به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

زندگی گالیله

اگر به داستان‌هایی علاقه دارید که فراتر از روایت یک زندگی، پرسش‌هایی جدی دربارهی حقیقت، علم، قدرت و مسئولیت انسان مطرح می‌کنند، «زندگی گالیله» انتخابی درخشان است. برشت با روایت زندگی پرتنش گالیله، شما را وادار می‌کند درباره بهای حقیقت و مرز میان شجاعت، ترس و سازش دوباره فکر کنید. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامهی مطلب امروز را مطالعه کنید.

۲۶ مرداد ۱۴۰۵

زندگی گالیله

فهرست مطالب

«زندگی گالیله» اثری است از برتولت برشت (نویسنده و کارگردان آلمانی، از ۱۸۹۸ تا ۱۹۵۶) که در سال ۱۹۴۳ منتشر شده است.  این نمایش‌نامه درباره‌ی تقابل علم و قدرت و مسئولیت دانشمند در دفاع از حقیقت و استفاده اخلاقی از دانش در برابر فشارهای سیاسی و اجتماعی است.

درباره‌ی زندگی گالیله

برتولت برشت، نمایش‌نامه‌نویس، شاعر و متفکر برجسته آلمانی، در «زندگی گالیله» یا Galileo  یکی از مهم‌ترین نمایش‌نامه‌های فکری خود را آفریده است؛ اثری که در ظاهر درباره زندگی گالیله، دانشمند بزرگ ایتالیایی، است، اما در لایه‌های عمیق‌تر به رابطه علم و قدرت، حقیقت و مصلحت، آزادی اندیشه و مسئولیت انسان در برابر جامعه می‌پردازد. برشت با انتخاب زندگی گالیله، داستانی تاریخی را به بستری برای طرح پرسش‌هایی تبدیل می‌کند که همچنان برای انسان معاصر اهمیت دارند.

گالیله در نمایش‌نامه برشت فقط یک دانشمند متعلق به قرن هفدهم نیست؛ او نمادی از انسانی است که می‌خواهد جهان را آن‌گونه که هست بشناسد، نه آن‌گونه که صاحبان قدرت یا سنت‌های مسلط می‌خواهند دیده شود. کشف‌ها و نظریات او درباره ساختار جهان، به‌ویژه دفاعش از نظریه خورشیدمرکزی، او را در برابر نهادهای قدرتمندی قرار می‌دهد که باورهای دیرپا و اقتدار خود را در معرض تهدید می‌بینند.

برشت از همان ابتدا فضای نمایش را به‌گونه‌ای می‌سازد که علم نه در خلأ، بلکه در متن زندگی اجتماعی و سیاسی شکل می‌گیرد. گالیله برای ادامه پژوهش‌هایش به پول، امکانات و حمایت نیاز دارد و همین وابستگی، او را با واقعیت‌های جهان بیرون از آزمایشگاه روبه‌رو می‌کند. علم در اینجا صرفاً جست‌وجوی حقیقت نیست؛ فعالیتی است که همواره با اقتصاد، سیاست، قدرت و مناسبات اجتماعی در ارتباط است.

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های نمایش‌نامه، تصویر انسانی و غیرقدیس‌گونه‌ای است که برشت از گالیله ارائه می‌دهد. او دانشمندی نابغه است، اما انسانی بی‌نقص و اسطوره‌ای نیست. گالیله غذا خوردن، آسایش، زندگی و امنیت خود را دوست دارد و همین ویژگی‌ها او را در لحظه رویارویی با قدرت، شخصیتی پیچیده و قابل‌باور می‌کند. برشت به جای آنکه او را قهرمانی ساده و یک‌بعدی نشان دهد، ضعف‌ها و تناقض‌هایش را نیز در برابر خواننده و تماشاگر قرار می‌دهد.

