«قحطی بزرگ» اثری است از محمدقلی مجد (محقق و نویسندهی ایرانی مقیم آمریکا، متولد ۱۳۲۴) که در سال ۲۰۰۳ منتشر شده است. این کتاب با تکیه بر اسناد تاریخی و دیپلماتیک، به بررسی قحطی بزرگ ایران در سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ شمسی، علل سیاسی و اقتصادی آن، و نقش جنگ جهانی اول و سیاستهای قدرتهای خارجی در مرگ و رنج میلیونها ایرانی میپردازد.
دربارهی قحطی بزرگ
کتاب قحطی بزرگ (۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ش / ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹م) (با نام اصلی The Great Famine and Genocide in Persia, 1917-1919) نوشته محمدقلی مجد از جنجالیترین و بحثبرانگیزترین آثار تاریخ معاصر ایران است که به بررسی یکی از تاریکترین و در عین حال کمتر شناختهشدهترین رخدادهای تاریخ کشور میپردازد. نویسنده با اتکا به اسناد وزارت خارجه آمریکا، گزارشهای دیپلماتیک، خاطرات افسران نظامی و گزارشهای مطبوعاتی آن دوره، تلاش میکند ابعاد انسانی، سیاسی و اقتصادی قحطی فراگیر سالهای پایانی جنگ جهانی اول در ایران را بازسازی کند.
موضوع اصلی کتاب، فاجعهای است که در فاصله سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی بخش بزرگی از جمعیت ایران را گرفتار گرسنگی، بیماری و مرگ کرد. نویسنده معتقد است این رویداد صرفاً یک قحطی طبیعی یا نتیجه خشکسالی نبود، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی بود که در بستر جنگ جهانی اول شکل گرفت و پیامدهای آن تا دههها بر جامعه ایران سایه افکند.
کتاب با ترسیم وضعیت ایران در خلال جنگ جهانی اول آغاز میشود؛ کشوری که اگرچه رسماً بیطرف بود، اما به میدان رقابت و درگیری قدرتهای بزرگ تبدیل شد. نیروهای روسیه، بریتانیا و عثمانی بارها خاک ایران را اشغال کردند و ضعف دولت مرکزی موجب شد کشور عملاً توان دفاع از حاکمیت و منافع خود را از دست بدهد. این شرایط نابسامان زمینهساز بحرانهای گسترده اقتصادی و اجتماعی شد.
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، استفاده گسترده از گزارشهای شاهدان عینی است. نویسنده با کنار هم قرار دادن گزارشهای دیپلماتهای آمریکایی، مبلغان مذهبی، روزنامهنگاران و افسران نظامی، تصویری تکاندهنده از زندگی روزمره مردم در دوران قحطی ارائه میدهد؛ تصویری از شهرها و روستاهایی که ساکنانشان برای یافتن اندک غذایی سرگردان بودند و بیماریهای ناشی از سوءتغذیه هر روز قربانیان بیشتری میگرفت.
محمدقلی مجد در تحلیل خود بر این باور است که نقش بریتانیا در تشدید بحران بسیار فراتر از آن چیزی بوده که در روایتهای متداول تاریخی آمده است. او استدلال میکند که خرید گسترده غلات و مواد غذایی توسط نیروهای بریتانیایی برای تأمین ارتش خود، همراه با محدودیتهایی که بر واردات مواد غذایی اعمال شد، موجب تشدید کمبود مواد غذایی و افزایش قیمتها در سراسر کشور گردید.
بخش مهمی از کتاب به بررسی سیاستهای اقتصادی و مالی دوران جنگ اختصاص دارد. نویسنده نشان میدهد که دولت ایران در آن سالها با بحران شدید مالی روبهرو بود و از بسیاری از منابع درآمدی خود محروم شد. به اعتقاد او، مسدود شدن درآمدهای نفتی و مشکلات مربوط به پرداخت تعهدات مالی به دولت ایران، توان حکومت را برای مقابله با بحران و کمک به قحطیزدگان به شدت کاهش داد.
از دیگر محورهای مهم کتاب، بررسی آمار جمعیتی ایران پیش و پس از قحطی است. نویسنده با استناد به اسناد و برآوردهای مختلف میکوشد نشان دهد که کاهش جمعیت ایران در این دوره بسیار گسترده بوده و ابعاد آن فراتر از برآوردهای رایج تاریخی است. او این کاهش جمعیت را یکی از بزرگترین فجایع انسانی قرن بیستم در خاورمیانه میداند.
