به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

با پیر بلخ

اگر می‌خواهید مثنوی مولانا را نه فقط بخوانید، بلکه آن را در زندگی خود لمس و تجربه کنید، این کتاب پلی روشن و صادقانه میان شعر و زیست روزمره شماست. «با پیر بلخ» شما را دعوت می‌کند تا به جای تحسین واژه‌ها، به درون خود بنگرید و ریشه‌های رنج و آزادی را در همان‌جا کشف کنید. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
با پیر بلخ

فهرست مطالب

«با پیر بلخ» اثری است از محمدجعفر مصفا (نویسنده و مترجم زاده‌ی خمین، از ۱۳۱۲ تا ۱۳۹۷) که در سال ۱۳۶۴ منتشر شده است. این کتاب درباره تبیین و ساده‌سازی پیام‌های عرفانی مثنوی مولانا با محوریت شناخت نفس، سازوکار «خود» و امکان رهایی انسان از اسارت ذهن و خواستن است.

درباره‌ی با پیر بلخ

کتاب «با پیر بلخ» اثری است در حوزه خودشناسی که محمدجعفر مصفا در آن می‌کوشد با تکیه بر مثنوی معنوی، مسئله انسان و اسارت او را از دل تمثیل‌ها و استعاره‌های مولانا بیرون بکشد و به زبانی روشن و کاربردی بازگو کند. نویسنده از همان آغاز تأکید می‌کند که عرفان در فرهنگ ما عمدتاً در قالب شعر و رمز بیان شده و همین رمزآلودگی، مانع فهم عملی و زیسته آن شده است. او بر آن است که پیام مولوی را از ظرف ادبیات جدا کند و محتوای آن را مستقیماً به زندگی انسان امروز پیوند بزند.

مصفا رابطه رایج ما با مثنوی را رابطه‌ای ادبی می‌داند؛ سرگرم شدن با الفاظ و تمثیل‌ها، بی‌آنکه پیام آن‌ها در زندگی جاری شود. به باور او، مولوی ظرف شعر را پیش می‌کشد تا ما آب حقیقت را بنوشیم، اما ما به ظرف مشغول مانده‌ایم. از همین‌رو، هدف کتاب آن است که اشارات مولوی را از صورت استعاری بیرون آورد و آن‌ها را به مسئله «تو و من» پیوند بزند؛ نه انسانی فرضی و آرمانی، بلکه انسانی واقعی که اکنون با رنج، اضطراب و نارضایتی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

محور اصلی کتاب، مسئله «نفس» و اسارت انسان در حصار آن است. نویسنده با استناد به ابیات مثنوی نشان می‌دهد که فریادهای مولوی همه ناظر به همین بندگی پنهان‌اند؛ بندگی‌ای که انسان را از فطرت و اصالت خویش جدا کرده است. تمثیل نی در آغاز مثنوی، برای مصفا بیانگر غربت انسانی است که از «نیستان» خود بریده و به موجودی خشک و بی‌ریشه بدل شده است. این جدایی، سرچشمه رنجی عمیق و مستمر است.

در سراسر کتاب، دو تصویر از انسان ترسیم می‌شود: یکی انسانِ آلوده، اسیر و تهی که اکنون در رنج به سر می‌برد؛ و دیگری انسانی که می‌توانست باشد، سرشار از شکوه، پاکی و حیات اصیل. این دوگانگی، شکاف میان فطرت و «هستیِ عارضی» را نشان می‌دهد؛ هستی‌ای که بر انسان تحمیل شده و او را از حرکت برین روح به سوی نزول و سفول کشانده است.

مصفا با تحلیل مفاهیمی چون «تن»، «فکر» و «عقل جزئی» نشان می‌دهد که آنچه مولوی از آن به عنوان بند و زنجیر یاد می‌کند، کیفیتی ذهنی است. فکر، به‌مثابه پدیده‌ای مادی و ثبت‌کننده تصویرها، جای جوهر و معنویت را گرفته و هستی انسان را تنگ و محدود کرده است. در این نگاه، زندان انسان نه بیرونی بلکه شبکه‌ای از اندیشه‌ها و تصورات است که خود او ساخته است.

