به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

مورخ

«مورخ» شما را به سفری نفس‌گیر از دل کتابخانه‌های خاموش تا سایه‌روشن افسانه‌های کهن اروپا می‌برد؛ جایی که هر سند و هر روایت، پله‌ای به سوی کشفی هولناک‌تر است. اگر از رمان‌هایی لذت می‌برید که تاریخ، تعلیق و ماجراجویی را در هم می‌تنند، این کتاب یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین تجربه‌هایتان خواهد بود. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
مورخ

فهرست مطالب

«مورخ» اثری است از الیزابت کاستووا (نویسنده‌ی اهل آمریکا، متولد ۱۹۶۴) که در سال ۲۰۰۵ منتشر شده است. این رمان درباره‌‌ی جست‌وجوی رازآلود و پرخطر چند پژوهشگر برای کشف حقیقت تاریخی و افسانه‌ای دراکولاست.

درباره‌ی مورخ

در بین رمان‌های تاریخی و ماجراجویانه، کتاب «مورخ» (The Historian) نوشته الیزابت کاستووا جایگاهی منحصربه‌فرد دارد؛ اثری که از همان نخستین صفحات خواننده را در هاله‌ای از راز، پژوهش و سفرهای هزارلایه در تاریخ اروپا فرو می‌برد. کاستووا با بهره‌گیری از عناصر تعلیق، پژوهش آکادمیک و داستان‌گویی کلاسیک، جهانی می‌آفریند که هم به شدت ادبی است و هم سرشار از هیجان. او تاریخ را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از وقایع، بلکه به‌مثابه نیرویی زنده، رازآلود و تأثیرگذار بر زندگی امروز انسان‌ها به تصویر می‌کشد.

«مورخ» در دسته‌ی رمان‌هایی قرار می‌گیرد که گذشته و حال را به هم می‌دوزند و از دل این پیوند، پرسش‌هایی بنیادین درباره قدرت، حافظه، حقیقت و افسانه مطرح می‌کنند. کاستووا روایتی چندصدایی می‌آفریند که هر صدا، دریچه‌ای تازه به جهان داستان می‌گشاید. این ساختار چندلایه نه‌تنها عمق رمان را افزایش می‌دهد، بلکه خواننده را به مشارکت فعال فرا می‌خواند و از او می‌خواهد همچون یک پژوهشگر، قطعات پراکنده تاریخ را کنار هم بنشاند.

در مرکز این رمان، جست‌وجوی رازآلود شخصیت‌هایی قرار دارد که برای یافتن حقیقت درباره یکی از مشهورترین شخصیت‌های تاریخ و افسانه، «ولاد سیخ‌زن» یا همان دراکولای تاریخی، از مرزهای جغرافیایی و زمانی می‌گذرند. اما «مورخ» با وجود بهره‌گیری از اسطوره دراکولا، به هیچ‌وجه یک رمان خون‌آشامی معمولی نیست؛ بلکه اثری پژوهش‌محور است که به پیوند میان تاریخ مستند و افسانه‌های مردمی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه روایت‌ها در طول قرن‌ها تغییر می‌کنند، اما ریشه‌های خود را حفظ می‌کنند.

کاستووا با دقت و ظرافت کم‌نظیر، فضای دانشگاهی اروپا در نیمه دوم قرن بیستم را با کتابخانه‌ها، بایگانی‌ها، دست‌نوشته‌های کهنه و استادان عجیب‌وغریب شکل می‌دهد. این محیط‌ها خود تبدیل به شخصیت‌هایی زنده می‌شوند که بر روحیه و مسیر قهرمانان اثر می‌گذارند. او نشان می‌دهد چگونه یک سند فراموش‌شده یا نامه‌ای کهنه می‌تواند سرنوشت یک پژوهشگر را برای همیشه تغییر دهد.

در عین حال، نویسنده با روایت سفرهای طولانی در اروپا (از آمستردام تا استانبول، از مجارستان تا بلغارستان) جهانی گسترده و پرجزئیات خلق می‌کند. هر شهر، بافت فرهنگی و تاریخی خاص خود را دارد و این ویژگی‌ها به‌گونه‌ای هوشمندانه در پیشبرد داستان نقش‌آفرینی می‌کنند. خواننده احساس می‌کند همراه قهرمانان روی نقشه حرکت می‌کند و از دل شهرهای ناشناخته به سمت لایه‌های عمیق‌تر تاریخ فرو می‌رود.

عنصر اصلی جذابیت این رمان، بازیِ استادانه با اسناد تاریخی، افسانه‌ها و روایت‌های شخصی است. کاستووا مدام میان این سطوح حرکت می‌کند و خواننده را به این فکر وامی‌دارد که حقیقت چیست و چه چیز تنها بازتابی از ترس یا آرزوهای انسان است. او نشان می‌دهد که تاریخ بیش از آنکه مجموعه‌ای از واقعیت‌های ثابت باشد، فرایندی زنده و چندوجهی است که همواره از نو تفسیر می‌شود.

