«در مدار» یا «اوربیتال» اثری است از سامانتا هاروی (نویسندهی اهل بریتانیا، متولد ۱۹۷۵) که در سال ۲۰۲۳ منتشر شده است. این رمان روایت فلسفی و تأملبرانگیز شش فضانورد است که در ایستگاه فضایی بینالمللی، در تنهایی و بیوزنی فضا، با مفاهیم هستی، زمان، مرگ و معنای زندگی روبهرو میشوند.
دربارهی در مدار
کتاب در مدار (Orbital) نوشته سامانتا هاروی، یکی از رمانهای برجسته و تحسینشده در سالهای اخیر است که ترکیبی از ادبیات علمی-تخیلی و فلسفی را بهطور شگفتانگیزی با هم میآمیزد. این رمان که در ایستگاه فضایی بینالمللی رخ میدهد، به کاوش در مفاهیم پیچیده انسانی، فلسفی و کیهانی پرداخته و تجربهای منحصر به فرد از تنهایی و هویت انسان در فضایی بیکران را به خواننده ارایه میدهد.
داستان در مدار در طی ۲۴ ساعت روایت میشود و هر فصل آن به یک مدار ۹۰ دقیقهای زمین اختصاص دارد. شخصیتهای اصلی داستان شش فضانورد از ملیتهای مختلف هستند که در ایستگاه فضایی به زندگی و کار مشغولند. در این محیط بهشدت فنی و علمی، هر شخصیت بهنوعی درگیر مسایل وجودی، معنوی و فلسفی میشود که تنها در فضایی چنین بینهایت میتوان به آنها پرداخت.
یکی از ویژگیهای بارز این رمان، سبک نوشتاری منحصر به فرد سامانتا هاروی است. او با استفاده از زبان روان و شاعرانه، تنشهای روانشناختی و فلسفی شخصیتها را بهخوبی منتقل میکند و خواننده را به درون ذهن و احساسات آنان میبرد. هاروی بهطور ماهرانهای توانسته است از فضای علمی-فضایی برای پرداختن به سوالات بزرگ انسانی درباره زندگی، مرگ و جایگاه انسان در کیهان استفاده کند.
کتاب در مدار نهتنها از لحاظ ادبی و فلسفی جذاب است، بلکه در دنیای جوایز ادبی نیز به موفقیتهای بزرگی دست یافته است. این رمان برنده جایزه بوکر ۲۰۲۴ شد و همچنین نامزد جوایز مهم دیگری مانند جایزه اورسولا ک. لو گویین و جایزه اورول قرار گرفت. این افتخارات نشاندهنده عمق و تاثیرگذاری اثر در دنیای ادبیات معاصر است و گواهی بر قدرت نویسنده در تلفیق علم و فلسفه در یک داستان منسجم و جذاب است.
در این رمان، هاروی بهطور دقیق و با دقت، فلسفه و علم را در هم میآمیزد و از این طریق پرسشهایی جدی درباره دنیای مدرن، فناوری و روابط انسانی مطرح میکند. تضاد میان واقعیتهای علمی و مفاهیم فلسفی و انسانی در فضای فضایی، داستان را جذاب و تأملبرانگیز کرده است. بهعلاوه، هاروی با بررسی روانشناسی شخصیتها در شرایطی که فاصلهها و محدودیتهای فیزیکی در فضا مطرح است، توانسته است دنیای درونی انسانها را در مقیاسی وسیعتر به نمایش بگذارد.
این کتاب بهویژه برای کسانی که علاقهمند به ادبیات علمی-تخیلی با جنبههای فلسفی عمیق هستند، پیشنهاد میشود. فضای ایستگاه فضایی که در ابتدا ممکن است بهنظر تنها یک محیط فنی و علمی باشد، در واقع تبدیل به مکانی میشود که شخصیتها در آن با خودشان و دیگران مواجه میشوند و تأملات فلسفی و وجودی بسیاری را از سر میگذرانند.
در مدار نهتنها یک داستان علمی-تخیلی است، بلکه بهعنوان یک اثر فلسفی و روانشناختی، به عمق مفاهیم انسانی پرداخته است. هاروی با تسلط بر دو حوزه علم و فلسفه، داستانی پیچیده و لایهلایه خلق کرده که در آن نه تنها به مسایل علمی بلکه به مسایلی چون معنای زندگی، مرگ و هویت انسان پرداخته میشود.