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم کتاب «خواستن» و «طلب» است. نویسنده با استناد به ابیات مثنوی، آغاز اسارت را در همین حرکت آزمندانه می‌بیند. کودک تا زمانی که در صفا و بی‌تعلقی است، آزاد است؛ اما با شروع فضولی و دست‌درازی به زندگی، در چرخه خشم، حرص و حسد گرفتار می‌شود. خواستن، حرکتی است که انسان را از آرامش طبیعی به جست‌وجوی بی‌پایان می‌کشاند.

داستان «پادشاه و کنیزک» در این کتاب جایگاهی محوری دارد. مصفا این داستان را شرح حال خود انسان می‌داند: شاه نماد اصالت و خرد است و کنیزک نماد نفس آزمند. عشق شاه به کنیزک، در حقیقت اسارت انسان در تصویری آرمانی و فریبنده است. آنچه ابتدا دلربا می‌نماید، پس از وصول، بیماری و رنج خود را آشکار می‌کند.

در تحلیل داستان، «طبیبان» نماد عقل جزئی و ذهن محاسبه‌گرند که می‌کوشند با همان ابزاری که بیماری را ساخته، آن را درمان کنند. اما عقل جزئی، خود بخشی از مسئله است و هر حرکتش خار را محکم‌تر می‌کند. اینجاست که شاه از طبیبان ناامید می‌شود و با فروتنی به مسجد می‌رود؛ جایی که نماد تواضع و تهی‌شدن از خود است.

مفهوم «بی‌خودی» و «صبر» در این نقطه برجسته می‌شود. صبر در نگاه نویسنده، نه انتظار کشیدن، بلکه نخواستن و آرام بودن است. تا زمانی که ذهن در انتظار آینده و تحقق خواسته‌هاست، «خود» پابرجاست. اما در کیفیت صبر، که همان نچنگ‌زدن و نطلبیدن است، حصار خود فرو می‌ریزد و امکان تجلی حقیقت فراهم می‌شود.

پیر غیبی در داستان، نماینده همان حقیقت ناشناخته‌ای است که در حالت بی‌خودی آشکار می‌شود. مصفا تأکید می‌کند که حقیقت نه با جدل و استدلال، بلکه با کنار رفتن حجاب «خود» شناخته می‌شود. در حضور حقیقت، قیل‌وقال‌ها فرو می‌نشینند و مسئله‌ای برای حل‌کردن باقی نمی‌ماند.

بخش دیگری از کتاب به داستان «نصوح» اختصاص دارد؛ مردی که از کار خویش شرمسار است اما لذت، او را بازمی‌گرداند. تنها زمانی که خطر را با جان خود لمس می‌کند و از «خود» تهی می‌شود، راه رهایی گشوده می‌شود. این تمثیل نشان می‌دهد که تا انسان عمق رنج و وخامت اسارت را احساس نکند، جدیتی برای گسستن از آن نخواهد داشت.

در نهایت، «با پیر بلخ» کوششی است برای نشان دادن اینکه مسئله انسان امری سرنوشت‌مند و اجتناب‌ناپذیر نیست. زندان «خود» زندانی خیالی است که از اندیشه‌ها و خواستن‌ها ساخته شده است. رهایی نیز نه در افزودن چیزی تازه، بلکه در کنار گذاشتن آزمندی و بازگشت به وضعیت موجود است. کتاب، خواننده را دعوت می‌کند که پیام مولوی را نه در قالب شعر، بلکه در متن زندگی خویش تجربه کند و حصار نفس را با تیغه آگاهی بشکند.

کتاب با پیر بلخ در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۴.۰۴ با بیش از ۱۱۵ رای و ۲۹ نقد و نظر است.

خلاصه‌ی مطالب با پیر بلخ

کتاب «با پیر بلخ» در فصل‌های آغازین خود به طرح مسئله اصلی می‌پردازد: وضعیت انسانِ امروز به عنوان موجودی گرفتار در رنج، اضطراب و نارضایتی دائمی. نویسنده با تکیه بر ابیات مثنوی نشان می‌دهد که این رنج امری اتفاقی یا بیرونی نیست، بلکه ریشه در ساختار ذهن و کیفیت زیستن ما دارد. او با کنار زدن خوانش صرفاً ادبی از مثنوی، آن را متنی درباره خودشناسی و شناخت سازوکار اسارت درونی معرفی می‌کند.

