به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

همسر میان ما

اگر از داستان‌هایی لذت می‌برید که ذهن شما را به بازی می‌گیرند و هر پیش‌فرضی را به چالش می‌کشند، همسر میان ما انتخابی وسوسه‌کننده است. این کتاب با تعلیق نفس‌گیر و افشاگری‌های غیرمنتظره، تا آخرین صفحه شما را رها نخواهد کرد. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
همسر میان ما

فهرست مطالب

«همسر میان ما» اثری است از گریر هندریکس (نویسنده‌‌ی آمریکایی، متولد ۱۹۶۸) و سارا پکانن (نویسنده‌‌ی آمریکایی، متولد ۱۹۶۷) که در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است. این کتاب درباره‌ی لایه‌های پنهان یک ازدواج و رابطه‌ای به‌ظاهر ایده‌آل است که در پسِ آن، کنترل روانی، فریب و خطر نهفته و حقیقت به‌تدریج آشکار می‌شود.

درباره‌ی همسر میان ما

کتاب همسر میان ما با عنوان اصلی  The Wife Between Us نوشته‌ی گریر هندریکس و سارا پکانن، یکی از رمان‌های مطرح معمایی–روان‌شناختی دهه‌ی اخیر است که با بازی هوشمندانه با ذهن خواننده، از همان صفحات آغازین او را وارد فضایی پرابهام و ناآرام می‌کند. این کتاب در ظاهر داستانی آشنا درباره‌ی ازدواج، جدایی و حسادت است، اما خیلی زود نشان می‌دهد که قرار نیست به روایت‌های کلیشه‌ای وفادار بماند.

نویسندگان با مهارتی حساب‌شده، تصویری چندلایه از روابط عاطفی ارائه می‌کنند؛ روابطی که در آن حقیقت هرگز یک‌رو و شفاف نیست. همسر میان ما خواننده را وادار می‌کند مدام قضاوت‌های اولیه‌ی خود را زیر سؤال ببرد و نسبت به آنچه «بدیهی» به نظر می‌رسد، بدگمان شود. همین بی‌اعتمادیِ تدریجی، یکی از ستون‌های اصلی جذابیت رمان است.

در مرکز داستان، مفهوم ازدواج نه به‌عنوان یک پیوند امن و پایدار، بلکه به‌عنوان میدان قدرت، کنترل و سوءتفاهم به تصویر کشیده می‌شود. کتاب نشان می‌دهد که چگونه عشق می‌تواند به وابستگی، و مراقبت به سلطه تبدیل شود؛ بدون آنکه شخصیت‌ها الزاماً خودشان متوجه این تغییر شوند. این نگاه واقع‌گرایانه، رمان را از یک تریلر صرف فراتر می‌برد.

یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی کتاب، روایت چندصدایی آن است. تغییر زاویه‌ی دید باعث می‌شود که حقیقت مدام لغزان و ناپایدار جلوه کند. هر بار که خواننده احساس می‌کند به درک روشنی از ماجرا رسیده، روایت تازه‌ای این اطمینان را به چالش می‌کشد و تصویری متفاوت ارائه می‌دهد.

گریر هندریکس و سارا پکانن به‌خوبی از تعلیق روان‌شناختی استفاده می‌کنند؛ تعلیقی که نه با صحنه‌های پرهیجان، بلکه با جزئیات رفتاری، افکار درونی و سکوت‌های معنادار ساخته می‌شود. این نوع تعلیق آرام اما مداوم، خواننده را بی‌وقفه با خود می‌کشد و رها نمی‌کند.

کتاب همچنین به موضوع هویت می‌پردازد؛ این‌که انسان‌ها در روابط نزدیک چگونه تغییر می‌کنند و گاه ناخواسته به نسخه‌ای دیگر از خود بدل می‌شوند. پرسش اصلی این نیست که چه کسی راست می‌گوید، بلکه این است که هر شخصیت تا چه حد خودش را می‌شناسد و تا چه اندازه در حال فریب دیگران یا حتی خویشتن است.

زبان روایت ساده، روان و دقیق است و همین سادگی، شدت تأثیر داستان را افزایش می‌دهد. نویسندگان از توصیف‌های اغراق‌آمیز پرهیز می‌کنند و اجازه می‌دهند خود موقعیت‌ها و تصمیم‌ها بار عاطفی و اخلاقی روایت را شکل دهند. این انتخاب سبکی، داستان را باورپذیرتر می‌کند.

