به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

در جستجوی نهایت

اگر فکر می‌کنید ریاضیات مجموعه‌ای از فرمول‌های خشک و محاسبات پیچیده است، «در جست‌وجوی نهایت» می‌تواند نگاهتان را به این علم تغییر دهد و نشان دهد که پشت پرسش‌هایی ساده درباره بزرگ‌ترین، کوچک‌ترین و عجیب‌ترین چیزها، چه جهان شگفت‌انگیزی پنهان است.یان استوارت با روایت معماها و ایده‌های جذاب، شما را قدم‌به‌قدم به مرزهای حیرت‌انگیز ریاضیات می‌برد؛ کتابی که هم ذهن را به چالش می‌کشد و هم حس کنجکاوی را بیدار می‌کند. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
در جستجوی نهایت

فهرست مطالب

«در جستجوی نهایت» اثری است از یان استوارت (نویسنده و ریاضی‌دان بریتانیایی، متولد ۱۹۴۵) که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده است. این کتاب درباره‌ی شگفتی‌های ریاضیات و تلاش ریاضی‌دانان برای یافتن بزرگ‌ترین، کوچک‌ترین، کمترین، بیشترین و عجیب‌ترین حالت‌هاست؛ جست‌وجویی که از پرسش‌های ساده آغاز می‌شود و به ایده‌های عمیق و گاه حیرت‌انگیز ریاضی می‌رسد.

درباره‌ی در جستجوی نهایت

«در جست‌وجوی نهایت» با عنوان اصلی Reaching for the Extreme: How the Quest for the Biggest, Fewest and Weirdest Makes Maths  نوشته‌ی یان استوارت، کتابی درباره‌ی یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های ذهن ریاضی است: میل به پیدا کردن افراطی‌ترین حالت‌های ممکن. بزرگ‌ترین عدد، کوچک‌ترین شکل، کمترین تعداد، بیشترین مقدار یا عجیب‌ترین ساختار؛ بسیاری از پرسش‌هایی که از چنین کنجکاوی‌هایی آغاز می‌شوند، سرانجام ما را به ایده‌هایی عمیق و شگفت‌انگیز در ریاضیات می‌رسانند.

یان استوارت، ریاضی‌دان و نویسنده‌ی شناخته‌شده‌ی آثار عامه‌فهم درباره‌ی ریاضیات، در این کتاب تلاش می‌کند نشان دهد که ریاضیات فقط مجموعه‌ای از فرمول‌ها، محاسبات و قواعد خشک نیست. پشت بسیاری از شاخه‌های این علم، پرسش‌هایی ساده و گاه بازیگوشانه وجود دارد؛ پرسش‌هایی از جنس «بیشترین مقدار ممکن چقدر است؟» یا «کمترین چیزی که می‌تواند چنین ویژگی‌ای داشته باشد چیست؟»

یکی از جذابیت‌های کتاب در همین نقطه شکل می‌گیرد. استوارت خواننده را وادار می‌کند به چیزهای معمولی از زاویه‌ای متفاوت نگاه کند. یک مسئله‌ی ظاهراً ساده درباره‌ی تعداد یا اندازه، می‌تواند به مسئله‌ای پیچیده تبدیل شود و در ادامه پای هندسه، نظریه اعداد، ترکیبیات، احتمال، الگوریتم‌ها و دیگر حوزه‌های ریاضی را به میان بکشد.

در این مسیر، «نهایت» فقط به معنای یک عدد بسیار بزرگ یا بسیار کوچک نیست. گاهی مسئله پیدا کردن حالتی است که کمترین منابع را مصرف می‌کند، گاهی یافتن ساختاری است که بیشترین ویژگی مطلوب را دارد و گاهی نیز موضوع به پیدا کردن نمونه‌ای می‌رسد که از هر نظر غیرعادی و عجیب است. همین گستردگی باعث می‌شود کتاب از یک موضوع واحد فراتر برود و تصویری متنوع از شیوه‌ی اندیشیدن ریاضی ارائه کند.