با اینکه «مورخ» ساختاری پیچیده دارد، اما زبان کاستووا روان و تصویری است. او با تصویرسازی‌های دقیق و توصیف‌های پرجزئیات، فضای داستان را ملموس می‌کند؛ با این حال دقت می‌ورزد که روایت هرگز از حرکت بازنایستد. این تعادل میان زیبایی ادبی و ریتم روایی باعث شده که کتاب برای طیف وسیعی از خوانندگان (از دوستداران رمان‌های ادبی تا علاقه‌مندان داستان‌های رمزآلود) جذاب باشد.

یکی از مضمون‌های مهم کتاب، رابطه میان نسل‌هاست. داستان با مجموعه‌ای از نامه‌ها، دفترچه‌ها و گفت‌وگوهای پدر و دختر شکل می‌گیرد؛ گویی تاریخ در خانواده نیز مانند جامعه، از طریق روایت‌ها منتقل می‌شود. این رابطه احساسی، لایه‌ای انسانی و لطیف به ساختار پرتعلیق رمان می‌افزاید و آن را از یک داستان صرفاً ماجراجویانه فراتر می‌برد.

«مورخ» همچنین به بررسی ماهیت شر می‌پردازد؛ اینکه چگونه یک شخصیت تاریخی می‌تواند در گذر زمان بدل به نمادی فراواقعی از وحشت شود و چه چیزی از او در حافظه جمعی باقی می‌ماند. کاستووا با طرح این پرسش‌ها، خواننده را به تأمل درباره نقش تاریخ در شکل‌دادن به ترس‌ها و اسطوره‌های بشر دعوت می‌کند.

در بخش‌های متعددی از رمان، کتابخانه‌ها و آرشیوها به صحنه‌های اصلی تنش تبدیل می‌شوند. سکوت سالن‌های مطالعه، لمس کاغذهای کهنه و سایه‌هایی که میان قفسه‌ها می‌افتند، حس تعلیقی یگانه ایجاد می‌کنند؛ تعلیقی که از جنس فریاد و خشونت نیست، بلکه از جنس مکاشفه و کشف حقیقت است. «مورخ» نشان می‌دهد که هیجان همیشه در تعقیب و گریز خلاصه نمی‌شود؛ گاهی جست‌وجوی یک کتاب ناشناس می‌تواند نفس خواننده را بند بیاورد.

این رمان همچنین تصویری گسترده از تاریخ اروپا در قرن‌های گذشته ارائه می‌دهد؛ جنگ‌ها، امپراتوری‌ها، مناسبات فرهنگی و حتی زندگی روزمره مردم عادی. این گستردگی اطلاعاتی، بدون آنکه داستان را سنگین کند، عمق و اعتبار روایت را افزایش می‌دهد. کاستووا ثابت می‌کند که یک رمان تاریخی می‌تواند در عین سرگرم‌کننده بودن، غنای آموزشی نیز داشته باشد.

در نهایت، «مورخ» اثری است درباره جست‌وجو؛ جست‌وجوی حقیقت، جست‌وجوی ریشه‌ها، جست‌وجوی معنای گذشته در زندگی امروز. این کتاب مخاطب را دعوت می‌کند که با قهرمانان همراه شود، در تاریکی تاریخ قدم بزند و از خلال اسناد، اسطوره‌ها و رازها، تصویری تازه از جهان بسازد. کاستووا رمانی آفریده که هم خیال‌انگیز است و هم پژوهش‌محور، هم تاریخی است و هم معاصر؛ اثری که پس از پایان خواندنش نیز ذهن را رها نمی‌کند.

رمان مورخ در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۸۰ با بیش از ۲۷۵ هزار رای و ۱۹۳۰۰ نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمه‌ای از ژاله نوینی به بازار عرضه شده است.

خلاصه‌ی داستان مورخ

رمان «مورخ» با روایت دختری بی‌نام آغاز می‌شود که در نوجوانی نامه‌ای عجیب و کتابی کهنه با نشان اژدهایی مرموز پیدا می‌کند؛ کتابی که پدرش سال‌ها آن را پنهان کرده بود. این کشف، او را درگیر پرسشی عمیق درباره گذشته خانواده‌اش می‌کند و پدرش را وامی‌دارد تا سرگذشتی را بازگو کند که از دهه‌ها پیش همچون سایه‌ای بر زندگی او افتاده است. روایت پدر آغاز سفرهای داستانی است؛ سفری که از دانشگاه‌ها و کتابخانه‌های اروپا شروع می‌شود و تا قلب تاریک‌ترین افسانه‌های بالکان ادامه پیدا می‌کند.

