«مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم» اثری است ازکریس لی (نویسنده و پژوهشگر انگلیسی) که در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است. این کتاب تاریخ مبارزهی فوتبالیستها، باشگاهها و هواداران فوتبال با فاشیسم، نژادپرستی و حکومتهای اقتدارگرا را از خلال رویدادهای مهم تاریخ معاصر روایت و بررسی میکند.
دربارهی مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم
کتاب «مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم» (The Defiant: A History of Football Against Fascism) نوشته کریس لی اثری است که تصویری متفاوت از فوتبال ارائه میدهد؛ تصویری که در آن زمین مسابقه تنها محل رقابت برای کسب جام نیست، بلکه عرصهای برای مقاومت، اعتراض و دفاع از آزادی و کرامت انسانی است. این کتاب نشان میدهد که فوتبال، برخلاف تصور رایج، همواره با سیاست، جامعه و تاریخ پیوندی عمیق داشته و در حساسترین بزنگاههای قرن بیستم و بیستویکم، نقشی فراتر از یک سرگرمی ایفا کرده است.
کریس لی، پژوهشگر تاریخ فوتبال، در این اثر با اتکا به منابع تاریخی، مصاحبهها و اسناد گوناگون، روایت بیش از یک قرن مبارزهی فوتبالیستها، هواداران، مربیان و باشگاهها علیه فاشیسم و جریانهای راست افراطی را بازسازی میکند. او از خلال داستانهای واقعی نشان میدهد که چگونه فوتبال در برهههای مختلف تاریخ به ابزاری برای مقاومت در برابر سرکوب، تبعیض و استبداد تبدیل شده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، گسترهی جغرافیایی آن است. نویسنده تنها به اروپا محدود نمیشود، بلکه خواننده را به ایتالیا، آلمان، اسپانیا، پرتغال، کشورهای اروپای شرقی، بالکان و آمریکای لاتین میبرد تا نشان دهد مبارزه با فاشیسم در فوتبال، پدیدهای جهانی بوده است. هر فصل، بخشی از این تاریخ گسترده را با نمونههایی مستند و کمتر شناختهشده روایت میکند.
این کتاب همچنین به بررسی رابطهی حکومتهای اقتدارگرا با فوتبال میپردازد. بسیاری از رژیمهای دیکتاتوری کوشیدهاند از محبوبیت فوتبال برای مشروعیتبخشی به قدرت خود بهره ببرند، اما در همان حال، بسیاری از بازیکنان، باشگاهها و هواداران نیز از همین ورزش برای مقابله با تبلیغات حکومتی و دفاع از ارزشهای انسانی استفاده کردهاند. این تقابل، یکی از محورهای اصلی کتاب را شکل میدهد.
«مبارز» صرفاً کتابی دربارهی مسابقات یا قهرمانیهای فوتبالی نیست؛ بلکه تاریخ اجتماعی و سیاسی مردمانی است که استادیوم را به فضایی برای اعتراض و همبستگی تبدیل کردند. در روایت کریس لی، فوتبال بستری است که در آن آرمانخواهی، شجاعت و مسئولیت اجتماعی در کنار شور و هیجان ورزشی معنا پیدا میکند.
نویسنده در خلال روایت خود، سرگذشت شخصیتهای گوناگونی را بازگو میکند؛ از بازیکنان و مربیانی که در برابر رژیمهای سرکوبگر ایستادند تا هوادارانی که برای دفاع از آزادی، خطر زندان، تبعید یا حتی مرگ را پذیرفتند. این روایتها نشان میدهند که تاریخ فوتبال، سرشار از قهرمانانی است که نام بسیاری از آنان کمتر در حافظهی عمومی باقی مانده است.
یکی دیگر از امتیازهای کتاب، پرهیز از نگاه تکبعدی به فوتبال است. کریس لی فوتبال را نه پدیدهای کاملاً سیاسی میداند و نه کاملاً مستقل از سیاست؛ بلکه استدلال میکند که این ورزش، همانند هر پدیدهی اجتماعی فراگیر، بازتابی از کشمکشهای فرهنگی، اقتصادی و ایدئولوژیک جوامع است. به همین دلیل، درک تاریخ فوتبال بدون شناخت زمینههای اجتماعی آن ممکن نیست.
نثر کتاب روان، روایتمحور و سرشار از جزئیات تاریخی است و نویسنده تلاش کرده مطالب پژوهشی را به زبانی جذاب و قابل فهم برای مخاطبان غیرمتخصص بیان کند. او با کنار هم قرار دادن روایتهای متعدد از کشورهای مختلف، تصویری منسجم از مبارزهی جهانی علیه فاشیسم در عرصهی فوتبال ارائه میدهد؛ تصویری که هم برای علاقهمندان تاریخ و هم برای دوستداران فوتبال خواندنی است.