استوارت در روایت خود از مثال‌ها و مسئله‌هایی استفاده می‌کند که نقطه‌ی شروع آن‌ها برای خواننده قابل تصور است. اما هرچه بیشتر در آن‌ها پیش می‌رویم، پیچیدگی و عمق ریاضی آشکارتر می‌شود. این تغییر تدریجی، یکی از ویژگی‌هایی است که می‌تواند خواننده‌ی غیرمتخصص را نیز همراه کند، زیرا او مجبور نیست از همان ابتدا با انبوهی از مفاهیم تخصصی روبه‌رو شود.

کتاب همچنین نشان می‌دهد که یک پرسش ریاضی لزوماً برای ارزشمند بودن نباید کاربرد فوری و مشخصی داشته باشد. گاهی انسان فقط می‌خواهد بداند چه چیزی بیش از همه، کمترین، بزرگ‌ترین یا عجیب‌ترین است. همین کنجکاوی ظاهراً ساده می‌تواند ریاضی‌دانان را به سمت ساختن روش‌های تازه، کشف الگوهای ناشناخته و حل مسئله‌هایی ببرد که پیش از آن حتی صورت‌بندی نشده بودند.

از این منظر، «در جست‌وجوی نهایت» کتابی درباره‌ی حل مسئله نیز هست. رسیدن به یک پاسخ کافی نیست؛ باید بتوانیم ثابت کنیم که پاسخ به‌دست‌آمده واقعاً بهترین، کمترین، بیشترین یا افراطی‌ترین حالت ممکن است. این تفاوت میان حدس زدن و اثبات کردن، یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های تفکر ریاضی است که استوارت آن را در قالب مسئله‌ها و داستان‌های گوناگون به نمایش می‌گذارد.

عنوان کتاب به «عجیب‌ترین‌ها» نیز اشاره دارد و همین بخش می‌تواند برای بسیاری از خوانندگان جذاب باشد. دنیای ریاضیات پر از اشیاء و ساختارهایی است که برخلاف انتظار ما رفتار می‌کنند. بعضی از آن‌ها در نگاه نخست ناممکن به نظر می‌رسند و برخی دیگر آن‌قدر غیرعادی‌اند که تصورشان دشوار است. بررسی چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد که ریاضیات گاهی از شهود روزمره بسیار دور می‌شود و در عین حال، منطقی دقیق و منسجم باقی می‌ماند.

یکی دیگر از نکات مهم کتاب، ارتباط میان پرسش‌های کوچک و ایده‌های بزرگ است. ممکن است یک معمای ساده درباره‌ی چیدمان چند شیء یا شمارش چند حالت مختلف، در نهایت به مسئله‌ای جدی در ریاضیات تبدیل شود. این همان ویژگی‌ای است که ریاضیات را برای بسیاری از علاقه‌مندان جذاب می‌کند: نمی‌توان همیشه از ظاهر یک پرسش درباره‌ی عمق پاسخ آن قضاوت کرد.

یان استوارت در این اثر همچنان همان رویکردی را دنبال می‌کند که در بسیاری از آثارش دیده می‌شود؛ یعنی نزدیک کردن مفاهیم ریاضی به خواننده‌ی عمومی بدون آنکه شگفتی و عمق موضوع قربانی ساده‌سازی شود. بنابراین، کتاب نه یک کتاب درسی است و نه مجموعه‌ای از فرمول‌های دشوار، بلکه سفری فکری میان پرسش‌ها، مسئله‌ها و ایده‌هایی است که نشان می‌دهند ریاضی چگونه می‌تواند از دل کنجکاوی انسان شکل بگیرد.

«در جست‌وجوی نهایت» در نهایت تصویری متفاوت از ریاضیات به دست می‌دهد؛ علمی که تنها به دنبال محاسبه‌ی پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده نیست، بلکه دائماً می‌پرسد چه چیزی می‌تواند بیشتر، کمتر، بزرگ‌تر، کوچک‌تر یا عجیب‌تر از همه باشد. در این نگاه، مرز میان بازی فکری و پژوهش جدی باریک می‌شود و یک سؤال ساده می‌تواند ما را به قلمروهایی ببرد که انتظارش را نداریم.

