به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

آونگ خاطره‌های ما

اگر می‌خواهید در کنار خواندن چند نمایش‌نامه جذاب و پرکشش، با لایه‌های پنهان جامعه، فرهنگ‌های بومی و دغدغه‌های سیاسی و انسانی ایران نیز روبه‌رو شوید، آونگ خاطره‌های ما انتخابی درخشان است. عباس معروفی با نثری نمایشی، شاعرانه و تأثیرگذار، شما را از فضای پرالتهاب شهرها تا دشت‌های ترکمن و کوچگاه‌های عشایر می‌برد و تجربه‌ای متفاوت و ماندگار برایتان می‌آفریند. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.

۲۶ خرداد ۱۴۰۵

آونگ خاطره‌های ما

فهرست مطالب

«آونگ خاطره‌های ما» اثری است از عباس معروفی (نویسنده‌ی زاده‌ی تهران، از ۱۳۳۶ تا ۱۴۰۱) که در سال ۱۳۸۲ منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای از نمایش‌نامه ‌های اجتماعی، سیاسی و تاریخی است که با روایت‌هایی درباره قدرت، عشق، خیانت، سنت‌های قومی و سرنوشت انسان، بخش‌هایی از فرهنگ و جامعه ایران را به تصویر می‌کشد.

درباره‌ی آونگ خاطره‌های ما

کتاب آونگ خاطره‌های ما از جمله آثاری است که جهان نمایشی عباس معروفی را در پیوند با دغدغه‌های اجتماعی، تاریخی و فرهنگی او آشکار می‌کند. این مجموعه، صرفاً گردآوری چند نمایش‌نامه  نیست، بلکه سفری در لایه‌های گوناگون جامعه ایرانی است؛ از فضای ملتهب سیاسی تا زندگی اقوام و عشایر و حتی بازخوانی برهه‌هایی از تاریخ کهن ایران. معروفی در این اثر، با بهره‌گیری از زبان نمایشی و تصویرسازی‌های دقیق، مخاطب را وارد جهانی می‌کند که در آن انسان‌ها میان قدرت، عشق، سنت و سرنوشت سرگردان‌اند.

این کتاب مجموعه‌ای از چند نمایش‌نامه  است که هر یک فضایی متفاوت دارند، اما در عمق خود با یکدیگر مرتبط‌اند. نویسنده در هر نمایش‌نامه ، بخشی از تجربه زیسته و نگاه انتقادی خود را به جامعه بازتاب می‌دهد. تنوع مکان‌ها و زمان‌ها، از مغازه‌ای کوچک در شهری آشفته تا دشت‌های ترکمن‌صحرا و کوچگاه‌های سنگسر، سبب شده است که کتاب حالتی چندلایه و پرتحرک پیدا کند و خواننده در هر بخش با جهانی تازه روبه‌رو شود.

عباس معروفی، که بیشتر با رمان‌هایش شناخته می‌شود، در این مجموعه توانایی خود را در نمایش‌نامه ‌نویسی نیز نشان داده است. تحصیل او در رشته هنرهای دراماتیک و علاقه‌اش به صحنه و اجرا، در ساختار دقیق دیالوگ‌ها و فضاسازی آثار به‌خوبی دیده می‌شود. شخصیت‌های نمایش‌نامه ‌های او تنها ابزار روایت نیستند، بلکه هر یک نماینده بخشی از جامعه و حامل نوعی نگرش به زندگی‌اند. همین ویژگی باعث شده آثار نمایشی او از سطح روایت‌های ساده فراتر بروند و جنبه‌ای نمادین و تأمل‌برانگیز پیدا کنند.

نمایش‌نامه  «آونگ خاطره‌های ما» فضایی سیاسی و اجتماعی دارد و ماجرای آن در یک ساعت‌سازی شکل می‌گیرد. ورود مردی ناشناس به مغازه، زمینه گفت‌وگویی طولانی و چندوجهی را فراهم می‌کند؛ گفت‌وگویی که از مسائل روزمره عبور می‌کند و به تاریخ، سیاست و اعتماد انسانی می‌رسد. در این میان، ساعت‌ساز که انسانی ساده و بی‌دفاع است، آرام‌آرام در دام سوءاستفاده گرفتار می‌شود. معروفی از خلال این داستان، تصویری از جامعه‌ای پر از تردید و بی‌اعتمادی ارائه می‌دهد؛ جامعه‌ای که در آن ظاهر افراد همیشه با حقیقت درونی‌شان هماهنگ نیست.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این نمایش‌نامه ، استفاده از عنصر زمان است. ساعت‌ها، حرکت عقربه‌ها و فضای بسته مغازه، همگی نمادهایی از گذر زمان و فرسایش انسان در دل حوادث اجتماعی‌اند. نویسنده با ایجاد فضایی تعلیق‌آمیز، مخاطب را وادار می‌کند تا مدام میان حقیقت و فریب در نوسان باشد. پایان غیرمنتظره داستان نیز بر همین حس ناامنی و تزلزل تأکید می‌کند.