در بخش‌های بعدی، مفهوم «نفس» و «خود» به عنوان محور اسارت انسان تحلیل می‌شود. مصفا توضیح می‌دهد که آنچه ما «من» می‌نامیم، مجموعه‌ای از خاطرات، خواسته‌ها، ترس‌ها و تصویرهایی است که ذهن ساخته است. این «خود» ساختگی، به‌تدریج جای حقیقت وجودی انسان را می‌گیرد و او را از اصالت و سادگی اولیه‌اش دور می‌کند. به همین دلیل، مسئله اصلی نه اصلاح جهان بیرون، بلکه شناخت و فهم این ساختار درونی است.

فصل‌های میانی کتاب به بررسی «فکر» و نقش آن در شکل‌گیری نفس اختصاص دارد. نویسنده فکر را پدیده‌ای مادی و وابسته به گذشته می‌داند که مدام تصویر می‌سازد و انسان را در شبکه‌ای از مقایسه، قضاوت و آرزو گرفتار می‌کند. او با استناد به تمثیل‌های مثنوی نشان می‌دهد که عقل جزئی و محاسبه‌گر، هرچند در امور روزمره کارآمد است، اما در شناخت حقیقت ناتوان است و حتی می‌تواند مانع آن شود.

یکی از بخش‌های مهم کتاب تحلیل داستان «پادشاه و کنیزک» است. مصفا این داستان را تمثیلی از رابطه انسان با خواسته‌هایش می‌داند. شاه نماد جوهر اصیل انسان و کنیزک نماد نفس و میل است. عشق شاه به کنیزک، در حقیقت دلبستگی انسان به تصویری ذهنی است که آن را کمال می‌پندارد. بیماری کنیزک نیز نشان‌دهنده ناپایداری و رنج‌آفرین بودن این دلبستگی‌هاست.

در ادامه، نقش «طبیبان» به عنوان نماد عقل جزئی بررسی می‌شود. طبیبان با تکیه بر دانش و محاسبه، می‌کوشند بیماری را درمان کنند، اما چون خود در همان ساختار ذهنی قرار دارند، درمانشان سطحی و ناکارآمد است. این بخش تأکید می‌کند که مسئله انسان با همان ابزاری که آن را ساخته، حل نمی‌شود و نیازمند کیفیتی متفاوت از آگاهی است.

بخش دیگری از کتاب به مفهوم «خواستن» می‌پردازد. نویسنده نشان می‌دهد که خواستن و طلبِ دائمی، موتور حرکت نفس است. انسان با هر خواسته، از وضعیت طبیعی و آرام خود فاصله می‌گیرد و در چرخه‌ای بی‌پایان از امید و یأس گرفتار می‌شود. این تحلیل، ریشه بسیاری از تعارض‌ها، رقابت‌ها و حسادت‌ها را در همین میلِ سیری‌ناپذیر جست‌وجو می‌کند.

در فصل‌های مربوط به «صبر» و «بی‌خودی»، مصفا توضیح می‌دهد که رهایی نه در سرکوب خواسته‌ها، بلکه در فهم و دیدن ماهیت آن‌هاست. صبر در این کتاب به معنای تحمل منفعلانه نیست، بلکه کیفیتی از نخواستن و آرام بودن است. در این حالت، «خود» که از خواستن تغذیه می‌کند، تضعیف می‌شود و امکان تجربه حقیقت فراهم می‌آید.

تحلیل داستان «نصوح» نیز جایگاه مهمی در کتاب دارد. نصوح نماد انسانی است که به ضعف و وابستگی خود آگاه است، اما همچنان در دام لذت و عادت باقی می‌ماند. تنها هنگامی که با خطر و ترس عمیق روبه‌رو می‌شود و از درون متزلزل می‌گردد، امکان دگرگونی واقعی پدید می‌آید. این داستان نشان می‌دهد که تحول، نتیجه تصمیم سطحی نیست، بلکه زاییده درک عمیق از وضعیت خویش است.