برای خواننده‌ای که به ریاضی علاقه‌مند است، این کتاب فرصتی برای دیدن بخش‌هایی از این علم از زاویه‌ای تازه است؛ و برای کسی که تصور می‌کند ریاضیات موضوعی خشک و دشوار است، می‌تواند تجربه‌ای متفاوت رقم بزند. استوارت با دنبال کردن افراطی‌ترین و غیرعادی‌ترین حالت‌ها، نشان می‌دهد که پشت بسیاری از پرسش‌های ریاضی، چیزی بسیار انسانی وجود دارد: میل به دانستن اینکه حد نهاییِ ممکن کجاست.

کتاب در جستجوی نهایت در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۳۳ است.

خلاصه‌ی مطالب در جستجوی نهایت

کتاب با فصل «افراطی‌ترین» آغاز می‌شود و مفهوم اصلی اثر را معرفی می‌کند: چرا ریاضی‌دانان دائماً به دنبال بزرگ‌ترین، کوچک‌ترین، سریع‌ترین، کندترین، کوتاه‌ترین و عجیب‌ترین حالت‌های ممکن هستند؟ استوارت نشان می‌دهد که مسئله‌های حدی فقط بازی‌های ذهنی نیستند، بلکه بسیاری از شاخه‌های مهم ریاضیات از همین پرسش‌ها پدید آمده‌اند. در این فصل، خواننده با ایده‌ی کلی کتاب و شیوه‌ای آشنا می‌شود که یک پرسش ساده درباره «نهایت» می‌تواند به مسئله‌ای عمیق ریاضی تبدیل شود.

فصل «بزرگ‌ترین مساحت» به مسئله‌ای هندسی می‌پردازد که ریشه‌های آن به داستان مشهور دیدو و بنیان‌گذاری کارتاژ بازمی‌گردد: اگر مقدار مشخصی از مرز در اختیار داشته باشیم، چگونه می‌توان بیشترین مساحت ممکن را درون آن محصور کرد؟ این مسئله به مسئله ایزوپریمتریک و رابطه میان طول مرز و مساحت می‌رسد و نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که یک پرسش ساده درباره شکل به نظریه‌ای مهم در ریاضیات تبدیل می‌شود. استوارت از این مسئله برای نشان دادن پیوند میان تاریخ، هندسه و روش‌های دقیق ریاضی استفاده می‌کند.

در فصل «کاشیِ تنها»، موضوع به کاشی‌کاری صفحه و الگوهای تکرارشونده و غیرتکرارشونده کشیده می‌شود. استوارت داستان تلاش ریاضی‌دانان برای یافتن شکلی را بررسی می‌کند که بتواند تمام صفحه بی‌نهایت را بپوشاند، اما الگویی کاملاً تکراری ایجاد نکند. این بحث به کاشی‌کاری‌های پنروز و مفهوم ساختارهای شبه‌بلوری نیز مرتبط می‌شود و در نهایت به کشف سال ۲۰۲۳ درباره یک «کاشی یکتا» می‌رسد که می‌تواند صفحه را بدون ایجاد الگوی تناوبی بپوشاند. فصل نمونه‌ای از این است که چگونه تغییر یک قید ظاهراً کوچک می‌تواند مسئله‌ای کاملاً تازه ایجاد کند.

فصل «سریع‌ترین سقوط» به مسئله حرکت و یافتن سریع‌ترین مسیر یا شرایط سقوط اختصاص دارد. در اینجا مفهوم بهینه‌سازی در مسائل فیزیکی و هندسی مطرح می‌شود و خواننده می‌بیند که مسیر ظاهریِ کوتاه‌تر الزاماً مسیری نیست که جسم را در کوتاه‌ترین زمان به مقصد برساند. چنین پرسش‌هایی تاریخ طولانی دارند و ریاضی‌دانان را به مطالعه منحنی‌ها، حرکت و مسائل تغییرات واداشته‌اند. این فصل نشان می‌دهد که گاهی آنچه باید کمینه شود «مسافت» نیست، بلکه «زمان» است و همین تفاوت، مسئله‌ای کاملاً متفاوت می‌سازد.

