به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

ایران و همسایگانش

اگر می‌خواهید بدانید ایران چگونه در میانه‌ی فشار قدرت‌های بزرگ و رقابت همسایگان، مسیر خود را در آغاز سده‌ی نوزدهم یافته است، این کتاب تصویری دقیق و مستند پیش روی شما می‌گذارد. مطالعه‌ی آن فرصت کم‌نظیری است تا منشأ بسیاری از مناسبات امروز منطقه را در آیینه‌ی اسناد و تحلیل‌های یک تاریخ‌نگار برجسته بازشناسید. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
ایران و همسایگانش

فهرست مطالب

«ایران و همسایگانش» اثری است از فریدون آدمیت (نویسنده و مورخ زاده‌ی تهران، از ۱۲۹۹ تا ۱۳۸۷) که در سال ۱۴۰۲ منتشر شده است. این کتاب تحلیلی است از روابط دیپلماتیک و تحولات سیاسی ایران با قدرت‌های همسایه و دولت‌های استعماری در فاصله‌ی ۱۸۱۵ تا ۱۸۳۰، دوره‌ای که نظم ژئوپلیتیک جدید منطقه شکل گرفت.

درباره‌ی ایران و همسایگانش

در حالی‌که سده‌ی نوزدهم هنوز دهه‌های آغازین خود را می‌گذراند، ایران در متن تحولات سهمگینی قرار داشت که سرنوشت سیاسی و جغرافیایی کشور را برای نسل‌های بعدی رقم زد. کتاب ایران و همسایگانش با نام کامل «ایران و همسایگانش: روابط دیپلماتیک ایران با بریتانیا و ترکیه و روسیه ۱۸۱۵-۱۸۳۰» نوشته‌ی فریدون آدمیت، چشم‌اندازی تازه و دقیق از همین مقطع حساس ارائه می‌دهد؛ دوره‌ای میان سال‌های ۱۸۱۵ تا ۱۸۳۰ که امپراتوری‌های رقیب در پیرامون ایران هر یک در پی تثبیت نفوذ خود بودند و کشور ما در میانه‌ی این جدال‌ها برای حفظ هویت و منافع خود تلاش می‌کرد. این کتاب کوششی است برای بازخوانی تاریخی که هنوز رد پای آن در نقشه‌ی سیاسی و امنیتی منطقه دیده می‌شود.

نویسنده در این اثر نشان می‌دهد که چگونه شمال ایران زیر فشار سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌ی روسیه قرار گرفت؛ نیرویی که قدم‌به‌قدم در حال پیشروی به‌سوی قفقاز و نواحی مجاور ارس بود. هم‌زمان، در جنوب نیز قدرت سیاسی بریتانیا بر حوزه‌ی خلیج فارس سایه می‌انداخت و ایران در تلاش برای مقابله با این دو جریان بزرگ، ناگزیر درگیر مذاکرات، کشمکش‌ها و گاه رویارویی‌های فرساینده می‌شد. این دگرگونی‌ها تنها تغییرات سیاسی نبود، بلکه نظم ژئوپلیتیک تازه‌ای را در منطقه پدید آورد که بنیان آن تا امروز پابرجاست.

آدمیت در این کتاب به رقابت دیرینه‌ی ایران و عثمانی نیز پرداخته است؛ رقابتی که در آغاز چنین می‌نمود که بار دیگر به خشونت می‌انجامد، اما در نهایت گام‌هایی محتاطانه برای حل اختلاف‌های تاریخی برداشته شد. این کوشش‌ها آغازگر مرحله‌ای تازه در مناسبات دو کشور بود و فضایی فراهم آورد که در آن گفتگو جایگزین دشمنی‌های مکرر گردد. این تحول، در کنار تغییرات ساختاری در شمال و جنوب، تصویری کامل از منطقه‌ای را ترسیم می‌کند که در حال ورود به دوره‌ی جدیدی از روابط سیاسی بود.

یکی از امتیازهای برجسته‌ی این کتاب پرداختن به موضوعاتی است که پیش‌تر کمتر از منظر دیپلماسی مورد بررسی قرار گرفته بودند. نمونه‌ی روشن آن ماجرای عهدنامه‌ی شیراز است؛ توافقی که در ارتباط با مسئله‌ی بحرین نقش مهمی داشت اما در آثار پژوهشگران معاصر کمتر مورد توجه قرار گرفته است. آدمیت با بازخوانی اسناد مرتبط، نشان می‌دهد که سیاست بریتانیا در قبال این جزیره از همان روزگار در حال تغییر بود و همین روند، یکی از محورهای تنش‌زا میان ایران و انگلستان در دوره‌های بعد شد.