در مرکز نمایش، مسئله‌ای اخلاقی و دشوار شکل می‌گیرد: وقتی حقیقت با قدرت در تضاد قرار می‌گیرد، دانشمند چه مسئولیتی دارد؟ آیا باید برای حفظ جان و آزادی خود از عقیده‌اش عقب‌نشینی کند، یا باید تا پایان بر حقیقتی که به آن ایمان دارد پافشاری کند؟ برشت پاسخ ساده‌ای به این پرسش نمی‌دهد و به همین دلیل «زندگی گالیله» از یک زندگی‌نامه نمایشی فراتر می‌رود و به اثری درباره انتخاب‌های دشوار انسان تبدیل می‌شود.

محاکمه و وادار شدن گالیله به انکار دیدگاه‌های علمی خود، یکی از مهم‌ترین نقاط نمایش‌نامه است. اما اهمیت این بخش فقط در تقابل گالیله با کلیسا خلاصه نمی‌شود. برشت از این ماجرا برای بررسی قدرت ترس، سازش و فشار اجتماعی استفاده می‌کند. انسان ممکن است حقیقتی را بشناسد و حتی به آن باور داشته باشد، اما در لحظه‌ای که حفظ جان یا موقعیتش در خطر قرار می‌گیرد، میان حقیقت و بقا گرفتار شود.

برشت در «زندگی گالیله» همچنین تصویری انتقادی از رابطه علم و مسئولیت اجتماعی ارائه می‌دهد. پرسش مهم نمایش این نیست که آیا گالیله دانشمند بزرگی بود یا نه؛ بلکه این است که دانشمند در برابر پیامدهای دانشی که تولید می‌کند چه مسئولیتی دارد. از این منظر، نمایش‌نامه حتی برای دوران معاصر و بحث‌های مربوط به فناوری‌های نوین، هوش مصنوعی و قدرت علمی نیز پرسش‌هایی قابل تأمل مطرح می‌کند.

زبان و ساختار نمایش‌نامه نیز کاملاً در خدمت اندیشه قرار دارد. برشت تلاش نمی‌کند صرفاً احساسات مخاطب را برانگیزد، بلکه او را وادار می‌کند درباره آنچه می‌بیند قضاوت کند. موقعیت‌های نمایشی، گفت‌وگوها و تقابل شخصیت‌ها اغلب بهانه‌ای برای طرح یک مسئله فکری هستند. همین ویژگی باعث می‌شود «زندگی گالیله» هم یک نمایش‌نامه تاریخی باشد و هم نوعی گفت‌وگوی فلسفی درباره علم و جامعه.

گالیله در این اثر در برابر ساختاری قرار می‌گیرد که حقیقت علمی را نه صرفاً به دلیل نادرستی، بلکه به دلیل تهدیدی که برای نظم موجود ایجاد می‌کند، برنمی‌تابد. برشت از این تقابل نشان می‌دهد که قدرت گاهی بیش از آنکه از خود حقیقت بترسد، از پیامدهای اجتماعی و سیاسی پذیرش حقیقت هراس دارد. از این رو، داستان گالیله به داستانی درباره هر دوره‌ای تبدیل می‌شود که در آن اندیشه تازه با ساختارهای تثبیت‌شده برخورد می‌کند.

یکی دیگر از موضوعات مهم نمایش، مرز میان قهرمانی و سازش است. آیا گالیله با پس گرفتن سخنانش شکست خورده است؟ یا تصمیم او برای زنده ماندن و ادامه کار علمی، شکل دیگری از مقاومت بوده است؟ برشت این پرسش را به‌سادگی حل نمی‌کند و مخاطب را در موقعیتی قرار می‌دهد که خود درباره رفتار گالیله داوری کند. همین ابهام اخلاقی، شخصیت اصلی را از یک قهرمان افسانه‌ای به انسانی واقعی و پیچیده تبدیل می‌کند.