در بخش‌های پایانی، نویسنده بر این نکته تأکید می‌کند که زندان انسان، زندانی واقعی و عینی نیست، بلکه ساخته ذهن است. «خود» همچون حصاری نامرئی عمل می‌کند که انسان را محدود کرده است. وقتی این حصار از طریق آگاهی دیده شود، قدرت خود را از دست می‌دهد. بنابراین رهایی امری تدریجی و مبتنی بر شناخت است، نه حاصل تمرین‌های ظاهری یا تقلید معنوی.

در مجموع، کتاب «با پیر بلخ» با عبور از ظاهر ادبی مثنوی، کوششی نظام‌مند برای استخراج پیام‌های خودشناسانه آن است. فصل‌ها و بخش‌های مختلف کتاب، از طرح مسئله نفس و فکر آغاز می‌شوند، با تحلیل تمثیل‌های کلیدی ادامه می‌یابند و در نهایت به امکان رهایی از اسارت «خود» ختم می‌شوند. این اثر، خواننده را دعوت می‌کند که آموزه‌های مولانا را نه به عنوان شعر، بلکه به مثابه راهی برای دیدن و فهمیدن خویش تجربه کند.

بخش‌هایی از با پیر بلخ

رابطه ما با مثنوی رابطه ای است در سطح الفاظ و ادبیات؛ حال آنکه پیام مثنوی شرح رنج و اسارت آدمی، و غربت او از وطن فطری خویش است. پیام مثنوی فریادی است برای بیدار کردن انسان و خروج او از حصار تاریک توهمات و نقش ها، و برگشت دادن او به «بحر جان»، به هستی ورای مجازها و پندارها، به «باغ سبز عشق» آنجا که همه وجد و سرور است.

مثنوی با صد ها اشاره و تمثیل نشان می دهد که می توان از این غربت پر ادبار به نیستان فطرت خویش بازگشت. می گوید این نیستان در خود تو است؛ ولی به هوش باش که هر چه بیشتر به جست و جوی آن بروی از آن دورتر می افتی. تو گوهری هستی در بطن دریای وحدت؛ و صدف پندار ها، پندار هایی که حاصل جست و جو است، تو را از این دریا جدا ساخته است : « چون گهر در بحر گوید بحر کو ؟ و آن خیال چون صدف دیوار او» گفتن ان کو ؟ حجابش می شود ابر تاب آفتابش می شود» تو ببند آن چشم و خود تسلیم کن خویشتن بینی در آن شهر کهن»

…………………….

مولوی بعد از مقدماتی که در آنها اشاره به جدائی انسان از نیستان فطرت خویش می‏نماید، اولین داستان مثنوی را با عنوان «عاشق شدن پادشاه بر کنیزک» آغاز می‏کند. و در همین داستان چگونگی و علت اسارت انسان را به ترسیم می‏کشد. قبل از شروع داستان می‏گوید:

بشنوید ای دوستان این داستان خود حقیقت نقد حال ماست آن ای انسان، ای دوستان، من پیام خود را به صورت داستان (داستان یعنی سمبل و استعاره) برای شما باز می‏گویم؛ ولی توجه داشته باشید، هشیار باشید که دارم شرح حال و وضعیت خود شما را نقل می‏کنم؛ پس آنرا آنگونه بشنوید که گویی حدیث هستی خویش را می‏شنوید!

نقد حال خویش را گر پی بریم هم ز دنیا هم ز عقبی برخوریم اگر وضعیت هستی خویش را به گونه‏ای که هست بشناسیم، هم از نعمت سلامت عقل برخوردار خواهیم شد و هم از سلامت روحی و معنوی؛ هم از دنیای مادّی برخواهیم گرفت و هم از نعمت دنیای غیر مادّی! پس بشنوید حدیثی را که حدیث خود شما است.

 

اگر به کتاب با پیر بلخ علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتاب‌های عرفانی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر موارد مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x