کتاب همچنین به رقابت روایتهای تاریخی درباره علل قحطی میپردازد. نویسنده تلاش میکند نشان دهد که در سالهای بعد از جنگ، برخی عوامل و بازیگران سیاسی کوشیدند مسئولیت فاجعه را متوجه خشکسالی، روسها یا عثمانیها کنند، در حالی که به نظر او نقش سیاستهای بریتانیا در شکلگیری و تداوم بحران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از جذابترین جنبههای این اثر، تکیه آن بر اسناد کمتر شناختهشده آمریکایی است. مجد معتقد است بسیاری از اسناد مرتبط با عملکرد قدرتهای استعماری در ایران یا منتشر نشدهاند یا کمتر مورد استفاده پژوهشگران قرار گرفتهاند و به همین دلیل پژوهش او میتواند نگاه تازهای به وقایع جنگ جهانی اول در ایران ارائه دهد.
در کنار جنبههای تاریخی، کتاب تصویری دردناک از رنج انسانهایی ارائه میدهد که در میان جنگ قدرتهای بزرگ گرفتار شدند. نویسنده با نقل گزارشهای فراوان از گرسنگی، بیماری، مهاجرت و مرگ، نشان میدهد که چگونه بحرانهای سیاسی بینالمللی میتوانند زندگی میلیونها انسان عادی را نابود کنند و آثار ماندگاری بر حافظه جمعی یک ملت بر جای بگذارند.
هرچند برخی از برآوردها و نتیجهگیریهای کتاب درباره میزان تلفات و نقش قدرتهای خارجی در میان تاریخپژوهان محل بحث و مناقشه بوده است، اما اهمیت اثر در طرح پرسشهای بنیادین درباره یکی از کمبررسیترین دورههای تاریخ معاصر ایران انکارناپذیر است. این کتاب پژوهشگران را به بازنگری در روایتهای تثبیتشده و بررسی دوباره اسناد تاریخی دعوت میکند.
قحطی بزرگ در نهایت نه فقط روایتی از یک بحران غذایی، بلکه شرحی از فروپاشی نظم اجتماعی، ناتوانی دولت، مداخلات خارجی و رنج گسترده مردمی است که در میانه رقابت امپراتوریها قربانی شدند. مطالعه این کتاب به خواننده کمک میکند تا یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال کمتر شناختهشدهترین فصلهای تاریخ ایران را با نگاهی عمیقتر و مستندتر بشناسد.
کتاب قحطی بزرگ در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۳.۸۵ است. این کتاب در ایران با ترجمهای از محمد کریمی در سال ۱۳۸۷ به بازار عرضه شده است.
خلاصهی مطالب قحطی بزرگ
کتاب با ترسیم زمینه تاریخی قحطی آغاز میشود. نویسنده توضیح میدهد که ایران در خلال جنگ جهانی اول، با وجود اعلام بیطرفی، عملاً به صحنه رقابت و اشغال قدرتهای خارجی تبدیل شد. روسیه، بریتانیا و عثمانی بخشهایی از کشور را اشغال کردند و ضعف دولت مرکزی، ناامنی، اختلال در تجارت و نابسامانی اداری، زمینه بحران گسترده اقتصادی و اجتماعی را فراهم آورد. نویسنده چهار مرحله حضور و گسترش نفوذ نیروهای خارجی در ایران را شرح میدهد و نشان میدهد که چگونه در نهایت بریتانیا بخش عمده کشور را در اختیار گرفت.
ادعای اصلی کتاب درباره ابعاد فاجعه
در ادامه، نویسنده قحطی سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ را بزرگترین فاجعه تاریخ ایران معرفی میکند. به باور او، این قحطی صرفاً ناشی از خشکسالی نبود، بلکه نتیجه مستقیم شرایط جنگ، اشغال نظامی و سیاستهای اقتصادی و بازرگانی قدرتهای خارجی بود. کتاب ادعا میکند که میلیونها ایرانی بر اثر گرسنگی، سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از آن جان باختند و این رویداد از نظر تلفات انسانی، یکی از بزرگترین فجایع قرن بیستم بوده است.
گزارش مستند قحطی
فصل دوم بر گردآوری شواهد و گزارشهای معاصر متمرکز است. نویسنده از گزارشهای دیپلماتهای آمریکایی، مبلغان مذهبی، مطبوعات ایران و خاطرات افسران انگلیسی استفاده میکند تا گسترش تدریجی کمبود مواد غذایی، افزایش قیمتها، شیوع بیماریها و مرگومیر گسترده را نشان دهد. در این بخش وضعیت مناطق مختلف کشور مانند تهران، غرب ایران، آذربایجان، خراسان، فارس و گیلان بررسی میشود و تصویری از رنج عمومی مردم ارائه میگردد.