«زندگی گالیله» همچنین درباره بهای پیشرفت است. هر کشف علمی می‌تواند جهان انسان را تغییر دهد، اما پذیرش یک حقیقت تازه همیشه آسان نیست. جامعه باید آماده پذیرش تغییر باشد و دانشمند نیز باید با پیامدهای اجتماعی کشف خود روبه‌رو شود. برشت در این نمایش‌نامه نشان می‌دهد که پیشرفت علمی، اگرچه می‌تواند افق‌های تازه‌ای پیش روی بشر بگشاید، در جهانی آکنده از قدرت و منافع، مسیر ساده و بی‌هزینه‌ای ندارد.

اهمیت ماندگار زندگی گالیله در همین است که برشت از یک واقعه تاریخی، مسئله‌ای همیشگی می‌سازد: انسان در برابر حقیقتی که کشف کرده و قدرتی که نمی‌خواهد آن حقیقت را بپذیرد، چه باید بکند؟ «زندگی گالیله» داستان دانشمندی است که به آسمان نگاه کرد، اما در نهایت ما را به زمین بازگرداند؛ به جهانی که در آن علم، اخلاق، قدرت، ترس، آزادی و مسئولیت همواره در کنار یکدیگر قرار دارند. خواندن این نمایش‌نامه فرصتی است برای اندیشیدن دوباره به معنای حقیقت و بهایی که گاهی برای گفتن آن باید پرداخت.

کتاب زندگی گالیله در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۶۶ با بیش از ۱۹۴۰۰ رای و ۸۴۰ نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمه‌هایی از عبدالرحیم احمدی و حمید سمندریان به بازار عرضه شده است.

خلاصه‌ی داستان زندگی گالیله

نمایش‌نامه «زندگی گالیله» داستان زندگی گالیلئو گالیله، دانشمند بزرگ ایتالیایی، در قرن هفدهم است؛ دوره‌ای که دیدگاه‌های علمی تازه با باورهای سنتی و اقتدار کلیسا در تعارض قرار گرفته بود. داستان از زمانی آغاز می‌شود که گالیله در پادوا سرگرم آموزش و پژوهش است و با استفاده از تلسکوپ، شواهد تازه‌ای درباره ساختار جهان به دست می‌آورد.

گالیله با مشاهده آسمان و بررسی حرکت اجرام آسمانی، به درستی نظریه خورشیدمرکزی کوپرنیک اطمینان پیدا می‌کند؛ نظریه‌ای که برخلاف تصور رایج، زمین را مرکز جهان نمی‌داند. او تلاش می‌کند یافته‌های خود را با دیگران در میان بگذارد و نشان دهد که برای شناخت طبیعت باید به مشاهده و تجربه تکیه کرد، نه صرفاً به باورهای پذیرفته‌شده گذشته.

خبر کشفیات گالیله به سرعت منتشر می‌شود و او به فلورانس می‌رود؛ جایی که امیدوار است بتواند پژوهش‌های خود را در شرایط بهتری ادامه دهد. با این حال، نظریه‌های او به‌تدریج با مخالفت محافل مذهبی و صاحبان قدرت روبه‌رو می‌شود، زیرا پذیرش آنها با برخی برداشت‌های رسمی و سنتی از جهان در تضاد است.

در ادامه، گالیله با وجود هشدارهایی که دریافت می‌کند، از دفاع از دیدگاه علمی خود دست نمی‌کشد. او معتقد است حقیقت طبیعت مستقل از دستور و اقتدار انسان‌هاست و نمی‌توان با ممنوعیت، واقعیت‌های علمی را تغییر داد. همین پافشاری سبب می‌شود بیش از پیش مورد سوءظن و فشار قرار گیرد.

کلیسا سرانجام نظریه خورشیدمرکزی را ممنوع اعلام می‌کند و گالیله نیز از ادامه دفاع علنی از آن منع می‌شود. او مدتی سکوت می‌کند، اما سال‌ها بعد با تغییر شرایط سیاسی و روی کار آمدن پاپ جدید، فرصت پیدا می‌کند دوباره درباره پژوهش‌های خود کار کند و کتابی درباره نظام‌های مختلف جهان بنویسد.

