«ماجرای قلب» با نام کامل «ماجرای قلب: تاریخ قلب در یازده عمل جراحی» اثری است از تامس موریس (نویسندهی اهل انگلیس) که در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است. این کتاب سرگذشت علمی و انسانی جراحی قلب را از نخستین تلاشهای پرخطر تا نوآوریهای مدرن، در قالب روایت یازده عمل تاریخی بازگو میکند.
دربارهی ماجرای قلب
کتاب ماجرای قلب (The Matter of the Heart: A History of the Heart in Eleven Operations) نوشته تامس موریس، اثری خواندنی و جذاب است که تاریخچهی شگفتانگیز علم جراحی قلب را روایت میکند. نویسنده در این کتاب با نگاهی عمیق و روایی، مسیر دشوار و پرماجرایی را که پزشکان و جراحان طی کردهاند تا قلب انسان را از قلمرو تابو و ناشناختگی به عرصهی درمان و جراحی وارد کنند، برای مخاطب باز مینماید. این اثر نه تنها سرگذشت یک اندام حیاتی است، بلکه تاریخ تلاش بشر برای غلبه بر مرزهای مرگ و زندگی را بازگو میکند.
موریس که خود پیشتر روزنامهنگار حوزهی پزشکی و تاریخنگار بوده، با زبانی جذاب داستانگونه، ماجرای قلب را از قرون گذشته تا عصر حاضر روایت میکند. او نشان میدهد که چگونه قلب در طول تاریخ نه تنها موضوعی علمی، بلکه حامل بارهای فرهنگی، مذهبی و فلسفی بوده است؛ اندامی که از عشق و احساس تا حیات و مرگ را در خود نمادینه کرده است.
کتاب بر پایهی یازده عمل جراحی مهم بنا شده است، عملهایی که هر یک نقطهی عطفی در تاریخ پزشکی محسوب میشوند. موریس از نخستین تلاشهای پرخطر جراحانی میگوید که در غیاب بیهوشی و آنتیبیوتیک، با جسارت جان بیماران را در دست میگرفتند و تا آستانهی غیرممکن پیش میرفتند. هر فصل روایتی پرکشش از مبارزهای میان مرگ و زندگی است.
آنچه این اثر را متمایز میکند، ترکیب دقیق تاریخ علمی با روایتهای انسانی است. نویسنده تنها به شرح تکنیکها و پیشرفتهای پزشکی بسنده نمیکند، بلکه چهرههای انسانیِ بیماران و پزشکانی را نشان میدهد که در بطن این تحولات بودهاند. ترسها، تردیدها، شکستها و پیروزیها در کنار دادههای علمی قرار میگیرند و کتاب را به اثری چندلایه تبدیل میکنند.
در جایجای کتاب، صحنههایی از اتاق عملهای ابتدایی و پر از ریسک را میبینیم؛ جراحانی که در برابر نگاههای تردیدآمیز همکارانشان و اعتراضهای جامعه میایستادند و بر سر هر عمل، نه تنها جان یک بیمار، بلکه آیندهی جراحی قلب را به خطر میانداختند. این داستانها یادآور این نکتهاند که علم پزشکی بر دوش شجاعت و فداکاری انسانها بنا شده است.
کتاب به شکل ماهرانهای نشان میدهد که چگونه کشفیات کوچک و گامهای محتاطانه، راه را برای پیشرفتهای بزرگ هموار کردند. از کشف گردش خون گرفته تا نخستین پیوندها، از ساخت دستگاه قلب-ریه تا جراحیهای مدرن، همه در این مسیر طولانی نقش داشتهاند. این سیر تاریخی، تصویر واضحی از روند تکامل علم پزشکی و ارتباط آن با فناوری و فرهنگ ارایه میدهد.
یکی از ویژگیهای برجستهی اثر، توجه آن به بُعد انسانی داستان است. ما تنها شاهد ابزارها و نوآوریها نیستیم، بلکه با بیماران و خانوادههایشان همراه میشویم؛ کسانی که با امید و بیم، تن به جراحیهایی میدادند که هیچ تضمینی برای موفقیتشان نبود. این بخشها به کتاب رنگ و بویی عاطفی میدهند و آن را از یک تاریخ پزشکی خشک فراتر میبرند.
