به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

چادر کردیم رفتیم تماشا

این کتاب فرصتی کم‌نظیر برای دیدن جهان قاجار از نگاه زنی است که هم سفرهای دشوار زیارتی را تجربه کرده و هم از نزدیک فضای دربار را دیده است. اگر به روایت‌های تاریخی زنده، متفاوت و پرجزئیات علاقه دارید، این سفرنامه می‌تواند تصویری تازه و کمتر دیده‌شده از جامعه آن دوران پیش روی شما بگذارد. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
چادر کردیم رفتیم تماشا

فهرست مطالب

«چادر کردیم رفتیم تماشا» اثری است از زهره ترابی (نویسنده و ویراستار، متولد ۱۳۶۹) که در سال ۱۳۹۷ منتشر شده است. این کتاب سفرنامه و یادداشت‌های عالیه‌خانم شیرازی از سفر حج، عتبات و اقامتش در دربار قاجار است که هم تجربه‌های سفر و هم مشاهدات اجتماعی او از زندگی آن دوره را روایت می‌کند.

درباره‌ی چادر کردیم رفتیم تماشا

کتاب «چادر کردیم رفتیم تماشا» با نام کامل «چادر کردیم رفتیم تماشا: سفرنامه‌ی عالیه خانم شیرازی» که به کوشش زهره ترابی گردآوری و تصحیح شده، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های بازخوانی سفرنامه‌های زنان در دوره قاجار به شمار می‌آید. این اثر در واقع بازتابی از نوشته‌های عالیه‌خانم شیرازی است که تجربه‌های سفر طولانی خود را در قالب یادداشت‌هایی دقیق و جزئی ثبت کرده و امروز به شکل یک متن منسجم در اختیار خواننده قرار گرفته است.

این کتاب را می‌توان نخستین نمونه از مجموعه سفرنامه‌های زنان در سنت مکتوب عصر قاجار دانست که به صورت مستقل منتشر شده و توجه پژوهشگران تاریخ اجتماعی را به خود جلب کرده است. اهمیت آن نه فقط در روایت سفر، بلکه در ارائه زاویه دیدی کمتر دیده‌شده از جهان زنان آن دوره نهفته است.

در دورانی که ارتباطات گسترده رسانه‌ای وجود نداشت، سفرنامه‌ها نقش رسانه‌های اصلی انتقال تجربه و شناخت سرزمین‌های دور را بر عهده داشتند. در چنین بستری، هر نوشته‌ای که با دقت و جزئیات بیشتر همراه بود، ارزش تاریخی و فرهنگی بالاتری پیدا می‌کرد و به عنوان منبعی برای نسل‌های بعدی باقی می‌ماند.

دوره قاجار، به‌ویژه زمان سلطنت ناصرالدین شاه، دوره‌ای است که سفر و نگارش سفرنامه رواج زیادی پیدا کرد. با این حال، اغلب این متون توسط مردان نوشته شده‌اند و همین موضوع باعث شده بخش‌هایی از تجربه زیسته زنان در حاشیه بماند و کمتر دیده شود.

اهمیت سفرنامه عالیه‌خانم در همین نقطه آشکار می‌شود؛ زیرا او به عنوان زنی از درون جامعه آن زمان، تجربه‌های سفر، زیارت و اقامت در مکان‌های مختلف را با نگاهی متفاوت ثبت کرده است. نگاه او نه صرفاً رسمی یا درباری، بلکه آمیخته با مشاهده‌های روزمره و جزئیات زندگی واقعی است.

بخش نخست روایت، به حرکت او از کرمان و عبور از مسیرهای طولانی تا هند، حجاز و عتبات اختصاص دارد؛ سفری دشوار که در آن با انواع شرایط طبیعی، اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو می‌شود. این بخش تصویری زنده از سختی‌های سفر در قرن سیزدهم هجری ارائه می‌دهد.

در بخش دوم، پس از پایان مناسک حج و ورود به تهران، تمرکز روایت به فضای دربار تغییر پیدا می‌کند. اقامت طولانی او در محیط درباری فرصتی فراهم می‌آورد تا مشاهداتش از ساختار قدرت، روابط اجتماعی و زندگی در اندرونی قاجار را ثبت کند.

نکته قابل توجه در این بخش، نگاه بیرونی و نسبتاً غیررسمی نویسنده به فضای دربار است. او برخلاف بسیاری از نویسندگان وابسته به دستگاه سلطنت، از زاویه فردی کمتر نزدیک به قدرت، تصویری متفاوت از مناسبات اجتماعی و سیاسی ارائه می‌دهد.

این ویژگی باعث شده متن او در مقایسه با دیگر سفرنامه‌های هم‌عصر، جنبه انتقادی و مشاهده‌محور بیشتری داشته باشد. خواننده با روایتی مواجه می‌شود که در آن تعارف‌های معمول کمتر دیده می‌شود و واقعیت‌های روزمره با صراحت بیشتری بیان شده‌اند.