همسر میان ما به‌طور ظریف با انتظارات خواننده بازی می‌کند. کلیشه‌های آشنای «همسر سابق»، «زن حسود» یا «ازدواج بی‌نقص» یکی‌یکی شکسته می‌شوند و جای خود را به شخصیت‌هایی پیچیده‌تر و انسانی‌تر می‌دهند. هیچ‌چیز آن‌قدر ساده نیست که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

این رمان تنها درباره‌ی یک رابطه‌ی خاص نیست، بلکه تصویری کلی‌تر از مناسبات عاطفی معاصر ارائه می‌دهد؛ جایی که مرز میان عشق، ترس و نیاز به امنیت بسیار باریک است. کتاب نشان می‌دهد که چگونه ترس از تنهایی یا از دست دادن می‌تواند تصمیم‌هایی بسازد که پیامدهای سنگینی دارند.

یکی دیگر از لایه‌های مهم کتاب، بررسی مفهوم اعتماد است. اعتماد نه به‌عنوان یک اصل ثابت، بلکه به‌عنوان چیزی شکننده و وابسته به روایت‌ها و برداشت‌ها ترسیم می‌شود. خواننده مدام از خود می‌پرسد: اگر داستان را از زاویه‌ای دیگر می‌شنیدیم، چه چیزی تغییر می‌کرد؟

موفقیت همسر میان ما تا حد زیادی به توانایی نویسندگان در خلق فضایی روان‌شناختی بازمی‌گردد که در آن ذهن خواننده به اندازه‌ی شخصیت‌ها درگیر و آسیب‌پذیر می‌شود. این کتاب بیشتر از آنکه پاسخ بدهد، سؤال می‌سازد؛ سؤال‌هایی درباره‌ی عشق، حقیقت و قضاوت.

در نهایت، همسر میان ما رمانی است که خواننده را دعوت می‌کند آرام بخواند، دقیق فکر کند و به برداشت‌های خودش شک کند. این کتاب تجربه‌ای است از مواجهه با پیچیدگی روابط انسانی؛ تجربه‌ای که تا مدت‌ها پس از پایان داستان، در ذهن باقی می‌ماند.

رمان همسر میان ما در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۸۳ با بیش از ۴۴۵ هزار رای و ۳۶ هزار نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمه‌هایی از مینا بیگی و سعید اختری زاده منتشر شده است.

خلاصه‌ی داستان همسر میان ما

داستان همسر میان ما با تمرکز بر زندگی زنی به نام ونسا آغاز می‌شود؛ زنی که پس از طلاق، در شرایط روحی و مالی دشواری به سر می‌برد و گذشته‌ی ازدواجش همچنان سایه‌ای سنگین بر زندگی‌اش انداخته است. او از شنیدن خبر نامزدی همسر سابقش، ریچارد، با زنی جوان و زیبا به نام اما، به‌شدت آشفته می‌شود و ذهنش مدام درگیر این رابطه‌ی تازه است.

در نگاه اول، ونسا زنی حسود و شکست‌خورده به نظر می‌رسد که نمی‌تواند جدایی را بپذیرد. روایت اولیه طوری پیش می‌رود که خواننده او را شخصیتی ناپایدار و حتی تهدیدکننده تلقی می‌کند؛ کسی که ممکن است بخواهد خوشبختی همسر سابقش را نابود کند.

هم‌زمان، تصویر ریچارد به‌عنوان مردی موفق، جذاب و کنترل‌گر شکل می‌گیرد؛ مردی که گذشته را پشت سر گذاشته و آماده‌ی شروع زندگی جدیدی است. اما، نامزد جدید او، در ظاهر زنی ساده، مهربان و مشتاق به ساختن آینده‌ای مشترک است و همه‌چیز برای یک ازدواج ایده‌آل مهیاست.

با پیشرفت داستان، لایه‌های پنهان‌تری از ازدواج ونسا و ریچارد آشکار می‌شود. خاطراتی از زندگی مشترک آن‌ها نشان می‌دهد که رابطه‌شان بسیار پیچیده‌تر از یک شکست عاطفی معمولی بوده و کنترل روانی، ترس و وابستگی نقش پررنگی در آن داشته است.

به‌تدریج، روایت خواننده را وادار می‌کند در قضاوت‌های اولیه‌ی خود تردید کند. ونسا دیگر فقط یک زن حسود نیست، بلکه کسی است که تلاش می‌کند از خطری بزرگ‌تر پرده بردارد؛ خطری که ممکن است زندگی زن دیگری را نیز نابود کند.

در این میان، داستان با تغییر زاویه‌ی دید و افشای اطلاعات تازه، نشان می‌دهد که حقیقت چگونه می‌تواند در روایت‌های ناقص یا تحریف‌شده پنهان شود. آنچه ابتدا به‌عنوان عشق و حمایت جلوه می‌کرده، در واقع شکل پیچیده‌ای از سلطه و سوءاستفاده بوده است.