در «کوچک‌ترین فاصله»، استوارت به مسئله‌هایی می‌پردازد که در آن‌ها هدف یافتن کمترین فاصله یا نزدیک‌ترین حالت ممکن است. چنین پرسش‌هایی خواننده را با ایده‌هایی درباره فاصله، اندازه‌گیری، تقریب و محدودیت‌های ریاضی روبه‌رو می‌کنند. اهمیت این مسائل در آن است که مفهوم «کمترین» گاهی به وجود یک پاسخ مشخص منجر می‌شود و گاهی نشان می‌دهد که می‌توان بی‌نهایت به یک مقدار نزدیک شد، بدون آنکه دقیقاً به آن رسید. همین تمایز یکی از راه‌های ورود به مفاهیم عمیق‌تر ریاضی است.

فصل «بهترین راهبرد» ریاضیات را وارد دنیای بازی‌ها و تصمیم‌گیری می‌کند. استوارت از بازی‌های قدیمی، از جمله بازی مصری سِنِت، شروع می‌کند و به این پرسش می‌رسد که در یک موقعیت رقابتی چگونه می‌توان بهترین حرکت یا راهبرد را پیدا کرد. موضوع اصلی این فصل ارتباط میان ریاضیات، منطق، بازی و نظریه راهبرد است؛ یعنی یافتن روشی که در میان مجموعه‌ای از انتخاب‌های ممکن، بیشترین شانس موفقیت یا بهترین نتیجه را فراهم کند.

«کمترین تعداد رنگ‌ها» داستان یکی از مشهورترین مسائل تاریخ ریاضیات، یعنی قضیه چهار رنگ، را روایت می‌کند. پرسش این است که برای رنگ‌آمیزی هر نقشه مسطح، به‌گونه‌ای که دو ناحیه هم‌مرز رنگ یکسان نداشته باشند، حداقل چند رنگ لازم است. مسئله بیش از یک قرن ذهن ریاضی‌دانان را درگیر کرد و سرانجام با استفاده گسترده از رایانه و بررسی تعداد زیادی حالت به اثبات رسید. استوارت علاوه بر خود مسئله، به جنبه تاریخی و فلسفی این اثبات نیز توجه می‌کند: اینکه آیا اثباتی که بخش مهمی از آن به محاسبات رایانه‌ای وابسته است، از نظر ریاضی همان جایگاه اثبات‌های سنتی را دارد یا نه.

فصل «کوتاه‌ترین مسیر» به مفهوم مسیر بهینه روی سطوح می‌پردازد. در صفحه‌ای صاف، کوتاه‌ترین مسیر میان دو نقطه خط مستقیم است؛ اما وقتی سطح خمیده باشد، مسئله پیچیده می‌شود و مفهوم «ژئودزیک» مطرح می‌شود. این ایده به هندسه سطوح، کوتاه‌ترین منحنی‌ها و در نهایت کاربردهای گسترده‌تر ریاضی مربوط می‌شود. استوارت نشان می‌دهد که چنین پرسش‌هایی چگونه از یک مسئله هندسی به مفاهیمی تبدیل شده‌اند که در ریاضیات و علوم دیگر اهمیت دارند.