سبک روایت موریس نیز خواندنی و پرکشش است. او با بهرهگیری از زبانی ساده و در عین حال دقیق، توانسته موضوعی پیچیده و تخصصی را به اثری قابل فهم برای عموم تبدیل کند. روایتهای او گاه هیجانانگیز و گاه تکاندهندهاند، اما همواره سرشار از احترام به تلاشهای بشری برای نجات جان انسانها.
در کتاب، مرز میان شجاعت و بیپروایی بارها به پرسش کشیده میشود. برخی از جراحان پیشگام، در زمان خود بهخاطر کارهایشان مورد سرزنش قرار گرفتند، اما امروز نامشان در تاریخ پزشکی ماندگار شده است. این پرسش اخلاقی همواره بر فراز روایت سایه میاندازد: آیا نجات جان انسانها ارزش پذیرش خطرات مرگبار را دارد؟
ماجرای قلب نه تنها برای علاقهمندان به تاریخ پزشکی، بلکه برای هر کسی که به سرگذشت تلاشهای بشری کنجکاو است، اثری ارزشمند محسوب میشود. این کتاب نشان میدهد که قلب تنها یک اندام نیست، بلکه استعارهای از زندگی، عشق، امید و ایمان به آینده است.
از خلال این روایتها درمییابیم که آنچه امروز بدیهی و معمول مینماید، در گذشته حاصل جسارت و ایستادگی کسانی بوده که حاضر بودند مرز ناشناخته را بیازمایند. هر بار که امروز بیماری با موفقیت از عمل قلب بیرون میآید، باید دانست که این پیروزی نتیجهی قرنها آزمون و خطا و فداکاری است.
در نهایت، کتاب تامس موریس نه فقط یک تاریخچهی علمی، بلکه داستانی الهامبخش دربارهی انسانیت است. اثری که ما را با گذشته آشنا میکند و نشان میدهد که مسیر آیندهی پزشکی نیز همچنان بر پایهی همان روحیهی جستوجوگر و امیدوار انسانها بنا خواهد شد. این کتاب، سفری میان دانش، تاریخ و عاطفه است؛ سفری که قلب خواننده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
کتاب ماجرای قلب در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۴.۲۰ با بیش از ۵۲۰ رای و ۷۱ نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمهای از ماندانا فرهادیان به بازار عرضه شده است.
خلاصه محتوای ماجرای قلب
کتاب ماجرای قلب نوشته تامس موریس از یازده فصل تشکیل شده است که هر فصل بر پایهی یکی از عملهای تاریخی و سرنوشتساز قلب بنا شده است. نویسنده در مقدمهی کتاب ابتدا جایگاه قلب را در فرهنگ و تاریخ بشری شرح میدهد؛ اینکه چگونه در گذشته قلب را سرچشمهی احساسات و روح میدانستند و نزدیک شدن به آن را کاری غیرممکن یا حتی گناهآلود میپنداشتند. این بخش به مخاطب نشان میدهد که ورود پزشکان به قلمرو قلب، نه فقط یک چالش علمی بلکه شکستن یک تابوی فرهنگی بوده است.
در فصل نخست، موریس به نخستین تلاشهای جراحان برای درمان زخمها و آسیبهای قلبی میپردازد. او ماجرای پزشکانی را بازگو میکند که در قرن نوزدهم برای نخستین بار به قلب دست زدند، آن هم در شرایطی که بیهوشی ابتدایی و نبود آنتیبیوتیک، هر عمل را به قمار مرگ بدل میکرد. این بخش سرشار از روایتهایی است که نشان میدهد چگونه جسارت فردی راه را برای یک علم تازه باز کرد.
فصلهای بعدی کتاب به تدریج وارد دوران مدرنتر میشوند. در یکی از فصلها، داستان نخستین تلاشها برای اصلاح دریچههای قلب روایت میشود؛ عملی که در زمان خود ناممکن به نظر میرسید. نویسنده نشان میدهد که چگونه پزشکان با ابزارهای ابتدایی و در شرایطی پرخطر، برای اولین بار توانستند دریچهای را ترمیم کنند و به بیمار فرصت زندگی دوباره بدهند.