از منظر پژوهشی نیز این اثر اهمیت فراوانی دارد. کتاب حاصل سالها مطالعه، بررسی منابع تاریخی و گفتوگو با پژوهشگران، نویسندگان و فعالان حوزهی فوتبال است و به همین دلیل، علاوه بر جذابیت روایی، از پشتوانهی مستند و پژوهشی قابل توجهی برخوردار است.
مطالعهی این کتاب یادآور این حقیقت است که تاریخ فوتبال تنها با نام قهرمانان جامهای جهانی یا گلهای تماشایی نوشته نشده، بلکه با ایستادگی انسانهایی نیز شکل گرفته که حاضر شدند برای دفاع از آزادی، برابری و عدالت، هزینههای سنگینی بپردازند. این نگاه، «مبارز» را از بسیاری از کتابهای رایج دربارهی فوتبال متمایز میکند.
در روزگاری که همچنان موضوعاتی مانند نژادپرستی، افراطگرایی، تبعیض و سوءاستفادهی سیاسی از ورزش در نقاط مختلف جهان مطرح است، این کتاب اهمیت ویژهای پیدا میکند. نویسنده با مرور تجربههای تاریخی نشان میدهد که فوتبال میتواند هم ابزار تبلیغات اقتدارگرایان باشد و هم نیرویی برای همبستگی، آموزش، مقاومت و تغییر اجتماعی.
«مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم» در نهایت کتابی است دربارهی انسانهایی که اجازه ندادند محبوبترین ورزش جهان به ابزاری در خدمت نفرت و استبداد تبدیل شود. این اثر، با پیوند زدن تاریخ، سیاست و فوتبال، دریچهای تازه به نقش اجتماعی ورزش میگشاید و به خواننده نشان میدهد که گاهی مهمترین پیروزیها نه در جدول نتایج، بلکه در دفاع از آزادی، برابری و ارزشهای انسانی رقم میخورند.
کتاب مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۳.۹۴ است. این کتاب در ایران با ترجمهای از بهنام جعفرزاده به بازار عرضه شده است.
خلاصهی مطالب مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم
کتاب «مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم»مجموعهای از روایتهای تاریخی و پژوهشی است که در فصلهای مختلف، به بررسی پیوند فوتبال با مبارزه علیه فاشیسم، دیکتاتوری و جریانهای راست افراطی میپردازد. نویسنده در آغاز کتاب، زمینههای شکلگیری این پژوهش را توضیح میدهد و نشان میدهد که فوتبال از همان نخستین دهههای قرن بیستم، تنها یک ورزش نبوده، بلکه به عرصهای برای بازتاب کشمکشهای سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است. او مفهوم «فوتبال ضدفاشیستی» را تعریف میکند و دلایل اهمیت مطالعهی این بخش کمتر شناختهشده از تاریخ فوتبال را شرح میدهد.
بخش مهمی از کتاب به ظهور حکومتهای فاشیستی در اروپا، بهویژه در ایتالیا، آلمان و اسپانیا اختصاص دارد. نویسنده بررسی میکند که چگونه رژیمهایی مانند حکومت موسولینی، هیتلر و فرانکو تلاش کردند فوتبال را به ابزاری برای تبلیغات سیاسی، نمایش قدرت و ایجاد وحدت ظاهری در جامعه تبدیل کنند. در کنار این روایت، مقاومت بازیکنان، مربیان، باشگاهها و هوادارانی که حاضر به تسلیم در برابر این سیاستها نشدند نیز به تصویر کشیده میشود.
در فصلهای بعد، کتاب به باشگاههایی میپردازد که هویت آنها با مبارزه علیه استبداد و دفاع از آزادی گره خورده است. کریس لی تاریخچه این باشگاهها، شرایط اجتماعی شکلگیری آنها و نقششان در جنبشهای مردمی را بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه برخی تیمها به نماد مقاومت در برابر رژیمهای اقتدارگرا یا اشغالگران خارجی تبدیل شدند. در این بخش، نمونههایی از کشورهای مختلف اروپا معرفی میشوند که هر یک تجربهای متفاوت از پیوند فوتبال و مقاومت را بازگو میکنند.
یکی دیگر از محورهای اصلی کتاب، سرگذشت فوتبالیستها و مربیانی است که فعالیت ورزشی خود را با مبارزه سیاسی درآمیختند. نویسنده زندگی افرادی را روایت میکند که به دلیل مخالفت با حکومتهای فاشیستی، با زندان، تبعید، شکنجه یا حتی مرگ روبهرو شدند. این فصلها نشان میدهد که بسیاری از چهرههای فوتبال، فراتر از شهرت ورزشی، نقش مهمی در دفاع از آزادی و حقوق بشر ایفا کردهاند.