در نمایش‌نامه  «دلی‌بای و آهو»، فضای اثر به‌کلی تغییر می‌کند و مخاطب وارد دنیای فرهنگ و اسطوره‌های ترکمن می‌شود. جشن عروسی، موسیقی، رقص و آیین‌های قومی، در آغاز فضایی شاد و رنگارنگ می‌آفرینند، اما غیبت داماد از همان ابتدا سایه‌ای از نگرانی بر همه‌چیز می‌اندازد. معروفی در این نمایش‌نامه ، عشق را در برابر قدرت‌طلبی و خودخواهی قرار می‌دهد و از دل همین تقابل، داستانی تراژیک و پررمزوراز می‌سازد.

شخصیت قاراچوگا در این اثر، نماد انسانی است که می‌خواهد با زور و ثروت به خواسته‌هایش برسد، در حالی که دلی‌بای نماینده نجابت و آزادگی است. حضور باورهای عامیانه و افسانه‌های قومی در متن، حال‌وهوایی شاعرانه و رازآلود به نمایش‌نامه  می‌بخشد. نویسنده با دقت فراوان، رسوم و سنت‌های ترکمن را بازآفرینی می‌کند و از این طریق، بخشی از فرهنگ کمتر شناخته‌شده ایران را به تصویر می‌کشد.

نمایش‌نامه  «ورگ» از مهم‌ترین بخش‌های این مجموعه به شمار می‌آید؛ اثری که ریشه در فرهنگ و زندگی عشایر سنگسر دارد. معروفی در این نمایش‌نامه ، مسئله قدرت را نه به‌عنوان مفهومی سیاسی صرف، بلکه به‌عنوان بخشی از سنت و حیات اجتماعی عشایر بررسی می‌کند. در این جهان، انتقال مسئولیت و رهبری امری تدریجی و مبتنی بر تجربه است. نسل قدیم، آرام‌آرام میدان را برای نسل تازه باز می‌کند تا تداوم زندگی و نظم ایل حفظ شود.

نویسنده برای توضیح این مفهوم، از تصویر بز پیشاهنگ گله بهره می‌گیرد؛ حیوانی که سال‌ها راهنمای گله بوده و سرانجام، هنگامی که توان خود را از دست می‌دهد، جای خویش را به جوان‌ترها می‌سپارد. این تصویر، استعاره‌ای از جایگاه مردان سالخورده عشایر است که پس از سال‌ها تلاش، سرانجام قدرت را به فردی شایسته واگذار می‌کنند. اما در دل نمایش‌نامه ، این روند طبیعی با آزمندی و میل به تصاحب قدرت تهدید می‌شود و همین مسئله، هسته اصلی تنش داستان را شکل می‌دهد.

فضای بومی و توصیف دقیق شیوه زندگی عشایر، از نقاط قوت «ورگ» است. معروفی تنها به روایت یک ماجرا بسنده نمی‌کند، بلکه ساختار اجتماعی، روابط انسانی و حتی نگاه مردم ایل به طبیعت و حیوانات را نیز بازتاب می‌دهد. خواننده در خلال داستان، با نوعی جهان‌بینی مواجه می‌شود که در آن انسان و طبیعت پیوندی جدایی‌ناپذیر دارند و قوانین زندگی از دل همین پیوند شکل می‌گیرد.

نمایش‌نامه  پایانی کتاب نیز به دوره‌ای تاریخی بازمی‌گردد و حضور هارون‌الرشید در خراسان را روایت می‌کند. این بخش، فضایی متفاوت و تاریخی دارد و مسئله قدرت و سرکوب را در بستری سیاسی دنبال می‌کند. پرسش تکرارشونده «تا کجا با منی؟» در حقیقت پرسشی درباره وفاداری، ترس و مرز همراهی انسان‌ها با قدرت است. معروفی در این نمایش‌نامه  نیز نگاه انتقادی خود را حفظ می‌کند و نشان می‌دهد که تاریخ، بارها الگوهای مشابهی از خشونت و استبداد را تکرار کرده است.