رابطه‌ی ریچارد و اما نیز آرام‌آرام ترک برمی‌دارد. نشانه‌هایی کوچک اما نگران‌کننده از رفتار ریچارد ظاهر می‌شود؛ رفتارهایی که شباهت نگران‌کننده‌ای با گذشته‌ی ازدواج او با ونسا دارد و زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد.

داستان به نقطه‌ای می‌رسد که ونسا و اما، هرچند نه به‌طور مستقیم، در یک جبهه قرار می‌گیرند؛ جبهه‌ای برای بقا و رهایی از چرخه‌ای تکراری از فریب و خشونت پنهان. حقیقتی که فاش می‌شود، تمام برداشت‌های قبلی را زیرورو می‌کند.

در اوج روایت، نقشه‌ها و دروغ‌هایی که سال‌ها با دقت ساخته شده‌اند، فرو می‌ریزند و چهره‌ی واقعی شخصیت‌ها آشکار می‌شود. تعلیق داستان در این بخش به بالاترین حد خود می‌رسد و خواننده با مجموعه‌ای از غافلگیری‌ها روبه‌رو می‌شود.

در پایان، همسر میان ما نه‌تنها داستان یک ازدواج شکست‌خورده یا یک رابطه‌ی خطرناک را روایت می‌کند، بلکه تصویری هشداردهنده از روابطی ارائه می‌دهد که در ظاهر بی‌نقص‌اند اما در عمق خود ویرانگرند. پایان‌بندی کتاب تأکیدی است بر این نکته که شناخت حقیقت، گاه مستلزم شکستن تصورات رایج و نگاه دوباره به گذشته است.

بخش‌هایی از همسر میان ما

بی‌خوابی او به‌سرعت تشدید ‌شد و به‌طور ناگهانی با رؤیاهای آشکاری از خواب می‌پرید. یک‌بار که در خوابگاه دخترانه برای خوردن صبحانه به طبقه‌ی پایین رفته بود، یکی از خواهرانش به او گفت در خواب فریاد می‌زده و کلمات نامفهومی ادا می‌کرده است. نلی سعی کرده بود آن را نادیده بگیرد و گفته بود: «به‌خاطر امتحان نهایی استرس دارم. کتاب روان‌شناسی واقعاً سخته.» سپس میز را ترک کرده و فنجانی دیگر برای خود قهوه ریخته بود.

پس از آن موضوع، نلی خودش را مجبور کرد به سراغ مشاور دانشگاه برود، ولی باوجود مهربانی‌های خانم مشاور، نلی نتوانست درمورد آن شبی که با ودکا و خنده و شادی شروع شده و با سوت پلیس و ناامیدی به پایان رسیده بود، به او چیزی بگوید. او دو بار به پزشک مشاور مراجعه کرد، ولی سومین قرارش را با او لغو کرد و دیگر به سراغش نرفت.

یک‌بار با یکی از همان کابوس‌های همیشگی از خواب پرید و متوجه شد در میان بازوان نیرومند ریچارد خوابیده است، پس کمی درمورد علت کابوس‌هایش برای ریچارد گفت و او هم به نلی اطمینان خاطر داد: «من این‌جام عزیزدلم. جات امنه.» نلی در آغوش او جای گرفت و احساس امنیتی را که در تمام طول زندگی، حتی قبل از آن حادثه، به دنبال آن بود، دریافت کرد. وجود ریچارد در کنار او باعث می‌شد که تسلیم خواب‌های عمیق شود. گویی زمین ناآرام زیر پایش، دوباره محکم و آرام می‌شد.

آخرین شبی که در آپارتمان قدیمی و آجری‌رنگ خود تنها بود، ریچارد برای مأموریتی به شیکاگو رفته بود. دوست و هم‌اتاقی او سامانتا هم، با دوستانش بیرون بود. سروصدای خیابان‌های نیویورک، از میان دیوارهای اتاق به گوش می‌رسید. صدای بوق اتومبیل‌ها، فریادهای گاه‌و‌بی‌گاه، صدای واق‌واق کردن سگی در دوردست…

حتی باوجود این‌که میزان جرم و جنایت در شهر کم شده بود، مغازه‌های شهر پنجره‌های خود را ایمن کرده و سه قفل به درهایشان زده بودند. نلی هم پس از عزیمتش به نیویورک یکی از آن قفل‌ها را به درِ اتاقش زده بود. قبل از این‌که خوب به خواب رود، نیاز به یک نوشیدنی دیگر داشت.

 

اگر به کتاب همسر میان ما علاقه دارید، بخش معرفی برترین داستان‌های معمایی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x