پدر دختر، که دانشجویی جوان و علاقه‌مند به تاریخ بوده، روزی در کتابخانه دانشگاهش با همان کتاب ناشناس روبه‌رو می‌شود؛ کتابی که تنها یک تصویر دارد: اژدهایی با چشمانی سرد و نگاهی هولناک. اندکی بعد، او نامه‌ای دریافت می‌کند که در آن تنها یک جمله نوشته شده: «به جست‌وجوی من بیا.» همین جمله آغازگر جست‌وجویی می‌شود که او را به استادش، پروفسور روسی، پیوند می‌دهد؛ استادی که گذشته‌ای پر رمز و رازی دارد و سال‌ها پیش خود درگیر همین معما بوده است.

پروفسور روسی به پدر دختر می‌گوید که کتاب و نامه‌ها نشانه‌ای از وجود واقعی ولاد تپش، حاکم ترسناک قرن پانزدهم و منشأ افسانه دراکولاست، و به نظر می‌رسد او نه‌تنها واقعی بوده، بلکه زنده مانده و در طول قرن‌ها استادانی را که درباره‌اش تحقیق می‌کنند، هدف قرار می‌دهد. روسی خود زمانی در جریان تحقیق درباره این شخصیت، به نتایج هولناکی رسیده و اکنون از سایه خطری قدیمی بیم دارد. اما پیش از آنکه رازهایش را کامل فاش کند، ناپدید می‌شود؛ گویی در تاریکی تاریخ بلعیده شده است.

پدر دختر تصمیم می‌گیرد جای استادش را پیدا کند و هم‌زمان پرده از راز کتاب اژدها بردارد. او همراه دختری جوان به نام هلن، که خود گذشته‌ای پیوندخورده با اسرار پروفسور روسی دارد، راهی اروپا می‌شود. این سفر آنها را از کتابخانه‌های محققان عثمانی در استانبول تا صومعه‌های دورافتاده بلغارستان و رومانی می‌برد. هر قدم آنها، سندی تازه، نامه‌ای قدیمی یا روایتی فراموش‌شده را آشکار می‌کند که به حقیقتی تاریک و لرزان نزدیک‌ترشان می‌کند.

در مسیر جست‌وجو، آنها درمی‌یابند که ولاد تپش، یا همان دراکولای تاریخی، نه‌تنها زنده است، بلکه شبکه‌ای از پیروان و جاسوسان دارد که به دقت پژوهشگران را زیر نظر می‌گیرند. نشانه‌های حضور این دشمن نامرئی در شکل قتل‌های مرموز، ناپدیدشدن افراد و پیام‌های هشداردهنده آشکار می‌شود. این حوادث باعث می‌شود پدر دختر و هلن پی ببرند که دیگر تنها با یک افسانه سروکار ندارند؛ بلکه با موجودی روبه‌رو هستند که در تاریکی روزگار دوام آورده است.

صومعه‌ها و آرشیوهای متروک یکی پس از دیگری، بخشی از حقیقت را روشن می‌کنند: اینکه دراکولا برای قرن‌ها دانشمندان، مورخان و پژوهشگران را شکار کرده تا راز وجودش فاش نشود. هر سندی که قهرمانان به دست می‌آورند، همچون قطعه‌ای از پازلی بزرگ‌تر است که جایگاه قلعه اصلی او را آشکارتر می‌سازد. تعلیق و ترس در این بخش‌ها اوج می‌گیرد، زیرا دشمن در سایه حضور دارد و هر لحظه ممکن است ضربه‌ای مرگبار وارد شود.

با پیشروی داستان، خواننده درمی‌یابد که ناپدیدشدن پروفسور روسی، تصادفی نبوده است؛ او در جریان تحقیقی بسیار عمیق، به مخفیگاه دراکولا نزدیک شده و ربوده شده است. پدر دختر و هلن با دنبال‌کردن رد پای استاد، به کشف این واقعیت نزدیک می‌شوند که تنها راه نجات او، روبه‌رو شدن مستقیم با این موجود افسانه‌ای است. آنها می‌فهمند که تاریخ، آرشیوها و اسناد تنها نشانه‌هایی هستند که به دروازه‌ای بسیار واقعی و سهمگین منتهی می‌شوند.

در نهایت آنها به قلعه‌ای متروک و تاریک می‌رسند؛ قلعه‌ای که در طول قرن‌ها نامش در میان افسانه‌ها پوشیده شده بود. در اینجا پرده حقیقت کنار می‌رود: پروفسور روسی اسیر شده و قرار است بدل به یکی از پیروان دراکولا شود. رویارویی پایانی، مجموعه‌ای از تصمیم‌های دشوار، فداکاری و مواجهه با وحشتی است که تاریخ اروپا را قرن‌ها در سایه خود نگه داشته است. پایان داستان هم تلخ است و هم روشنگر؛ زیرا همه شخصیت‌ها از این سفر به‌گونه‌ای تغییر کرده‌اند که بازگشت به زندگی پیشین ممکن نیست.