گالیله با نوشتن و انتشار اثر خود، بار دیگر وارد رویارویی مستقیم با کلیسا می‌شود. او تلاش می‌کند دیدگاه‌های مختلف درباره جهان را در قالب گفت‌وگو بررسی کند، اما مقامات مذهبی این اثر را تهدیدی برای آموزه‌های رسمی تلقی می‌کنند. در نتیجه، گالیله به رم احضار و در برابر دستگاه تفتیش عقاید قرار می‌گیرد.

در جریان محاکمه، گالیله تحت فشار قرار می‌گیرد تا نظریه خود را انکار کند. سرانجام او برای نجات جان و جلوگیری از مجازات سنگین، از دیدگاه علمی خود عقب‌نشینی می‌کند و به‌طور رسمی آن را پس می‌گیرد. این لحظه یکی از تلخ‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های نمایش‌نامه است، زیرا دانشمندی که حقیقتی را کشف کرده، ناچار می‌شود در برابر قدرت آن را انکار کند.

گالیله پس از این عقب‌نشینی در حصر خانگی قرار می‌گیرد، اما پژوهش علمی خود را کاملاً رها نمی‌کند. او به کار ادامه می‌دهد و کتاب مهم دیگری درباره حرکت و قوانین طبیعت می‌نویسد. شاگردان و دوستانش همچنان با او در ارتباط‌اند و بخشی از اندیشه‌های او را به نسل‌های بعد منتقل می‌کنند.

در پایان نمایش، گالیله از تصمیم خود برای انکار نظریه‌اش ابراز پشیمانی می‌کند. او معتقد است دانشمندی که حقیقت را شناخته اما در لحظه خطر از آن عقب نشسته، مسئولیتی سنگین بر دوش دارد. از نگاه او، علم تنها مجموعه‌ای از کشفیات نیست؛ دانشی است که باید در خدمت انسان و جامعه قرار گیرد و دانشمند نمی‌تواند نسبت به سرنوشت آن بی‌تفاوت باشد.

«زندگی گالیله» در نهایت تنها روایت زندگی یک دانشمند نیست؛ داستان رویارویی حقیقت با قدرت و بررسی انتخاب دشوار انسانی میان آزادی، بقا و مسئولیت است. برشت با روایت فراز و فرود زندگی گالیله، مخاطب را وادار می‌کند درباره این پرسش بیندیشد که وقتی حقیقت علمی با منافع و اقتدار صاحبان قدرت در تضاد قرار می‌گیرد، وظیفه دانشمند چیست و بهای دفاع از حقیقت تا کجا باید پرداخت شود.

بخش‌هایی از زندگی گالیله

امروزه هر کس که بخواهد با دروغ و نادانی مبارزه کند و حقیقت را بنویسد، باید دست‌کم بر پنج دشواری غلبه کند. او باید شجاعت نوشتن حقیقت را داشته باشد، حتی هنگامی که حقیقت از هر سو با مخالفت روبه‌روست؛ تیزبینیِ تشخیص حقیقت را داشته باشد، هرچند حقیقت همه‌جا پنهان شده باشد؛ مهارت به‌کارگیری حقیقت همچون یک سلاح را داشته باشد؛ دوراندیشیِ انتخاب کسانی را داشته باشد که حقیقت در دستان آنان مؤثر واقع خواهد شد؛ و سرانجام، شتاب و پشتکار لازم برای رساندن حقیقت به چنین کسانی را داشته باشد.

……………….

پس بگذارید چیزی به شما بگویم. من به آن باور ندارم. چهل سال زندگی در میان مردم به‌طور مداوم به من آموخته است که انسان‌ها پذیرای عقل سلیم نیستند. دُم سرخ یک دنباله‌دار را به آن‌ها نشان دهید، وحشتی سیاه و هولناک در دلشان بیندازید، آن‌گاه همه‌شان از خانه‌هایشان بیرون می‌ریزند و حتی پاهایشان را هم می‌شکنند. اما یک حرف منطقی به آن‌ها بزنید و برای اثباتش هفت دلیل بیاورید، آن‌وقت فقط در صورتتان خواهند خندید.