کتاب در پی آن است که بر مبنای منابع آرشیوی و شواهد دست‌اول، روند شکل‌گیری روابط ایران با روسیه، عثمانی و بریتانیا را بازسازی کند. نویسنده با دقتی کم‌نظیر تحولات سیاسی، اقتصادی و نظامی این مقطع را کنار هم می‌گذارد تا نشان دهد چگونه برتری راهبردی روسیه در شمال و نفوذ رو‌به‌گسترش بریتانیا در جنوب نهایتاً تثبیت شد. این روایت، تصویری واقع‌بینانه از موقعیت دشوار ایران در آن دوران ارائه می‌دهد؛ کشوری که در میان فشار قدرت‌های بزرگ و مشکلات داخلی، برای حفاظت از منافع خود ناچار به تصمیمات سخت بود.

فریدون آدمیت، که از چهره‌های اثرگذار تاریخ‌نگاری تحلیلی در ایران است، این پژوهش را در دوران دانشجویی‌اش در لندن انجام داده و بعدها همین رساله به صورت کتاب منتشر شده است. مسیر حرفه‌ای او، از ورود زودهنگام به وزارت امور خارجه تا فعالیت علمی در دانشکده‌های معتبر، پشتوانه‌ای برای رویکرد دقیق و آرشیومحور او در تاریخ‌نگاری به شمار می‌آید. تسلط او بر منابع فارسی و غیرفارسی و شیوه‌ی تحلیلی‌اش باعث شده این کتاب یکی از پژوهش‌های معتبر درباره‌ی سیاست خارجی ایران در عصر قاجار محسوب شود.

اهمیت ایران و همسایگانش تنها در تحلیل رویدادها نیست، بلکه در شیوه‌ی نگاه نویسنده به تاریخ نیز نمود دارد. آدمیت تاریخ را رشته‌ای می‌داند که باید از سطح روایت صرف فراتر رود و به لایه‌های انگیزه‌ها، تصمیم‌ها و پیامدهای سیاسی بپردازد. از همین رو، کتاب او فقط گزارش وقایع نیست؛ بلکه کوششی است برای فهم سازوکارهای سیاست خارجی ایران در دوره‌ای که کشور در موقعیتی پیچیده و پرمخاطره قرار داشت.

این کتاب همچنین به مخاطب نشان می‌دهد که چگونه شکل‌گیری روابط خارجی ایران در آن دوره، مسیر سیاست منطقه را برای دهه‌های بعد تعیین کرد. تغییرات مرزی، نفوذ قدرت‌های خارجی و الگوی تازه‌ی تعامل با امپراتوری عثمانی هر یک بخشی از تحولاتی بودند که نقشه‌ی امروز خاورمیانه و پیرامون آن را شکل داده‌اند. مطالعه‌ی این اثر، خواننده را به تأمل درباره‌ی ریشه‌های تاریخی مسائل کنونی منطقه دعوت می‌کند.

یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی کتاب تمرکز بر اسناد رسمی، نامه‌های دیپلماتیک و گزارش‌های دولتی است؛ منابعی که نویسنده آن‌ها را با دقت دسته‌بندی کرده و از خلالشان تصویری روشن از سیاست‌گذاری‌های زمانه ارائه می‌دهد. همین پایبندی به منابع معتبر است که به تحلیل‌های او استواری می‌بخشد و اثر را به یکی از پژوهش‌های قابل اتکا در مطالعات تاریخی تبدیل می‌کند.

ترجمه‌ی شفق سعد نیز بر روانی و خوانایی متن افزوده و دسترسی به این پژوهش ارزشمند را برای مخاطبان فارسی‌زبان آسان کرده است. نثر ترجمه در عین حفظ دقت علمی، از پیچیدگی افراطی دوری می‌کند و همین امر اثر را برای دانشجویان، پژوهشگران و حتی علاقه‌مندان غیرمتخصص جذاب‌تر می‌سازد.

در مجموع، ایران و همسایگانش تصویری ژرف و چندلایه از تحولات حساس اوایل قرن نوزدهم ارائه می‌دهد؛ تصویری که بدون شناخت آن، فهم تاریخ دیپلماسی و سیاست خارجی ایران دشوار خواهد بود. این کتاب با بهره‌گیری از اسناد معتبر و نگاه تحلیلی، خواننده را با دورانی آشنا می‌کند که بنیان ژئوپلیتیک امروز منطقه در آن شکل گرفت.

بی‌تردید این اثر برای هر کسی که علاقه‌مند به تاریخ ایران، سیاست خارجی و روابط منطقه‌ای باشد ارزش خواندن دارد. آدمیت با نثری روشن و استدلالی استوار، گذشته‌ای را پیش چشم می‌گذارد که شناخت آن، کلید فهم بسیاری از مسائل امروز خاورمیانه است.

کتاب ایران و همسایگانش در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۴.۰۰ است.