بخش مهم دیگری از کتاب به اختراع دستگاه قلب–ریه و استفاده از آن اختصاص دارد. این فناوری نقطهی عطفی در تاریخ جراحی قلب بود، زیرا به پزشکان اجازه داد در حالی که خونرسانی متوقف میشود، روی قلب کار کنند. موریس با نگاهی دقیق، داستان پیدایش این دستگاه، مقاومتها در برابر آن و سرانجام پیروزیاش در اتاق عمل را شرح میدهد.
از دیگر فصلهای برجسته کتاب، روایت نخستین پیوند قلب است. موریس داستان کریستین بارنارد و عمل پیوند تاریخی او را با جزییات بیان میکند؛ عملی که واکنشهای شدیدی در جهان برانگیخت، از تحسین و شگفتی گرفته تا ترس و مخالفتهای اخلاقی. این بخش نشان میدهد که پیشرفتهای پزشکی همواره با پرسشهای فلسفی و اجتماعی همراه بوده است.
در بخشهای میانی کتاب، نویسنده به موضوع عملهای مربوط به بیماریهای مادرزادی قلب میپردازد. او شرح میدهد که چگونه کودکانی که در گذشته محکوم به مرگ بودند، به لطف پیشرفتهای جراحی و درمانی، توانستند زندگی طبیعی داشته باشند. داستانهایی که در این بخش آمده، همزمان جنبهای علمی و عاطفی دارند و مخاطب را به شدت تحت تأثیر قرار میدهند.
فصلهای پایانی کتاب بیشتر بر نوآوریهای قرن بیستم و بیستویکم تمرکز دارند؛ از عملهای پیشرفته با کمک فناوریهای نوین گرفته تا ورود رباتها و روشهای کمتهاجمی. موریس نشان میدهد که چگونه هر کشف تازه، راه را برای مرحلهی بعدی باز کرده است و پزشکی قلب هنوز هم مسیری ناتمام و در حال پیشرفت دارد.
در کنار شرح عملیات جراحی، کتاب به سرگذشت بیماران و جراحان نیز میپردازد. موریس شخصیتهای اصلی هر تحول را به تصویر میکشد؛ مردان و زنانی که با ایمان، امید و گاه سرسختی، حاضر شدند خود یا عزیزانشان را به تیغ جراحی بسپارند. همین بعد انسانی، روایت علمی را به داستانی پرکشش و نزدیک به ادبیات داستانی بدل کرده است.
در نهایت، کتاب با نگاهی به آینده به پایان میرسد. نویسنده از پژوهشهایی دربارهی قلب مصنوعی، سلولهای بنیادی و امکان بازسازی بافت قلب سخن میگوید. او تأکید میکند که تاریخچهی قلب در پزشکی هنوز بسته نشده و هر روز فصل تازهای در حال نوشته شدن است. این پایانبندی، کتاب را به پلی میان گذشتهی پرماجرا و آیندهی پرامید علم پزشکی تبدیل میکند.
بخشهایی از ماجرای قلب
دستآورد غیورانه هارکن در کلبهای در کوتزولد، نقطهی اوجی بود از نیم قرن پیشرفت؛ در مسیری که طی آن جراحان بر ترسهای کهن از قلب غلبه کرده و آموختند آن را به مثابه یکی از بافتهای عادی بدن بشناسند.
……………..
اگر این مرد بمیرَد، مرا بیملاحظه خواهند خواند نه شجاع، و جراحی قلب ممکن است برای دههها عقب بیفتد. اما اگر موفق شوم، ممکن است مسیر جراحی قلب تغییر کند.
……………….
سکوتی سنگین بر اتاق عمل حاکم بود؛ تنها صدای نفسهای مضطرب و تیکتاک ساعت شنیده میشد. جراح با دستانی لرزان اما مصمم، تیغ را بر سینهی بیمار گذاشت و لحظهای درنگ کرد، گویی میدانست که یک برش کوچک میتواند هم مرگ را فرابخواند و هم دری به سوی زندگی بگشاید. هر کس در آن اتاق میدانست که نه فقط جان یک انسان، بلکه آیندهی جراحی قلب در گرو این لحظه است.
اگر به کتاب ماجرای قلب علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتابهای پزشکی در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا میکند.









