کند که اغراق‌آمیز یا تصنعی به نظر نرسند. خانلری موفق می‌شود جهانی بسازد که هرچند عجیب و ناآشناست، اما منطق درونی خودش را دارد و خواننده می‌تواند آن را بپذیرد و با آن همراه شود.

در مرکز این جهان، شخصیتی قرار دارد که با فقدانی عمیق دست‌وپنجه نرم می‌کند. مردی که همسرش را از دست داده و اکنون نشانه‌ای نامنتظر او را به سفری نامعلوم می‌کشاند. این فقدان، نیروی محرک داستان است و تمام حرکت روایت از دل همین دلتنگی و امید شکل می‌گیرد.

مسیر داستان، به مکانی رازآلود به نام «سورمه‌سرا» ختم می‌شود؛ جایی که بیش از آنکه یک مکان جغرافیایی باشد، به قلمرویی میان مرگ و زندگی شباهت دارد. این فضا، بستری مناسب برای طرح پرسش‌هایی درباره‌ مرگ، خاطره و تداوم عشق فراهم می‌کند.

بخش قابل توجهی از روایت در قبرستان می‌گذرد؛ انتخابی که به فضای تیره و وهمناک اثر عمق بیشتری می‌بخشد. حضور مردگان، صداها و نشانه‌های غیرعادی، حال‌وهوایی مالیخولیایی ایجاد می‌کند که به‌تدریج بر ذهن خواننده سایه می‌اندازد و حس ناامنی پنهانی را تقویت می‌کند.

خانلری در فضاسازی، جسور و خلاق عمل می‌کند. تصویرهایی که از این جهان تاریک ارائه می‌دهد، در ادبیات داستانی فارسی کمتر دیده شده و همین ویژگی، «سورمه‌سرا» را به اثری متمایز تبدیل می‌کند. عناصر ترس، خیال و مرگ در کنار هم قرار می‌گیرند بی‌آنکه روایت از هم بپاشد.

شخصیت‌پردازی در این رمان، به‌ویژه در مورد راوی، از نقاط قوت آن است. داستان از زاویه‌ دید او روایت می‌شود و همین نزدیکی، باعث می‌شود خواننده جهان داستان را از دریچه‌ احساسات و تردیدهای او تجربه کند. این همراهی تدریجی، پیوندی عاطفی میان مخاطب و شخصیت اصلی ایجاد می‌کند.

جست‌وجوی مرد برای یافتن همسر از دست‌رفته‌اش، تنها یک حرکت بیرونی نیست؛ بلکه سفری درونی نیز محسوب می‌شود. او در این مسیر با ترس‌ها، خاطره‌ها و امیدهایی روبه‌رو می‌شود که مرز میان عشق و وحشت را کمرنگ می‌کنند و به داستان عمق احساسی می‌بخشند.

یکی از دغدغه‌های اصلی «سورمه‌سرا»، اندیشیدن به جهان پس از مرگ است. رمان بدون شعار دادن، خواننده را به تأمل وا‌می‌دارد و با نگاهی مرگ‌آگاهانه، پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که پاسخ قطعی ندارند، اما ذهن را تا مدت‌ها درگیر خود نگه می‌دارند.

نثر ساده و آهنگین کتاب، در کنار تعلیق حساب‌شده، باعث می‌شود کنار گذاشتن آن آسان نباشد. روایت به‌آرامی پیش می‌رود، اما همواره حسی از انتظار و دلهره در زیر پوست داستان جریان دارد؛ حسی که خواننده را وادار می‌کند صفحه‌ بعدی را ورق بزند.

«سورمه‌سرا» در نهایت، رمانی است درباره‌ سوگ، عشق و ترسی که از دل دلتنگی زاده می‌شود. اثری که هم برای علاقه‌مندان داستان‌های فانتزی و وحشت جذاب است و هم برای کسانی که به روایت‌های عاطفی و تأمل‌برانگیز درباره‌ مرگ و فقدان علاقه دارند؛ سفری تاریک که پایانش، بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسش به همراه دارد.

رمان سورمه‌سرا در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۲۴ با بیش از ۲۷۹ رای و ۶۲ نقد و نظر است.

خلاصه‌ی داستان سورمه‌سرا

داستان «سورمه‌سرا» با زندگی مردی آغاز می‌شود که سال‌هاست همسرش را از دست داده و هنوز در سوگ او زندگی می‌کند. فقدان برای او به امری حل‌نشده تبدیل شده و گذشته همچنان سایه‌اش را بر حال او انداخته است. همه‌چیز زمانی تغییر می‌کند که نامه‌ای عجیب و غیرمنتظره به دستش می‌رسد؛ نامه‌ای که ظاهراً از سوی همسر درگذشته‌اش فرستاده شده است.

این نامه از مکانی ناشناخته به نام «سورمه‌سرا» ارسال شده؛ جایی که هیچ توضیح روشنی درباره‌اش وجود ندارد و بیشتر به جهانی میان مرگ و زندگی شباهت دارد. مرد، میان ترس و امید، درگیر تردیدی عمیق می‌شود: آیا این نامه نشانه‌ای واقعی است یا فریبی وهم‌آلود؟ با این حال، دلتنگی و عشق، او را وادار می‌کند تصمیمش را بگیرد.

شخصیت اصلی راهی سفری پرمخاطره می‌شود تا به سورمه‌سرا برسد. این سفر تنها جابه‌جایی مکانی نیست، بلکه ورود تدریجی به فضایی تاریک، مبهم و ناآشناست؛ فضایی که قوانین معمول جهان زندگان در آن کار نمی‌کند و هر لحظه امکان رویارویی با امر غیرمنتظره وجود دارد.