پس از پایان روایت پدر، معلوم می‌شود که دختر نیز مدت‌هاست ناخواسته درگیر میراث همین جست‌وجو شده و نشانه‌هایی مشابه همان کتاب اژدها در زندگی او پدیدار می‌شود. این لایه آخر داستان، چرخه‌ای بزرگ‌تر را آشکار می‌کند: اینکه جست‌وجوی حقیقت، هرگز تمام نمی‌شود و گاه نسل‌ها را درگیر خود می‌کند. رمان با حس رازآلودی فراگیر به پایان می‌رسد؛ حسی که نشان می‌دهد تاریکی تاریخ هنوز روزنه‌ای برای بازگشت دارد.

بخش‌هایی از مورخ

شب هنگام به کتابخانه برگشتم؛ جایی که سایه‌ها میان قفسه‌ها پیچ می‌خوردند و چراغ‌های کم‌جان، فقط خطوط محو کتاب‌های فراموش‌شده را روشن می‌کردند. در سکوتی که حتی صدای قدم‌هایم را می‌بلعید، حس می‌کردم تاریخ همچون موجودی زنده پشت سرم قدم برمی‌دارد.

جلد چرمیِ کتابی که روی میز گذاشته بودم، زیر نور زرد می‌درخشید؛ اژدهایی که بر صفحه حک شده بود، چنان زنده جلوه می‌کرد که گویی هر لحظه ممکن است سرش را از میان تاریکی بالا بیاورد. وقتی صفحه اول را ورق زدم، هوای سردی از لابه‌لای صفحات برخاست؛ انگار قرن‌ها خاموشی ناگهان بیدار شده باشد.

…………………..

قطار از میان دشت‌های باران‌خورده اروپای شرقی می‌گذشت و هر ایستگاه، نامی داشت که به گوشم مانند پژواکی از تلاش‌های بی‌پایان پژوهشگرانی می‌آمد که پیش از ما در جست‌وجوی همین رازها سفر کرده بودند. هلن کنار پنجره نشسته بود و خطوط کوه‌هایی را که در مه پنهان می‌شدند دنبال می‌کرد. گفت: «گاهی فکر می‌کنم تاریخ نه در کتاب‌ها، بلکه در همین مهِ معلق میان گذشته و حال پنهان شده.» به او حق می‌دادم؛ هرچند می‌دانستم آنچه دنبال آن هستیم، چیزی فراتر از مه و استعاره است، چیزی زنده، سرکش و دیرینه.

……………………….

صومعه در تپه‌ای دورافتاده قرار داشت؛ بنایی سنگی که باد در شکاف‌هایش زوزه می‌کشید و گویا قرن‌هاست کسی درِ سنگین آن را لمس نکرده. اما همین که قدم به داخل گذاشتیم، دانستم که اینجا تنها نیستیم. سایه‌ای در انتهای راهرو جابه‌جا شد، آن‌قدر آرام که شاید خیالی بیش نبود، اما لرزه‌ای بر جانم انداخت.

راهب پیر که ما را راهنمایی می‌کرد، بدون آنکه برگردد گفت: «گاهی حقیقت خودش قدم پیش می‌گذارد؛ اما همیشه برای دیدنش آماده نیستیم.» فهمیدم که نشانه‌های نزدیک‌شدن به پاسخ، دیگر فقط در متن نسخه‌های خطی نیست؛ در هوای سردی بود که ناگهان بر اتاق افتاده و در نگاه‌هایی که از پس تاریکی ما را دنبال می‌کرد.»

……………………..

وقتی به تالار زیرزمینی رسیدیم، سکوت سنگینی بر فضا چیره بود. دیوارها با نقش‌های محو و نیم‌سوخته‌ای پوشیده شده بودند؛ علامت‌هایی که در سفرهایمان بارها دیده بودیم اما اکنون معنای تازه‌ای پیدا کرده بودند. در انتهای تالار، میز بلندی قرار داشت و روی آن، دفترچه‌ای با خطوطی درهم‌ریخته باز مانده بود.

وقتی صفحه‌ها را ورق زدم، احساس کردم این خطوط نه خاطره‌ای از گذشته، بلکه پیامی بود که برای ما نوشته شده؛ هشدار، دعوت، یا شاید دام. در همان لحظه صدایی برخاست؛ صدایی که نه از گلویی انسانی، بلکه از اعماق تاریخ می‌آمد. فهمیدم به لحظه‌ای رسیده‌ایم که دیگر فاصله میان افسانه و حقیقت وجود ندارد.

 

اگر به کتاب مورخ علاقه دارید، بخش معرفی برترین داستان‌های ترسناک و دلهره‌آور در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x