«فشرده‌ترین چیدمان» یکی از مسائل قدیمی و مشهور هندسه را دنبال می‌کند: چگونه می‌توان کره‌های هم‌اندازه را در فضا به متراکم‌ترین شکل ممکن کنار هم قرار داد؟ این مسئله به حدس کپلر در سال ۱۶۱۱ بازمی‌گردد. کپلر آرایش متراکم شناخته‌شده‌ای را پیشنهاد کرد، اما اثبات کامل درستی آن قرن‌ها طول کشید و سرانجام در دوران معاصر، با استفاده از روش‌های پیچیده و رایانه، این مسئله حل شد. کتاب همچنین به نسخه‌های بسیار دشوارتر این پرسش در فضاهای با ابعاد بالاتر اشاره می‌کند؛ از جمله اثبات چیدمان متراکم کره‌ها در فضای ۲۴بعدی در سال ۲۰۱۷.

در فصل «کوچک‌ترین سطح»، استوارت سراغ مسئله سطح‌های کمینه می‌رود؛ مسئله‌ای که می‌توان آن را با فیلم صابونی و حباب‌های صابون به‌سادگی تصور کرد. اگر یک قاب سیمی را در محلول صابون فرو ببریم، فیلم صابونی شکل سطحی را انتخاب می‌کند که از نظر هندسی ویژگی کمینه‌ای دارد. این مسئله که با «مسئله پلاتو» شناخته می‌شود، از هندسه محض فراتر رفته و مفهوم سطح کمینه را به حوزه‌هایی مانند فیزیک، زیست‌شناسی و کیهان‌شناسی پیوند داده است.

فصل «کوتاه‌ترین مسیر» یا «کوتاه‌ترین راه» به مسئله یافتن مسیر بهینه میان چند نقطه می‌پردازد؛ مسئله‌ای که نمونه مشهور آن سفر فروشنده دوره‌گرد است: چگونه می‌توان مسیری پیدا کرد که چندین شهر را با کمترین مسافت ممکن طی کند و به نقطه آغاز بازگردد؟ این مسئله از نمونه‌های مهم مسائل بهینه‌سازی و الگوریتمی است و ارتباط آن با مسیریابی واقعی، شبکه‌های حمل‌ونقل و فناوری‌های نوین نشان می‌دهد که مسئله‌های حدی چگونه از ریاضیات نظری به کاربردهای روزمره راه پیدا می‌کنند.

دو فصل «بزرگ‌ترین عدد» و «کوچک‌ترین عدد» از حالت‌های عینی فاصله می‌گیرند و به مرزهای مفهوم عدد می‌رسند. پرسش درباره بزرگ‌ترین عدد ممکن خیلی زود به این نتیجه می‌رسد که چنین عددی وجود ندارد؛ هر عددی را که انتخاب کنیم، می‌توان عدد بزرگ‌تری ساخت. مسئله مشابهی درباره کوچک‌ترین عدد نیز مطرح می‌شود و بحث به بی‌نهایت، اعداد بسیار کوچک و مفهوم بی‌نهایت کوچک می‌انجامد. استوارت از این پرسش‌های ظاهراً ساده برای نشان دادن چگونگی شکل‌گیری مفاهیمی استفاده می‌کند که بعدها در حساب دیفرانسیل و انتگرال و بخش‌های مختلف ریاضیات نقشی اساسی پیدا کردند.

در «عجیب‌ترین تقارن»، کتاب وارد یکی از پیچیده‌ترین و شگفت‌انگیزترین موضوعات خود می‌شود. استوارت داستانی را دنبال می‌کند که از یک مشاهده یا هم‌زمانی عددی آغاز می‌شود و سرانجام به ارتباط‌هایی میان نظریه اعداد قرن نوزدهم، جبر قرن بیستم و فیزیک قرن بیست‌ویکم می‌رسد. این فصل نمونه‌ای از آن است که در ریاضیات، یک الگوی عددی که ابتدا ممکن است تصادفی به نظر برسد، گاهی نشانه وجود ساختاری عمیق باشد. خود استوارت این فصل را چالش‌برانگیزترین بخش کتاب می‌داند.