بخش دیگری از کتاب به نقش هواداران فوتبال اختصاص دارد. نویسنده توضیح میدهد که چگونه گروههای مختلف هواداری در دهههای گوناگون، در برابر نفوذ گروههای نژادپرست و راست افراطی در ورزشگاهها ایستادگی کردند. او شکلگیری جنبشهای ضدفاشیستی میان هواداران، کمپینهای ضدنژادپرستی، فعالیتهای فرهنگی و اقدامات مدنی آنان را بررسی میکند و نشان میدهد که مبارزه با افراطگرایی تنها به داخل زمین فوتبال محدود نبوده است.
در فصلهای میانی، کتاب به دوران جنگ جهانی دوم و سالهای پس از آن میپردازد. نویسنده تأثیر جنگ بر فوتبال، تعطیلی مسابقات، مشارکت فوتبالیستها در جبهههای نبرد و نقش باشگاهها در حمایت از جنبشهای مقاومت را بررسی میکند. همچنین بازسازی فوتبال پس از جنگ و تلاش برای پاکسازی آن از میراث فاشیسم و نژادپرستی از موضوعات مهم این بخش است.
کریس لی سپس به نیمه دوم قرن بیستم و ظهور جریانهای نئونازی و راست افراطی در برخی ورزشگاههای اروپا میپردازد. او توضیح میدهد که چگونه برخی گروهها کوشیدند از فوتبال برای گسترش ایدئولوژی خود استفاده کنند و در مقابل، باشگاهها، بازیکنان، هواداران و نهادهای فوتبالی چه اقداماتی برای مقابله با این روند انجام دادند. این بخش تصویری از چالشهای معاصر فوتبال در برابر افراطگرایی ارائه میدهد.
بخش دیگری از کتاب به نمونههایی خارج از اروپای غربی اختصاص دارد. نویسنده تجربه کشورهای اروپای شرقی، منطقه بالکان و آمریکای لاتین را بررسی میکند و نشان میدهد که در این مناطق نیز فوتبال در مبارزه با دیکتاتوریها، حکومتهای نظامی و اشغالگران نقش مهمی ایفا کرده است. این روایتها گستردگی جغرافیایی و تنوع شکلهای مقاومت در دنیای فوتبال را آشکار میکنند.
در فصلهای پایانی، کتاب به نقش نهادهای بینالمللی فوتبال، باشگاههای حرفهای و سازمانهای مدنی در مبارزه با نژادپرستی و افراطگرایی میپردازد. نویسنده ضمن بررسی موفقیتها، به کاستیها و تناقضهای موجود نیز اشاره میکند و این پرسش را مطرح میسازد که فوتبال تا چه اندازه توانسته در برابر سوءاستفادههای سیاسی و ایدئولوژیک مقاومت کند.
در پایان، کریس لی با جمعبندی روایتهای تاریخی کتاب، بر این نکته تأکید میکند که تاریخ فوتبال تنها تاریخ مسابقات، جامها و ستارههای ورزشی نیست، بلکه تاریخ مبارزه انسانهایی است که از این ورزش برای دفاع از آزادی، برابری، همبستگی و کرامت انسانی بهره گرفتند. او نتیجه میگیرد که فوتبال، با وجود همه فراز و نشیبهایش، همچنان میتواند بستری برای مقابله با نفرت، تبعیض و استبداد باشد و به همین دلیل، شناخت این بخش از تاریخ آن برای درک جایگاه اجتماعی و فرهنگی فوتبال اهمیت فراوانی دارد.
بخشهایی از مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم
رابطه بین سیاست و فوتبال همیشه من را مجذوب کرده است. در اواخر دهه ۱۹۹۰، وقتی دانشجو بودم، پایاننامهام را درباره هویت منطقهای در اسپانیا نوشتم که از طریق فوتبال ابراز میشود. نوشتن پایاننامه چشم من را به روی این موضوع باز کرد که سیاست چه تاثیر عظیمی روی فوتبال داشته و اینکه چگونه این ورزش زمینهای برای اظهارنظر، اعتراض و تبلیغ سیاسی بوده است.
علاقهام به تاریخ و فرهنگ فوتبال، من را به تحقیق درباره سالهای ابتدایی تاسیس اتحادیه فوتبال سوق داد که سوژه اصلی کتاب اولم شد: داستانهای پیدایش: پیشگامانی که فوتبال را به سراسر دنیا بردند. در طول تحقیقاتم برای داستانهای پیدایش، بیشتر از تاثیر دنیای اجتماعی و سیاسی بر فوتبال در سراسر اروپا و فراتر از آن مطلع شدم.