بخش عمده‌ای از داستان در قبرستان و پیرامون آن می‌گذرد؛ جایی که مرد با صداها، نشانه‌ها و موجوداتی عجیب روبه‌رو می‌شود. مردگان خاموش نیستند، مرز قبرها قطعی نیست و فضا سرشار از حس ناامنی و هراس پنهان است. این مواجهه‌ها، ترس داستان را شکل می‌دهند و هم‌زمان، واقعیت این جهان ناشناخته را پررنگ‌تر می‌کنند.

در طول روایت، نویسنده با بازگشت به خاطرات گذشته، بخش‌هایی از زندگی مشترک مرد و همسرش را بازگو می‌کند. این خاطرات، انگیزه‌ سفر و شدت وابستگی عاطفی شخصیت اصلی را روشن‌تر می‌سازد و نشان می‌دهد که جست‌وجوی او، بیش از آنکه از جنس کنجکاوی باشد، ریشه در عشق و ناتوانی از رها کردن گذشته دارد.

در نهایت، «سورمه‌سرا» به داستان جست‌وجویی تبدیل می‌شود که مرز میان عشق، ترس و مرگ را درهم می‌شکند. مرد هرچه پیش‌تر می‌رود، بیشتر درمی‌یابد که این سفر تنها برای یافتن همسرش نیست، بلکه رویارویی با حقیقت فقدان و معنای مرگ است؛ مواجهه‌ای که پایان آن، قطعی و آرامش‌بخش نیست، بلکه همچنان در هاله‌ای از ابهام و دلهره باقی می‌ماند.

بخش‌هایی از سورمه‌سرا

من، شما و تمام آدم هایی که می شناسیم در زندگی چیزهای با ارزشی را از دست داده ایم، گاهی با ارزش ترین چیزمان را. این چیزهای با ارزش بعد از دست رفتن به کجا می روند؟ به جایی به نام سورمه سرا. سه سال پیش همسرم را از دست دادم یعنی سه سال پیش همسرم خود را کشت.

حالا بعد از سه سال نامه ای از او به دستم رسیده است. خط و ربط خودش است و نامه را همین دیشب یا پریشب نوشته است. روی پاکت نامه مهر اداره ی پست سورمه سرا است. می خواهم تا سورمه سرا بروم و ببینم که چطور جایی است؟ اگر شما هم ارزشمندترین چیز زندگیتان را از دست داده اید، شال و کلاه کنید با هم برویم.

…………………………

«ته همین جاده‌ی مال رو سورمه سرا است باباجون، شب رو نرو. جاده‌ی درست و درمونی نیست.» پیرمرد آن‌قدر به
دایی مصیب شبیه است که وقتی با من حرف می‌زند از صمیمیتی که از او انتظار دارم و در چهره‌اش نیست، حرصم می‌گیرد.

دوست دارم یقه‌اش را بگیرم، تکان تکانش بدهم و بگویم: «چرا با من مثل غریبه‌ها حرف می‌زنی دایی؟» موقع
حرف زدن فقط دهانش تکان می‌خورد، بقیه‌ی اجزای صورتش ثابت مانده‌اند، انگار که به صورتش نقاب زده باشد.
انگار که او شخص دیگری است که از پشت نقاب دایی مصیب با من حرف می‌زند.

«این جاده روزشم برا غریبه خطرناکه، چه برسه به شب. نگا نکن تخت می‌ره تا سورمه سرا، بلد می‌خواد باباجون، این جاده پر از چاله است، پر از چوله است. چاله و چوله هم که نباشه این جاده شب‌ها جاده‌ی از ما بهترونه.» پیرمرد پشتش گذاشته که من را از صرافت سفر شبانه بیندازد. برمی‌گردد به سمت قبرستان و با دست اشاره می‌کند به دنبالش بروم.

دست هایش از دست‌های من کم چین و چروک تر است. برمی گردد به من نگاه می‌کند و می‌خندد. موقع خندیدن فقط دندان‌هایش را نشان می‌دهد، گونه‌هایش تکان نمی‌خورند. پیرمرد می‌ایستد به خواندن چند اسم از روی تابلوی فلزی که
در زمین قبرستان فرو رفته است. چند جایی از رنگ تابلو پوسته شده و زیر پوسته‌های ورقه شده زنگ زده است.

……………………

ننه‌ی حسن بی‌زن و زن‌های محل نشسته‌ بودند پای سفره‌ی نذری که حسن بی‌زن کلید انداخته بود توی در و وارد خانه شده بود. توله‌ی یکی از زن‌ها دیده بود که حسن پایش گرفته به کفش پاشنه تق‌تقی یکی از زن‌ها و توی پله‌ها سکندری خورده، کفش را با غیض شوت کرده و زیرلب چیزی گفته، بعد پله‌ها را بالا رفته بود.

توی اطاقش دو دکمه‌ی پایین پیراهنش را باز کرده، آن‌وقت لوله‌ی برنوی پدر خدابیامرزش را به داخل پیراهن سرانده و پیش از آن‌‌که سرمای لوله‌ی فلزی پوست شکمش را مور مور کند، گلوله‌ای چکانده که از کنار نافش داخل شده و از پهلویش بیرون زده، گلوله‌ای که دخل حسن بی‌زن را آورده بود. می‌گفتند کفشی که حسن توی پله‌ها از سر عصبانیت شوت کرده، هیچ وقت پیدا نشده و زن با دمپایی توالت توی حیاط به خانه‌شان برگشته بود.

 

اگر به کتاب سورمه‌سرا علاقه دارید، بخش معرفی برترین داستان‌های تخیلی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x