خلاصه‌ی محتوای ایران و همسایگانش

در این کتاب، فریدون آدمیت با تمرکز بر سال‌های ۱۸۱۵ تا ۱۸۳۰ به بازسازی دقیق روابط خارجی ایران می‌پردازد؛ دوره‌ای که در آن کشور در محاصره‌ی رقابت قدرت‌های بزرگ قرار داشت. او نشان می‌دهد که چگونه روسیه با سیاستی مرحله‌به‌مرحله در پی تثبیت نفوذ خود در قفقاز و فراتر از ارس بود، در حالی‌که ایران توان و امکانات محدودی برای مقابله با این پیشروی در اختیار داشت. پیمان‌ها، درگیری‌ها و مذاکرات این دوره به شکلی تحلیلی بررسی می‌شود تا تصویر روشنی از وضعیت ایران در شمال ترسیم گردد.

بخش دیگری از کتاب به سیاست‌های بریتانیا در خلیج فارس اختصاص دارد؛ منطقه‌ای که برای انگلستان اهمیت راهبردی داشت و به‌تدریج تبدیل به حوزه‌ی نفوذ تقریباً انحصاری آن شد. آدمیت با استفاده از اسناد بایگانی هند و گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که چگونه برنامه‌های بریتانیا در این ناحیه شکل گرفت، چه دلایلی پشت تصمیم‌ها بود و چرا موضوعی مثل مسئله‌ی بحرین در آن زمان بی‌آنکه چندان مورد توجه تاریخ‌نگاران معاصر قرار گیرد، نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط ایران و انگلستان پیدا کرد.

روابط ایران و عثمانی نیز بخشی مهم از پژوهش را تشکیل می‌دهد. کتاب توضیح می‌دهد که رقابت دیرینه‌ی دو قدرت شرقی، در دهه‌ی سوم قرن نوزدهم یک‌بار دیگر به مرز رویارویی نظامی نزدیک شد؛ اما هم‌زمان نخستین گام‌ها برای حل ریشه‌ای اختلاف‌ها برداشته شد. این تلاش‌ها سرآغاز دوره‌ی تازه‌ای از ثبات نسبی و کاهش تنش میان دو کشور بود؛ دورانی که زمینه‌ی شکل‌گیری ترتیبات سیاسی پایدارتر بین ایران و عثمانی را فراهم کرد.

آدمیت در این اثر نشان می‌دهد که چگونه چینش نیروهای منطقه‌ای در این سال‌ها نظم ژئوپلیتیک نوینی را در پیرامون ایران رقم زد. تثبیت نفوذ روسیه در شمال و حضور قدرتمند بریتانیا در جنوب دو محور اصلی این نظم تازه بودند. نویسنده با تحلیل منابع دست‌اول توضیح می‌دهد که این روند چگونه طی شد، چه عواملی آن را تسریع کرد و چرا ایران در آن شرایط قادر نبود ساختار سیاست خارجی خود را کارآمدتر بازسازی کند.

یکی از نکات مهم کتاب، توجه به موضوعاتی است که پیش‌تر کمتر مورد کاوش قرار گرفته بودند. آدمیت ماجرای عهدنامه‌ی شیراز را، که اثری مهم بر سرنوشت بحرین داشت، در پرتو اسناد دیپلماتیک بررسی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه برداشت بریتانیا از این موضوع از همان زمان آغاز به تغییر کرد. این بررسی، خواننده را با یکی از نقاط کمتر دیده‌شده در تاریخ روابط خارجی ایران آشنا می‌سازد.

نویسنده علاوه بر تحلیل روابط خارجی، زمینه‌های داخلی و مشکلات ساختاری ایران در مواجهه با این تحولات را نیز در نظر می‌گیرد. او با اشاره به ناتوانی اداری، اقتصادی و نظامی ایران در برابر قدرت‌های بزرگ توضیح می‌دهد که چرا کشور در این دوره ناگزیر به پذیرش برخی شرایط نامطلوب شد و چرا مقاومت‌های صورت‌گرفته اغلب بی‌نتیجه باقی ماند.

در جمع‌بندی کلی، کتاب تصویر منسجم و دقیقی از چگونگی شکل‌گیری مناسبات ایران با روسیه، عثمانی و بریتانیا عرضه می‌کند. این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که چگونه مجموعه‌ای از تصمیم‌ها، فشارهای خارجی و ضعف‌های داخلی، ساختار سیاست خارجی ایران در دوره‌ی قاجار را شکل داد و زمینه‌ی بسیاری از واقعیت‌های سیاسی امروز منطقه را پدید آورد.

ایران و همسایگانش در نهایت به خواننده نشان می‌دهد که فهم تاریخ دیپلماسی این دوره، بدون بررسی هم‌زمان نیروهای خارجی و ظرفیت‌های داخلی ایران ممکن نیست؛ و همین ترکیب تحلیلی، کتاب را به یکی از پژوهش‌های مهم در شناخت روابط بین‌المللی ایران در سدهی نوزدهم تبدیل می‌کند.