در مجموع، آونگ خاطره‌های ما اثری است که از خلال چند نمایش‌نامه ، تصویری گسترده از جامعه، فرهنگ و تاریخ ایران ارائه می‌دهد. عباس معروفی با تلفیق زبان شاعرانه، نگاه اجتماعی و شناخت عمیق از فرهنگ‌های بومی، مجموعه‌ای خلق کرده که هم ارزش ادبی دارد و هم می‌تواند مخاطب را به تأمل درباره انسان، قدرت، خاطره و سرنوشت وادارد. این کتاب، علاوه بر اهمیت نمایشی، سندی ادبی از دغدغه‌های نویسنده و نگاه چندوجهی او به جهان پیرامون خویش به شمار می‌آید.

کتاب آونگ خاطره‌های ما در وب‌سایت goodreads  دارای امتیاز ۳.۵۰ با بیش از ۳۰۷ رای و ۲۲ نقد و نظر است.

خلاصه‌ی داستان‌های آونگ خاطره‌های ما

آونگ خاطره‌های ما

داستان این نمایش‌نامه  در فضای یک ساعت‌سازی شکل می‌گیرد؛ جایی که مردی ناشناس وارد مغازه می‌شود و با صاحب آن وارد گفت‌وگویی طولانی می‌گردد. فضای بیرون مغازه آشفته و ملتهب است و اعتراض‌ها و ناآرامی‌های اجتماعی در جریان‌اند. ساعت‌ساز که انسانی ساده، صمیمی و تا حدی منزوی است، به‌تدریج به مرد غریبه اعتماد می‌کند و گفت‌وگوهای آن‌ها به موضوعات سیاسی، تاریخی و اجتماعی کشیده می‌شود. هرچه نمایش پیش می‌رود، مرز میان صداقت و فریب مبهم‌تر می‌شود.

عباس معروفی در این اثر، فضای بی‌اعتمادی و اضطراب اجتماعی را با زبانی نمادین ترسیم می‌کند. ساعت‌ها و حرکت مداوم عقربه‌ها، نشانه‌ای از گذر زمان و فرسودگی انسان‌ها در دل بحران‌های سیاسی‌اند. پایان نمایش‌نامه ، ضربه‌ای ناگهانی به مخاطب وارد می‌کند و نشان می‌دهد چگونه اعتماد می‌تواند به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل شود. این نمایش‌نامه  از مهم‌ترین آثار سیاسی معروفی در حوزه تئاتر به شمار می‌آید.

دلی‌بای و آهو

این نمایش‌نامه  در فضایی آمیخته با فرهنگ و آیین‌های ترکمن روایت می‌شود. ماجرا از جشن عروسی دلی‌بای و آهو آغاز می‌شود؛ جشنی پر از موسیقی، رقص و شادی، اما داماد در مراسم حضور ندارد و همین غیبت، آرام‌آرام همه‌چیز را دگرگون می‌کند. مردم هرکدام گمانه‌ای درباره ناپدید شدن دلی‌بای دارند و شایعات مختلفی در میان جمع شکل می‌گیرد. در این میان، قاراچوگا، مردی ثروتمند و متکبر، همچنان به آهو چشم دارد و حضوری تهدیدآمیز در داستان پیدا می‌کند.

معروفی در این نمایش‌نامه ، عشق و وفاداری را در برابر قدرت و خودخواهی قرار می‌دهد. او با استفاده از افسانه‌ها، باورهای عامیانه و عناصر اسطوره‌ای ترکمن، فضایی شاعرانه و رازآلود خلق می‌کند. نمایش‌نامه  علاوه بر روایت یک داستان عاشقانه، تصویری زنده از سنت‌ها، موسیقی و فرهنگ مردم ترکمن ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه عشق می‌تواند در برابر زورگویی و خشونت مقاومت کند.

ورگ

«ورگ» در میان عشایر سنگسر می‌گذرد و یکی از بومی‌ترین آثار عباس معروفی به شمار می‌آید. داستان نمایش‌نامه  درباره مسئله قدرت و جانشینی در جامعه عشایری است. در سنت ایل، انتقال قدرت فرآیندی تدریجی و طبیعی است و مردان سالخورده پس از سال‌ها تجربه، مسئولیت را به جوانان شایسته می‌سپارند. اما این روند همیشه آرام و بی‌تنش نیست و گاه جاه‌طلبی و میل به سلطه، نظم سنتی را برهم می‌زند.

نویسنده در این اثر، از تصویر بز پیشاهنگ گله به‌عنوان نمادی از رهبر ایل استفاده می‌کند؛ حیوانی که سال‌ها گله را هدایت کرده و سرانجام هنگام پیری، جای خود را به نسل تازه می‌دهد. معروفی با توصیف دقیق طبیعت، کوچ، دامداری و روابط درون ایل، زندگی عشایر سنگسر را با جزئیاتی زنده به تصویر می‌کشد. «ورگ» افزون بر داستانی نمایشی، تأملی عمیق درباره قدرت، پیری، جانشینی و پیوند انسان با طبیعت است.