از سوی دیگر، این سفرنامه تنها یک گزارش جغرافیایی یا مذهبی نیست، بلکه مجموعه‌ای از توصیف‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی از مسیرهای طی‌شده را در بر می‌گیرد. از وضعیت شهرها و روستاها گرفته تا شیوه زندگی مردم، همه در قالبی زنده و تجربی بازگو شده‌اند.

بررسی این متن همچنین نشان می‌دهد که زنان در دوره قاجار، برخلاف تصور رایج، نقش فعالی در ثبت تجربه‌های تاریخی داشته‌اند. این اثر نشان می‌دهد که آنان نه تنها ناظر منفعل، بلکه کنشگرانی آگاه در روایت جهان پیرامون خود بوده‌اند.

در نهایت، انتشار و بازخوانی این اثر به ما کمک می‌کند تا تصویر دقیق‌تر و چندلایه‌تری از جامعه قاجار و جایگاه زنان در آن به دست آوریم. این کتاب تنها یک سفرنامه نیست، بلکه سندی ارزشمند برای فهم تاریخ اجتماعی، فرهنگی و ذهنیت زنان آن دوران است.

کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۴۶ با بیش از ۲۶۷ رای و ۸۸ نقد و نظر است.

خلاصه‌ی محتوای چادر کردیم رفتیم تماشا

کتاب «چادر کردیم رفتیم تماشا» که به کوشش زهره ترابی گردآوری شده، مجموعه‌ای از سفرنامه‌های عالیه‌خانم شیرازی در دوره قاجار است که هم تجربه سفرهای طولانی او را در بر می‌گیرد و هم مشاهداتش از فضاهای اجتماعی و سیاسی آن زمان را ثبت می‌کند.

در بخش آغازین کتاب، روایت از حرکت نویسنده از کرمان شروع می‌شود؛ او در مسیر طولانی خود از مناطق مختلف عبور کرده و با شرایط دشوار سفرهای زمینی و دریایی در قرن سیزدهم هجری روبه‌رو می‌شود. این بخش تصویر روشنی از سختی‌های زیارت و سفر در آن دوران ارائه می‌دهد.

در ادامه، مسیر سفر او به هند و سپس سرزمین‌های حجاز و عتبات شکل می‌گیرد. در این مسیر، عالیه‌خانم نه تنها جغرافیا و شهرها را توصیف می‌کند، بلکه به وضعیت مردم، آداب و رسوم، بازارها و زندگی روزمره نیز توجه دقیق دارد.

یکی از بخش‌های مهم کتاب، توصیف‌های او از کشتی‌ها، بنادر و شهرهایی مانند بمبئی است که نشان می‌دهد چگونه با دنیایی کاملاً متفاوت از ایران آن زمان روبه‌رو شده است. این مواجهه فرهنگی یکی از جذاب‌ترین لایه‌های روایت او محسوب می‌شود.

پس از پایان سفر حج، روایت وارد مرحله‌ای تازه می‌شود و نویسنده مدتی در تهران و در فضای دربار قاجار اقامت می‌کند. این بخش از کتاب به مشاهدات او از ساختار قدرت، روابط درباری و زندگی در اندرونی اختصاص دارد.

در این قسمت، او با نگاهی بیرونی و نسبتاً بی‌پرده، رفتارها و مناسبات دربار را ثبت می‌کند. این ویژگی باعث شده متن او نسبت به بسیاری از سفرنامه‌های رسمی آن دوره صراحت و تازگی بیشتری داشته باشد.

در کنار روایت‌های درباری، نویسنده همچنان به ثبت جزئیات زندگی روزمره، وضعیت شهرها، وضعیت کشاورزی، بازارها و حتی بیماری‌ها و شرایط آب‌وهوایی توجه دارد. همین گستردگی موضوعی، متن را به یک منبع اجتماعی ارزشمند تبدیل کرده است.

کتاب همچنین نشان می‌دهد که زنان در دوره قاجار، برخلاف تصور رایج، نقش فعالی در مشاهده و ثبت تاریخ داشته‌اند. عالیه‌خانم در روایت خود تصویری از زنی مستقل و کنشگر ارائه می‌دهد که در سفرهای دشوار نیز نقش تصمیم‌گیر دارد.

در بخش‌هایی از کتاب، نویسنده با افراد و شخصیت‌های مهم زمان خود دیدار می‌کند و این ملاقات‌ها به غنای روایت می‌افزاید. این برخوردها از یک سو جنبه تاریخی دارند و از سوی دیگر فضای اجتماعی آن دوره را روشن‌تر می‌کنند.

در نهایت، این سفرنامه صرفاً گزارش یک سفر مذهبی نیست، بلکه مجموعه‌ای از تجربه‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است که از نگاه یک زن قاجاری روایت شده و به کمک آن می‌توان تصویر دقیق‌تری از جامعه آن دوران به دست آورد.