من همچنین معتقدم که فوتبال تحت قوانین اتحادیه از همان ابتدا سیاسی بوده است. درست در همین اثنا بود که ایده کتاب دومم، شکل گرفت؛ میخواستم بیشتر در تاریخ پیچیده فوتبال، سیاست و تبلیغات کاوش کنم.
فوتبال همیشه چیزی بیش از یک رقابت ورزشی صرف بوده است. در بریتانیا، فوتبال بستری برای درگیری طبقاتی بود، بین نجیبزادگان طبقه بالا که قوانین را وضع میکردند و مردان و زنان طبقه کارگر که در نهایت این بازی را از آن خود کردند.
وقتی فوتبال تحت قوانین اتحادیه در اواخر دهه ۱۸۷۰ به ایرلند رسید، ورزش به عامل اصلی اختلاف در میان ملیگرایان ایرلندی تبدیل شد که مشتاق حفظ و ترویج ورزشهای ایرلندی مانند فوتبال گیلیک و هورلینگ بودند تا ورزشهای وارداتی بریتانیایی مانند فوتبال، راگبی و کریکت. همچنین فوتبال به بخشی از بیداری ملی در پرتغال، مصر، ترکیه، هند، اروگوئه و بسیاری از دیگر کشورها تبدیل شد.
من در این کتاب با گروههای هواداری، سازمانها، باشگاههای مدرن ملاقات کردم که دنبال مبارزه با چالشهایی هستند که راستگرایان مدرن حول فوتبال ایجاد میکنند: مانند بیگانههراسی، نژادپرستی، یهودستیزی و زنستیزی، هم درون و هم بیرون ورزشگاه. برای گروهی- به ویژه در اروپای دهههای ۱۹۳۰ و ۴۰ و بیشتر کشورهای آمریکای لاتین در طول دوران جنگ سرد- فوتبال علیه فاشیسم و راستافراطی مسئله مرگ و زندگی است. سیاست، فاشیسم و افراطگرایی موضوعات حساسی برای نوشتن هستند. بنابراین مایلم تاکید کنم که این کتاب جستوجویی تاریخی درباره جنبهای ویژه و برجسته از فوتبال است و نه بیانیهای سیاسی یا انعکاسی از دیدگاههای سیاسی شخص خودم.
…………………..
پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول (۱۸-۱۹۱۴)، فاتحان ـ فرانسه، بریتانیای کبیر و ایالات متحده ـ شرایط اقتصادی و نظامی سختی به این کشور تحمیل کردند که منجر به فلاکت گسترده و شکاف داخلی در سالهای بعد شد. بسیاری از آلمانیها به احزابی از دو سمت طیف سیاسی، کمونیسم در یک سو و ناسیونال سوسیالیسم از سوی دیگر رو آوردند. این شکاف با ضربهی اقتصادی ناشی از سقوط وال استریت در سال ۱۹۲۹ شتاب بیشتری گرفت.
سهم آرای «حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان» (NSDAP) به رهبری آدولف هیتلر، از میزان اندک ۲.۶ درصد در سال ۱۹۲۸ به ۱۸ درصد در سپتامبر ۱۹۳۰ رسید. پل فون هیندنبرگ، رئیسجمهور آلمان، در ژانویهی ۱۹۳۳ و علیرغم عدم حمایت کامل از حزب ناسیونال سوسیالیست، پست صدراعظمی را به هیتلر پیشنهاد داد تا از آنچه «تهدید کمونیستی» میپنداشت، جلوگیری کند.
هیتلر از پست جدید خود — و همچنین از واقعهی آتشسوزی رایشتاگ که مخالفان کمونیست را مقصر آن میدانست — برای مستحکم کردن پایههای قدرتش استفاده کرد و با تصویب «قانون تفویض اختیار» در مارس ۱۹۳۳، آزادیهای دموکراتیک را از میان برد. رهبری جدید نازی تمامی احزاب مخالف را ممنوع اعلام کرد. در ادامه، فعالیتهای سرکوبگرانه علیه احزاب مخالف، گروههای اقلیت — بهویژه جمعیت قابلتوجه یهودیان آلمان — و کسانی که به نظر میرسید در سیستم سیاسی و نظامی به هیتلر وفادار نیستند، شدت گرفت.
اگر به کتاب «مبارز: تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم» علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتابهای ورزشی در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا میکند.