این کتاب نهتنها یک اثر سرگرمکننده است، بلکه به خوانندگان فرصتی میدهد تا درباره مفاهیم بزرگتری چون وجود انسان و جایگاه ما در کیهان تأمل کنند. اگرچه این کتاب در ژانر علمی-تخیلی قرار دارد، اما با جنبههای فلسفی و روانشناختی خود، میتواند تجربهای فکری و ادبی منحصر به فرد را برای خوانندگان رقم بزند.
در نهایت، در مدار به یکی از پرفروشترین و تحسینشدهترین کتابهای سالهای اخیر تبدیل شده است. جوایز و افتخاراتی که این اثر بهدست آورده، از جمله جایزه بوکر ۲۰۲۴، نشاندهنده موفقیت این رمان در جذب توجه خوانندگان و منتقدان است. اگر به دنبال یک رمان فلسفی و علمی هستید که چالشهای بزرگ انسانی را در دل فضای فضایی بررسی کند، در مدار انتخابی بینظیر است.
رمان در مدار در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۳.۶۰ با بیش از ۷۷ هزار رای و ۱۳۸۰۰ نقد و نظر است.این کتاب در ایران با ترجمهای از ابوالفضل نصری به بازار عرضه شده است.
خلاصهی داستان در مدار
کتاب در مدار نوشته سامانتا هاروی، داستانی است که در ایستگاه فضایی بینالمللی میگذرد و به بررسی پیچیدگیهای انسانی، فلسفی و روانشناختی شش فضانورد میپردازد. این فضانوردان از ملیتهای مختلف در یک مأموریت مشترک به فضا سفر کردهاند و در شرایطی استثنایی و دور از زمین، با چالشهای درونی و بیرونی خود مواجه میشوند.
داستان در یک بازه زمانی ۲۴ ساعته روایت میشود، جایی که هر فصل به یک مدار ۹۰ دقیقهای زمین اختصاص دارد. هر فصل بهنوعی دیدگاههای شخصیتهای مختلف را از زاویه دیدهای متفاوت نشان میدهد و خواننده را به اعماق ذهن و تفکرات آنان میبرد. این ساختار زمانبندی دقیق بهطور هنرمندانهای احساس تنهایی و فاصلهگذاری میان انسانها در فضایی بیکران را منتقل میکند.
شخصیتهای اصلی داستان شش فضانورد هستند که هرکدام ویژگیها و دغدغههای خاص خود را دارند. یکی از شخصیتها، فضانوردی است که پس از سالها تلاش برای فرار از دنیای مادی به فضا آمده تا با بیوزنی و دوری از زمین، آرامش درونی پیدا کند. دیگر شخصیتها نیز هریک با مشکلات شخصی و فلسفی خود درگیرند. یکی از آنها در تلاش است تا به حقیقتی که درباره زندگی و مرگ به آن رسیده، پی ببرد، در حالی که دیگری سعی دارد هویت خود را در دنیای بیوزنی بازتعریف کند.
در این فضا، هاروی بهطور عمیق به کشمکشهای درونی شخصیتها میپردازد. این فضانوردان در شرایطی قرار دارند که بهطور مداوم مجبور به تأمل در مورد معنای زندگی، وجود خدا، و جایگاه انسان در کیهان هستند. این داستان بیش از یک روایت علمی-تخیلی، به یک بررسی فلسفی از انسانیت و دنیای مدرن تبدیل میشود.
در حین داستان، برخی از شخصیتها به گذشته خود نگاه میکنند و از خاطرات و تجارب زندگیشان برای مواجهه با چالشهای کنونی استفاده میکنند. این نوع نگاه به گذشته، بهویژه در فضاهایی که زمین از دید خارج است، به آنها کمک میکند تا به درک بهتری از خود و دنیای اطرافشان برسند. این لحظات تأملبرانگیز در نهایت بهنوعی خودشناسی و درک جدید از جهان منتهی میشود.
یکی از بخشهای جالب داستان، زمانی است که شخصیتها با افکار عمیقتر فلسفی روبهرو میشوند. آنان درباره ماهیت زندگی، مرگ و فلسفه وجود انسان به گفتگو میپردازند. در فضایی که هیچ چیز ثابت و قطعی نیست، این گفتگوها بهطور ویژهای تأثیرگذار هستند و به خواننده این فرصت را میدهند تا به مفاهیم بزرگی فکر کند.