کاهش جمعیت و برآورد تلفات
در فصل سوم، نویسنده به مسئله جمعیت میپردازد. او با مقایسه آمار جمعیت ایران پیش و پس از قحطی، تلاش میکند نشان دهد که کاهش جمعیت بسیار شدید بوده است. به اعتقاد او، جمعیت ایران در سال ۱۹۱۴ حدود بیست میلیون نفر بوده و تا سال ۱۹۱۹ به حدود یازده میلیون نفر کاهش یافته است. نویسنده این کاهش را ناشی از قحطی و بیماری میداند و بر همین اساس تلفات را حدود چهل درصد جمعیت کشور برآورد میکند.
نقش روسیه در تخریب و غارت
فصل چهارم به رفتار نیروهای روسی اختصاص دارد. نویسنده نمونههایی از غارت اموال مردم، مصادره مواد غذایی، تخریب خانهها و بدرفتاری با غیرنظامیان را نقل میکند و توضیح میدهد که خروج نیروهای روسی با خسارتهای گسترده همراه بود. در عین حال، او معتقد است که گرچه روسها در ایجاد نابسامانی سهم داشتند، اما نمیتوان قحطی سراسری ایران را تنها به اقدامات آنان نسبت داد.
خرید گسترده غله توسط بریتانیا
یکی از محورهای اصلی کتاب در فصل پنجم مطرح میشود: خرید وسیع غلات و مواد غذایی توسط ارتش بریتانیا. نویسنده استدلال میکند که نیروهای انگلیسی برای تأمین آذوقه ارتش خود در ایران، بینالنهرین و مناطق دیگر، حجم عظیمی از گندم، جو و سایر مواد غذایی را از بازار ایران جمعآوری کردند. به باور او، این خریدها موجب کمبود بیشتر مواد غذایی و افزایش شدید قیمتها شد و در نتیجه بر شدت قحطی افزود.
جلوگیری از واردات غذا
نویسنده همچنین مدعی است که بریتانیا نهتنها غله ایران را خریداری کرد، بلکه از ورود مواد غذایی از هند، بینالنهرین و حتی ایالات متحده به ایران جلوگیری نمود. او نمونههایی از گزارشهای دیپلماتیک آمریکایی را نقل میکند که نشان میدهند تلاشهای امدادی برای ارسال غذا به ایران با موانع جدی روبهرو شده بود. از دید نویسنده، این سیاستها قحطی را طولانیتر و مرگبارتر کرد.
بحران مالی و درآمدهای نفتی
فصل ششم به وضعیت مالی ایران میپردازد. نویسنده توضیح میدهد که جنگ موجب کاهش درآمدهای گمرکی شد و دولت ایران برای تأمین هزینههای خود با بحران شدید مالی مواجه گردید. در همین زمان، درآمدهای نفتی که میتوانست منبع مهمی برای کمک به مردم باشد، بهدلیل سیاستهای دولت بریتانیا و شرکت نفت انگلیس و ایران در اختیار دولت ایران قرار نگرفت. کتاب این محرومیت مالی را یکی از عوامل مهم ناتوانی دولت در مقابله با قحطی میداند.
تورم و فروپاشی قدرت خرید
در ادامه همین فصل، نویسنده به افزایش حجم پول در گردش، تورم شدید و سقوط قدرت خرید مردم اشاره میکند. به گفته او، هزینههای نظامی بریتانیا در ایران و نابسامانیهای مالی ناشی از جنگ، اقتصاد کشور را بیثبات کرد. در نتیجه، حتی کسانی که درآمدی داشتند نیز توان خرید مواد غذایی را از دست دادند و بحران گرسنگی عمیقتر شد.
ورسای و پنهان ماندن فاجعه
فصل پایانی به کنفرانس صلح ورسای و تلاش ایران برای طرح شکایات خود میپردازد. نویسنده معتقد است که در اسناد و مطالب ارائهشده از سوی نمایندگان ایران، مسئله قحطی و نقش قدرتهای خارجی بهدرستی مطرح نشد و به همین دلیل ابعاد واقعی فاجعه از دید جامعه بینالمللی پنهان ماند. او این روند را بخشی از «لاپوشانی» تاریخی میداند که سبب شد قحطی بزرگ ایران برای دههها در حاشیه تاریخنگاری باقی بماند.