تا کجا با منی

این نمایش‌نامه  فضایی تاریخی دارد و به دوران خلافت هارون‌الرشید بازمی‌گردد. داستان زمانی رخ می‌دهد که هارون برای سرکوب مخالفان و شورش‌ها به خراسان آمده و در خانه حمیدبن قحطبه اقامت کرده است. او در طول نمایش بارها از اطرافیان خود می‌پرسد: «تا کجا با منی؟»؛ پرسشی که به تدریج معنایی فراتر از یک سؤال ساده پیدا می‌کند و به سنجش وفاداری و میزان همراهی افراد با قدرت تبدیل می‌شود.

معروفی در این نمایش‌نامه ، فضای استبداد و ترس را با زبانی نمایشی و گاه شاعرانه بازآفرینی می‌کند. شخصیت هارون‌الرشید نماد قدرتی است که برای حفظ سلطه، به خشونت و سرکوب متوسل می‌شود. نویسنده از خلال این روایت تاریخی، به مسئله همیشگی رابطه انسان و قدرت می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه ترس و منفعت می‌توانند مرزهای اخلاق و وفاداری را دگرگون کنند.

بخش‌هایی از آونگ خاطره‌های ما

دو مرد مشعل‌دار پشت دیوار باغ‌هاى تاریک پیشاپیش در حرکتند، هارون در میان، حمید و وزیر در دو سوى او. پشت سر مشعل‌داران، و از عقب مسرور و دو قراچور و یک غلام در راهند. گویى هارون حالتش دگرگون شده، شاد و قبراق است و طبل به زیر پاى آنان در خروش.

هارون: حمید. بار دیگر تکرار کن که تا کجا با منى. تا بار دیگر بر پیشانى‌ات بوسه زنم.

حمیدبن قحطبه: تا جانم و مالم و عرضم و ناموسم و دینم.

هارون: به راستى او پذیرفته است وزیر، این شگفت نیست؟ [ رو به حمید] من وقت‌ها بود که تو را در کنار خود و نزدیک به خود ندیده بودم. آیا تو به راستى با مایى؟ باور کنم؟

حمیدبن قحطبه: امیرالمؤمنین هارون با من به مهر است یا خشم؟ به هر حال آن‌قدر استوارم که موى به موى فرمان را به پنجه عدالت سپارم و خلیفه را از اندوهى گران برهانم و خرسند سازم… اگر مى‌دانستم که گرهى به دست من باز مى‌شود، از آغاز شب چنین مى‌کردم و دین در گرو دل خلیفه مى‌نهادم تا رستگار شوم. این شب، شبى است که باز آستان خدمت بوسیده‌ام و گرامى‌اش مى‌دارم.

وزیر: حمیدبن قحطبه در این شب، از نیک‌مردان است و نیکوسگال. و اخترش را در دل شب آراسته و مقتدر مى‌بینم. دعاى خیر خلیفه بدرقه راهش.

حمیدبن قحطبه: اما چگونه فرمانى است اى سرورم. این چنین سر بسته و محفوظ.

هارون: اینک نتوانم گفت. مسرور را همراهى کن و خود شاهد باش. پرچم بختت اى حمید برافراشته، و شتر اقبال بر در سراى تو زانو زده.

……………………

«آقا؟»

ساعت‌ساز یکباره به خودش می‌آید. از جایش بلند می‌شود. «بفرمایید» حواسش هنوز به بیرون است. «امری داشتین؟»

«من رو یادتون میاد؟»

«شما رو؟ اممم…. یه چیزایی» با تعجب وراندازش می‌کند. «شاید، ولی نه! من اصلا شما رو به جا نمیارم.»

«چطور به جا نمیارین؟»

«قیافه‌ها که یاد آدم نمی‌مونه.»

«آخه من بعضی وقتا از جلوی مغازه شما رد می‌شم.»

«عجب…» با اشاره به پیاده‌رو «از اینجا رد می‌شین؟»

«بله و شما رو می‌بینم که دارین یه ساعتی رو تعمیر می‌کنین و لای چرخ‌دنده دنبال یه لقمه نون می‌گردین! حتی سرتون رو هم بلند نمی‌کنین که مخلص مفلس رو ببینید»

«مال این طرف‌هایین؟»

«تو همین خیابون زندگی می‌کنم. اون دور دورا»

«ولی من شما رو تا به حال ندیدم!»

«چشم بزرگان تنگه قربون، اگر زیر کفتشون رو نگاه کنین ما رو می‌بینین.»

 

اگر به کتاب آونگ خاطره‌های ما علاقه دارید، بخش معرفی برترین آثار عباس معروفی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار این نویسنده‌ی شهیر و چیره‌دست معاصر ایرانی نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x