………………..

با این ماشین‌ها خیال می‌کنند می‌توانند معجزه کنند؛ اما چه جور معجزه‌ای؟ دیگر به خدا نیازی احساس نمی‌کنند؛ اما این‌ها چه نوع معجزه‌هایی خواهند بود؟ مثلاً دیگر نباید از بالا و پایین حرف زد؛ این مفاهیم دیگر به کارشان نمی‌آید.

ارسطو را که در همه موارد دیگر مثل یک دمپایی کهنه به حساب می‌آورند، در این مورد قبول دارند و این جمله‌اش را نقل می‌کنند: «اگر دوکِ دستگاه بافندگی خودبه‌خود به حرکت درمی‌آمد و اگر مضرابِ چنگ خودبه‌خود به صدا درمی‌آمد، استادان دیگر به دستیار نیاز نداشتند و اربابان دیگر به خدمتکار.» و به گمانم، درست همین است که دارد اتفاق می‌افتد.

……………….

من باور ندارم که پرداختن به علم بتواند از شجاعت جدا باشد. علم با دانش سروکار دارد، و دانش محصول تردید است؛ و هنگامی که دانش را درباره هر چیزی در اختیار همه قرار می‌دهیم، در همه بذر تردید می‌افشانیم. حرکت اجرام آسمانی برای ما روشن‌تر شده است؛ اما حرکت قدرتمندان همچنان برای مردم ناشناخته و غیرقابل‌درک باقی مانده است.

تا زمانی که بشریت در مه هزارساله خرافات و احکام مقدس و محترم سرگردان باشد، تا زمانی که آن‌قدر ناآگاه باشد که نتواند نیروهای خود را شکوفا کند، حتی قادر نخواهد بود نیروهای طبیعت را که علم برایش آشکار کرده است به کار گیرد.

اگر دانشمندان در برابر ارعاب قدرتمندان خودخواه مقاومت نکنند و تنها به انباشتن دانش برای خودِ دانش بسنده کنند، علم ممکن است برای همیشه ناتوان و عقیم بماند و هر ماشین تازه‌ای نیز چیزی جز سرچشمه رنج‌های تازه برای انسان نباشد. و هنگامی که با گذشت زمان همه آنچه را که قابل کشف است کشف کرده باشید، پیشرفت شما چیزی جز دور شدن تدریجی از انسانیت نخواهد بود. ممکن است میان شما و بشریت چنان شکاف عظیمی پدید آید که در برابر هر «یافتم!» و «اورکا!»ی شما، فریادی از دردِ همگانی طنین‌انداز شود.

اگر من مقاومت کرده بودم، دانشمندان علوم طبیعی می‌توانستند چیزی شبیه آنچه برای پزشکان «سوگند بقراط» است پدید آورند: پیمانی مقدس برای آنکه علم را صرفاً در راه خیر و منفعت بشریت به کار گیرند. اما با این وضع، بیشترین چیزی که می‌توان به آن امید داشت، نسلی از کوتوله‌های مبتکر است که آماده‌اند برای هر هدفی اجیر شوند.

من چند سالی از قدرت و اعتبار عمومی برخوردار بودم؛ و دانش خود را در اختیار قدرتمندان گذاشتم تا آن را بر اساس اهداف خود به کار بگیرند، یا به کار نگیرند، یا از آن سوءاستفاده کنند. من به حرفه خود خیانت کرده‌ام؛ و هنگامی که انسانی کاری را که من کرده‌ام انجام داده باشد، دیگر نمی‌توان حضور او را در صفوف جامعه علمی تحمل کرد.

 

اگر به کتاب زندگی گالیله علاقه دارید، بخش معرفی برترین آثار برتولت برشت در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار این نویسنده نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x