بخش‌هایی از چادر کردیم رفتیم تماشا

برخلاف تصور عامه، زنان دوره قاجار دست و پا بسته و بی خبر از همه جا نبودند. به گواه منابع تاریخی، زنان در جامعه حضور داشتند و تعدادی از آنان حتی در تصمیم‌گیری‌های مملکتی هم مؤثر بودند. مجموعه «سفرنامه‌های قدیمی زنان» به خوبی نشان می‌دهد که نویسندگان این متن‌ها هویت شکل‌یافته و شخصیت اجتماعی داشتند و به اتفاق‌های جامعه از زاویه دید خاص خودشان می‌نگریستند.

…………………….

دو ساعت از روز گذشته وارد کشکوئیه شدیم. باز هم نخلستان زیادی آن‌جا بود. در زیر درخت بزرگی منزل کردیم. می‌گویند درخت جم، مثل گردوهای بزرگ چتر انداخته، برگ‌های آن خیلی کشیده و بلند و خیلی سبز خوش‌رنگ. الان بهار کرده. می‌گویند میوه سیاهی دارد به قدر سنجد، مزه انار می‌دهد … درخت سپستان هم دارد … ولی آن‌چه نگاه می‌کنی همه نخل خرما است.

……………………

یک روز هم رفتیم کارخانه چلواری‌باف، خامه و ابریشم‌بافی، هوش از سر آدم بیرون می‌رود. در هر کارخانه دویست چرخ که هر کدام مال کاری است، در یکی محلوج می‌ریزند و از آخری چلوار بیرون می‌آورند.

……………………

خلاصه امروز که دوشنبه سلخ است طلوح صبح که دمید، نماز کردیم، سوار شدیم. چهار فرسخ راه بود. قاطرچی پدرسوخته سه ساعت به غروب مانده ما را رساند به صحنه. در کاروانسرا منزل کردیم. در این راه هم همه سبز، یک تخته چمن، رنگ های مختلف. همه جا آبادی، هر نیم فرسخ یک ده، رودخانه های متعدد، انصافا بسیار راه خوبی است. در کاروانسرا که منزل کردیم، زمین کاروانسرا که پهن ریخته، یک تخته سبز است. خیال کنید که تخم پاشیدند. هوای خوب از یک طرف، صدای ساز از یک طرف.

……………………..

 فی الواقع خیلی تعجب است. دو پارچه چوب مثل کشکول ساخته، پنصد من بار توی آن می ریزند. شش، هفت نفر هم می نشینند. بعضی ها چهار پاروزن دارد، بعضی ها دو پاروزن دارد، بعضی ها یکی دارد. می زنند، می روند که انسان متحیر می ماند. کمال دیوانگی و بی عقلی است که شخص در همچه جایی میان این همه آب، دنیا تا دنیا آب، بنشیند.

…………………….

امروز که روز یکشنبه است از بافت صبح سوار شدیم، با حالت تب و ضعف سرکار خانم. خداوند ان‌شاءالله شفایی کرامت فرماید. یک ساعت به غروب مانده وارد کشکوئیه شدیم ولی احوال سرکار خانم خیلی منقلب است. والله من که حالتی برایم باقی نمانده. الهی خداوند شفای عاجلی کرامت فرماید.

امروز که روز دوشنبه است سه ساعت به غروب سوار شدیم از کشکوئیه و شش ساعت از شب رفته وارد ده‌سرد یکی از بلوکات دشتاب شدیم. ولی با چه حالت، الهی خداوند نصیب کافر نکند. الهی خداوند را به حرمت انبیاء و اولیا قسم می‌دهم که به زودی شفای عاجلی کرامت فرماید.

صبح که از خواب بیدار شدیم، احوال سرکار خانم خیلی بد شد. امروز که سه‌شنبه است به این واسطه در ده‌سرد لنگ کردیم. اهل این ده به واسطه‌ی ظلم و تعدی ابوالفتح‌خان پارسال فرار کردند، ده را لم‌یزرع گذارده‌اند. باغ‌های ایشان بی‌صاحب مانده. پارسال ملخ خورده بود، امسال هم ملخ زیادی در باغستان آن‌ها ریخته.

خداوند محافظت فرماید. نه نان پیدا می‌شود، نه کاه و نه جو. چاره‌ای هم نداریم به جز ماندن. فردا هم با حالت مأیوس خیال مراجعت به کرمان داریم. خداوند ان‌شاءالله هیچ بنده‌ای را از درگاه خودش مأیوس نکند که بد دردی است. الهی به زودی زود شفای عاجلی کرامت فرماید. اول ظهر امروز الحمدلله رب العالمین خانم بنای عرق را گذاردند تا صبح.

 

اگر به کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا علاقه دارید، بخش معرفی برترین سفرنامه‌ها در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر موارد مشابه دیگر نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x