در سه فصل پایانی، «بهترین تا»، «کمترین انرژی» و «کوتاه‌ترین اثبات»، ایده بهینه‌سازی از شکل‌ها و اعداد به مسائل علمی، فیزیکی و خودِ فرایند اثبات منتقل می‌شود. فصل «بهترین تا» به مسئله تا کردن و به‌ویژه مسئله تاخوردگی پروتئین‌ها مربوط می‌شود و به نقش هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در پیش‌بینی ساختار پروتئین‌ها و پروژه AlphaFold اشاره می‌کند. «کمترین انرژی» به جست‌وجوی حالت‌های انرژی کمینه در سیستم‌های ریاضی و فیزیکی مربوط است و «کوتاه‌ترین اثبات» پرسشی بنیادی‌تر مطرح می‌کند: آیا می‌توان یک حقیقت ریاضی را با کمترین و زیباترین استدلال ممکن ثابت کرد؟

کتاب سرانجام با فصل «بزرگ‌ترین بینش» به جمع‌بندی معنای همه این مسئله‌ها می‌رسد. هدف استوارت فقط معرفی مجموعه‌ای از معماهای ریاضی نیست؛ او می‌خواهد نشان دهد ریاضی‌دانان چگونه مسئله پیدا می‌کنند، چگونه یک پرسش را تغییر می‌دهند، فرض‌های آن را ضعیف یا تعمیم می‌دهند و از یک مسئله خاص به ساختاری عمومی‌تر می‌رسند. به همین دلیل، فصل پایانی بیشتر درباره ماهیت خلاقیت و تفکر ریاضی است و تصویری از ریاضیات معاصر ارائه می‌کند؛ ریاضیاتی که برخلاف تصور رایج، سرشار از کنجکاوی، آزمون ایده‌ها، تاریخ، شهود و کشف است.

بخش‌هایی از در جستجوی نهایت

هر ریاضی‌دانی هم وارث و هم امین و پاسدارِ یک سنت زنده است. وارث از آن رو که، چه کاملاً از این امر آگاه باشد و چه نباشد، چه در انزوا و به‌تنهایی کار کند و چه در دل یک جامعه علمی، به میراثی فکری، دیرپا و لایه‌لایه تعلق دارد.

این سنت، در گذر زمان، ساختارها و صورت‌های انتزاعی را آشکار کرده، مفاهیم را روشن ساخته، تعریف‌ها را تثبیت کرده، نمادگذاری‌ها و اصطلاحات را پرورانده، اصول موضوعه را صورت‌بندی کرده، چارچوب‌های نظری را شکل داده، نتایج را بیان کرده و برهان‌های پشتیبان آن‌ها را پالوده و تکامل بخشیده است. کار ریاضی معاصر از هیچ پدید نمی‌آید؛ بلکه آنچه را به ارث برده است ادامه می‌دهد، از نو شکل می‌دهد و گاه بی‌آنکه سر و صدایی به پا کند، ساختار آن را از نو تنظیم می‌کند.

………………..

این گشت‌وگذارها در حوزه‌های گوناگون و محتواییِ ریاضیات، هدف نهایی کتاب نیستند؛ بلکه از آن‌ها به‌عنوان چشم‌اندازهایی استفاده می‌شود که استوارت از خلالشان به تأمل درباره شیوه و فرایند انجام ریاضیات می‌پردازد: اینکه مسائل چگونه پدید می‌آیند، ایده‌ها چگونه تکامل پیدا می‌کنند و جوامع ریاضی‌دانان چگونه بر موضوع مورد مطالعه خود اثر می‌گذارند و متقابلاً از آن تأثیر می‌پذیرند.

به این ترتیب، کتاب به پرسش‌های گسترده‌تری در جامعه‌شناسی و فلسفه ریاضیات راه می‌گشاید و ــ اغلب به‌صورت اشاره‌وار و نه نظام‌مند ــ به روان‌شناسی ریاضی‌دان «معمولی» و نیز تحول تاریخی اندیشه ریاضی و حتی شکل‌گیری آگاهی ریاضی می‌پردازد.

 

اگر به کتاب در جستجوی نهایت علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتاب‌های ریاضی در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر موارد مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x