بخش‌هایی از ایران و همسایگانش

رئوس اصلی سیاست بریتانیا در قبال خلیج فارس اندک‌اندک در حال تدوین بود و حکومت بریتانیا در هند تمام جوانب مسأله را مورد مداقۀ کامل قرار می‌داد. جهت تبیین سیری که دیپلماسی بریتانیا در این مورد به خود گرفت و نیز تعیین نقش هریک از عناصر دخیل در صورت نهایی آن باید اشاره کنیم به دیدگاه‌های شایان توجهی که در شورای حکومتی بمبئی ارائه شد و همچنین بازنمود آن دیدگاه‌ها در گزارش نهایی آن شورا به حکومت عالی هند که تصمیم‌گیری نهایی را بر عهده داشت.

فرانسیس واردن دبیر ارشد در حکومت بمبئی در یادداشت خود (۳ آوریل ۱۸۱۹/‌۱۳ فروردین ۱۱۹۸) مخالفتش را با پیش‌نویس طرح پیشنهادی بیان کرد. در آن پیش‌نویس اظهار شده بود: به شرط اینکه آنچه موجب دلمشغولی بریتانیا شده یعنی سرکوب کامل راهزنی دریایی، انجام شود، آن‌گاه برای حکومت بریتانیا «کاملاً علی‌السویه می‌بایست باشد» که جزایر و بنادر گوناگون در کرانۀ ایرانی و عربی به کدام قدرت یا قدرت‌ها واگذار شود.

ولی «چنانچه مداخلۀ ما در این موضوع درخواست شود، اِعمال این مداخله باید با توجه منصفانه به دعاوی و حقوق» قدرت‌های مختلف در خلیج باشد. واردن نوشت: “ما باید کاملاً عکس آن قاعده عمل کنیم” و بحرین را یا به امام مسقط یا به ابراهیم پاشا -اگر بتواند رأس‌الخیمه را به سامان درآورد- واگذار کنیم.

واردن ادامه داد: «نظر به آنکه به یک موقعیت مرکزی و مشرف بر خلیج نیازمندیم»، جزیرۀ قشم «مناسب‌ترین مکان به نظر می‌رسد» و در «ترتیبات نهانی» که برقرار خواهد شد باید این حق را برای رزم‌ناوهای خود تضمین کنیم که مجاز باشند «آزادانه به تمام بنادر خلیج وارد شوند و از تمام قایق‌هایی که مجاز نیستند بیش از آنچه برای امنیت دریانوردی لازم است خدمه یا سلاح حمل کنند، حق بازرسی داشته باشند یا به ضبط و مصادرۀ آنان اقدام کنند.»

…………………

این دو همیشه رفتار مشابهی بروز نمیدادند. مقامات دولت در هند به علت نگرانی از پیشرویهای روسیه در شرق عموماً با حمایت مؤثر از آمال ْ غالب ایران موافقت داشتند، ولی وزارت خارجه که نظراتش در اداره‌ی امور و تعیینکننده بود سیاست انزواطلبانه‌ی خود را حفظ کرد. بسیار قابل توجه است که نماینده‌ی بریتانیا در ایران به دولت متبوع خود مکرراً درباره‌ی پیشروی روسیه در ایران هشدار میداد و عواقب زیانبار موضع بیتفاوت آن دولت را در قبال مسأله‌ی سیاسی ایران گوشزد میکرد، ولی آن اخطارها هیچگونه تغییری را در نظرات دربار سنت جیمز ایجاد نکرد.

……………………

برقراری سلطه‌ی روسیه در شمال و بریتانیا در جنوب در آستانه‌ی دهه‌ی سوم قرن نوزدهم نشانگر گشایش دورانی جدید در تاریخ ایران بود. از آن زمان هماوردی بین دو قدرت بزرگ آغاز شد و هریک با دیگری رقابت میکرد تا قدرت بیشتری در اداره‌ی امور ایران اعمال کند. و شواهد موجود حاکی از آن است که اگر یک عامل متقابل قادر وجود نداشت، روسیه توسعۀ ارضی خود را به سمت خلیج فارس که همواره آرزوی قلبیاش بود، ادامه میداد.

این عامل متقابل نه از توانمندی ذاتی ایران، بلکه از فشارهای خارجی تشکیل شده بود. نفوذ بریتانیای کبیر عاملی قدرتمند بود که تعادل را برقرار میکرد. اگر چه ایران استقلال ظاهری خود را حفظ کرده بود، ولی فقط وضعیت یک دولت حائل بین دو قدرت بزرگ را داشت.

 

اگر به کتاب ایران و همسایگانش علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتاب‌های تاریخی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x