رمان در نهایت نشان میدهد که حتی در بیکرانی فضا، انسانها هنوز با مسایل درونی خود مواجه هستند و برای درک بهتر زندگی، مجبور به مواجهه با حقیقتهای بزرگتری هستند که در زمین نمیتوانستند به آنها برسند. این کتاب بهطور هنرمندانهای نشان میدهد که هرچقدر هم انسانها از یکدیگر فاصله بگیرند، در نهایت در جستجوی معنا و حقیقت مشترکند.
با پایان داستان، شخصیتها در حالی که مأموریت فضایی خود را به پایان رساندهاند، به نوعی به خود و جهانی که در آن زندگی میکنند، نگاهی نو و عمیقتر دارند. این پایان نه تنها نتیجهای برای مأموریت علمی آنهاست، بلکه نقطه عطفی است در روند درک جدید آنان از زندگی، هستی و معنای وجود.
بخشهایی از در مدار
در حالتی معلق میان خواب و بیداری شناور بود، جایی که زمان معنا ندارد و زمین تنها لکهای در تاریکی است. صدای نفسهایش، بلند و غریب، در کلاه ایمنیاش طنین میانداخت، انگار کسی دیگر آنجا نفس میکشید. او به خودش گفت: اینجا، در این خلأ، من هیچام؛ اما همین هیچبودن، به طرز عجیبی آسایشبخش است.
بدنش به آرامی از پنجره عبور کرد. زمین زیر پایش، آبی و آرام، بیخبر از تنهایی او در این مدار بیپایان، میچرخید. او به نورهای شهرها خیره شد، به زندگیهایی که ادامه داشتند بیآنکه بدانند یکی از فرزندانشان، آن بالا، در تاریکی، بهدنبال معنایی فراتر از جاذبه بود.
یکی از خدمهها گفت: «گاهی فکر میکنم خدا شاید همین سکوت باشد.» و دیگری پاسخ داد: «یا شاید این خلا، خود خداست.» هیچکس نخندید. در این فضا، واژهها وزن پیدا میکردند. هر جمله مثل ستارهای در ذهن میدرخشید و محو میشد.
او به صدای قلبش گوش میداد و به خودش میاندیشید. آیا این زندگی واقعی است؟ یا صرفاً وهمی میان اتمها، میان مدارها، میان لحظههایی که دیگر بازنمیگردند؟ او حس کرد که مرز میان جسم و فکر، میان خود و دیگران، در حال ناپدید شدن است.
…………………
ساعت را نگاه نکرد. دیگر فرقی نمیکرد که چندمین گردش دور زمین است. زمان در اینجا چون مایعی غلیظ جریان داشت، نه میشد گرفتش، نه میشد از آن گریخت. تنها کاری که میشد کرد، رها شدن در میان ثانیههایی بود که انگار خودشان هم نمیدانستند کی هستند.
سکوتی که در ایستگاه جریان داشت، سکوتی تکنولوژیک نبود؛ سکوتی بود درونی، از آن جنس که وقتی به درون خودت خیره میشوی، با آن روبهرو میشوی. نه از نوعی که ترسناک باشد، بلکه از آن نوعی که صداقت دارد. مانند نگاهکردن در آینهای بیانحراف، بدون سایه.
خوابها اینجا شکل دیگری دارند. چهرهها شناورند، خاطرات بدون منطق ظاهر میشوند و ناپدید میشوند، و تو هر بار که بیدار میشوی، باید دوباره خودت را تعریف کنی. آیا هنوز همان آدمی هستی که زمین را ترک کرد؟ یا چیزی از تو در مدار جا مانده و چیزی دیگر بازگشته است؟
گاهی خیال میکرد زمین دارد به او پشت میکند. نه از سر خشم، بلکه با بیتفاوتی مادرانهای که فرزندش را برای رفتن آماده کرده. او با خودش فکر کرد: شاید انسان تنها وقتی میفهمد که چقدر وابسته به خاک است، که دیگر جاذبهای نباشد تا او را به زمین بازگرداند.
اگر به کتاب در مدار علاقه دارید، بخش معرفی برترین داستانهای تخیلی در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر موارد مشابه نیز آشنا میسازد.