بخشهایی از قحطی بزرگ
بیتردید قحطی بزرگ ۱۹۱۹ تا ۱۹۱۷ بزرگترین فاجعه تاریخ ایران و فراتر از تمامی وقایع پیش از آن است . در این پژوهش نشان میدهیم کـه چگونه نزدیک به ۴۰ %از جمعیت ایران به سبب گرسنگی و سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از آن از صحنه روزگـار محـو شـدند. بـی شـک ایـران بزرگترین قربانی جنگ جهانی اول است . هـیچ کـشوری خـسارتی در این ابعاد را در نگاه مطلق و یا نسبی تحمل نکرده است.
با اینکه قحطـی بزرگ ایران از بزرگ تـرین قحطـ یهـای دوره معاصـر و از بـزرگ تـرین نسلکشیهای قرن بیستم است، اما ناشـناخته بـاقی مانـده اسـت. تـاریخ ایران را در دوره جنگ جهانی اول ، نمی تـوان بـدون درک آنچـه کـه در سالهای ۱۹۱۹-۱۹۱۷ رخ داد، دریافت . قطعاً برجسته تـرین واقعیـت هـا درباره نسل کشی ا یرانیان طی این سالها پنهان مانـده اسـت؛ واقعیتـی کـه میتوان درباره اش چندین جلد نگاشت. نتایج این پژوهش فراتر از ابعـاد این تکنگاری است و در اینجا هدف، تنها ضبط وقایع بوده است.
…………………….
مرحله چهارم از ژانویه ۱۹۱۸ آغاز شد که طی آن نیروهای انگلیـسی به غرب، شمال و شرق ایران حمله کردند و منـا طقی را کـه پـیش تـر در اختیار روس ها بود، به اشغال خود درآوردند . تهاجم تمام عیار انگلیسیها و اشغال بخش هایی از ایران که در قرارداد پنهانی مارس ۱۹۱۵ به روسیه واگذار شده و پیش از آن در اشغال آنها بود، موضوعی است کـه تـاکنون بسیار گذرا بدان پرداخته شده اسـت. از همـان آغـاز کـار، بریتانیـا خبـر تهاجم به غرب ایـران را بـه شـدت پنهـان مـی داشـت؛ بـه گونـه ای کـه «دنسترفورس» به «نیروی هیس- هیس» معروف شده بود.
…………………….
همانطور که در فصل ششم توضیح داده خواهد شد، دولت ایران بـه دلیل نداشتن امکانات مالی قادر نبـود بـه کمـک قحطـی زدگـان بـشتابد. امدادرسانی به قحطی زدگـان را میـسیونرها ی آمریکـایی و سـازمان هـای خیریه خصوصی برعهـده گرفتـه بودنـد. در مـورد شـیراز ، والـی فـارس شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما رهبری اقدامات امـدادی را برعهـده گرفته بود . در مارس ۱۹۱۸ ،فرمانفرما بزرگان شیراز را بـه منظـور بحـث درباره راه های جبران قحطی و کمک به مردم شهر فراخواند . حدود ۴۰۰ نفر دعوت را پذیرفته و در دارالحکومه جمع شدند.
……………………
مقایسه جمعیت ایران در ۱۹۱۴ و ۱۹۱۹ نشان می دهد کـه حـدود ده میلیون نفر در اثر قحطی و بیماری از بین رفته اند. در این فصل، نخـست شواهد مربوط به جمعیت ایران در ۱۹۱۴ بررسی می شـود؛ و نـشان داده خواهد شد که بـرخلاف ادعاهـای برخـی نویـسندگان روس در قبـل از جنگ جهانی اول و نیز برخی آثار انگلیسی در دهـه هـای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مبنی بر اینکه جمعیت ایران [پیش از جنگ جهانی اول] تنهـا ۱۰ میلیـون نفر بوده، جمعیت واقعی ایران در ۱۹۱۴ دست کم ۲۰ میلیـون نفـر بـوده است، اما تا ۱۹۱۹ به ۱۱ میلیون نفر کاهش یافته است.
چهل سـال طـول کشید تـا ایـران بتوانـد بـه جمعیـت خـود در ۱۹۱۴ برسـد ؛ و تـا ۱۹۵۶ جمعیت ایران به ۲۰ می لیون نفر نرسید. با اطمینان می توان گفت ، قحطـی ۱۹۱۷ تا۱۹۱۹ بزرگترین فاجعه تاریخ ایران و شاید بدترین قتل عـام قـرن بیستم محسوب میشود.
اگر به کتاب قحطی بزرگ علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتابهای تاریخی در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا میکند.









