به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

قلندر و قلعه

اگر می‌خواهید با زندگی پرماجرا، اندیشه‌های عمیق و سرنوشت تراژیک شهاب‌الدین سهروردی، شیخ اشراق، آشنا شوید، «قلندر و قلعه» روایتی داستانی و روان از زندگی این عارف و فیلسوف بزرگ ایرانی پیش روی شما می‌گذارد. این کتاب با پیوند زندگی‌نامه و داستان و با زبانی ساده، فلسفه و اندیشه‌های سهروردی را به تجربه‌ای جذاب و خواندنی تبدیل می‌کند و تصویری زنده از او و روزگار پرآشوبش ارائه می‌دهد. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.
قلندر و قلعه

فهرست مطالب

«قلندر و قلعه» اثری است از سیدیحیی یثربی (نویسنده‌ی اهل تکاب، متولد ۱۳۲۱) که در سال ۱۳۸۰ منتشر شده است. این رمان روایت داستانی زندگی شیخ شهاب‌الدین سهروردی است؛ از کودکی و جست‌وجوی بی‌پایان او در راه دانش و حقیقت تا سفرها، اندیشه‌های فلسفی و عرفانی، رویارویی با مخالفان و سرانجام مرگ او در حلب.

درباره‌ی قلندر و قلعه

کتاب «قلندر و قلعه» نوشته‌ی سیدیحیی یثربی، روایتی داستانی از زندگی شهاب‌الدین یحیی سهروردی، مشهور به شیخ اشراق، است؛ اندیشمندی که زندگی کوتاه اما پرماجرایش در سده‌ی ششم هجری با شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین جریان‌های فلسفی ـ عرفانی ایران پیوند خورده است. خود کتاب نیز در صفحه‌ی عنوان، اثر را داستانی «براساس زندگی شیخ شهاب‌الدین سهروردی» معرفی می‌کند.

یثربی برای روایت زندگی سهروردی، به جای آنکه اثری صرفاً تاریخی و گزارشی بنویسد، مسیر زندگی او را در قالب داستان دنبال کرده است. از همین رو، سهروردی در کتاب نه فقط به عنوان یک نام برجسته در تاریخ فلسفه، بلکه همچون کودکی کنجکاو، نوجوانی جویای دانش و جوانی پرتلاش و پرسشگر ظاهر می‌شود؛ انسانی که از همان سال‌های نخست زندگی، ذهنش با پرسش‌هایی فراتر از محیط پیرامونش درگیر است.

آغاز داستان با تصویری از کودکی یحیی شکل می‌گیرد؛ کودکی که رؤیای تکرارشونده‌ی پرواز، نخستین نشانه‌ی میل او به فراتر رفتن از مرزهای معمول زندگی است. او در خواب خود صاحب یک بال است و برای رسیدن به بال دیگر تلاش می‌کند. این تصویر بعدها معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کند و در روایت کتاب به جست‌وجوی دانش، استاد، معرفت و کمال پیوند می‌خورد.

یکی از جذابیت‌های «قلندر و قلعه» این است که رشد فکری سهروردی را به صورت تدریجی و مرحله‌به‌مرحله دنبال می‌کند. در نخستین سال‌های تحصیل، شوق فراوان او به آموختن از همان رفتارش آشکار است؛ حتی تعطیلی و استراحت نیز نمی‌تواند اشتیاقش را برای مطالعه و گفت‌وگو درباره‌ی دانش متوقف کند. در یکی از صحنه‌های کتاب، او به صراحت از کوتاهی عمر و فراوانی معارف سخن می‌گوید و فرصت ازدست‌رفته برای آموختن را چیزی ارزشمند می‌داند.

در این مسیر، خانواده نیز بخشی مهم از جهان داستان را تشکیل می‌دهد. سفرهای پیاپی یحیی برای ادامه‌ی تحصیل، دلتنگی مادر و نگرانی پدر، تصویری انسانی از پشتوانه‌ها و دشواری‌های زندگی یک دانش‌پژوه جوان ارائه می‌کند. تصمیم برای فرستادن او به اصفهان، در روایت کتاب تنها یک جابه‌جایی جغرافیایی نیست؛ نقطه‌ای است که زندگی یحیی را بیش از پیش به مسیر گسترده‌ای از تحصیل، تجربه و جست‌وجوی فکری وارد می‌کند.

اصفهان در ادامه به یکی از مهم‌ترین مراحل شکل‌گیری شخصیت علمی او تبدیل می‌شود. سهروردی جوان با استادان و دانشوران گوناگون روبه‌رو می‌شود و در حوزه‌هایی مانند منطق، فلسفه، تفسیر و دیگر دانش‌های زمان خود به جست‌وجو می‌پردازد. کتاب در خلال همین دیدارها و گفت‌وگوها، فضای علمی آن روزگار را نیز بازسازی می‌کند؛ فضایی که در آن پرسشگری، نوآوری فکری و نسبت میان علوم عقلی و دانش‌های دینی همواره موضوع بحث و حساسیت بوده است.

پرسشگری یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی شخصیت سهروردی در این رمان است. او به پاسخ‌های آماده بسنده نمی‌کند و درباره‌ی مبانی مطالبی که می‌آموزد سؤال می‌کند. همین ویژگی، در کنار استعداد و اعتمادبه‌نفس فکری او، گاهی او را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که با احتیاط‌های معمول محیط علمی و مذهبی روزگارش در تعارض است. گفت‌وگوهای او با همدرسانش نشان می‌دهد که «پرسیدن» برای او بخشی جدایی‌ناپذیر از آموختن است.

کتاب در عین حال تلاش می‌کند اندیشه‌های فلسفی و عرفانی سهروردی را از حالت مفاهیم انتزاعی خارج کند و آنها را در جریان زندگی و گفت‌وگوهای شخصیت‌ها مطرح سازد. بنابراین خواننده در کنار دنبال کردن حوادث زندگی او، با پرسش‌هایی درباره‌ی دانش، معرفت، عقل، شهود، هدایت و حقیقت نیز روبه‌رو می‌شود. در برخی از گفت‌وگوهای کتاب، این مباحث به زبان روایی و قابل‌فهم مطرح می‌شوند و همین امر امکان نزدیک شدن مخاطب عمومی به جهان فکری شیخ اشراق را فراهم می‌کند.

یکی از نکات قابل توجه در ساختار اثر، پیوند میان دانش نظری و تجربه‌ی درونی است. تعبیر خواب «دو بال» که در آغاز زندگی یحیی مطرح می‌شود، بعدها در روایت به دو گونه‌ی معرفت ارتباط پیدا می‌کند: دانشی که از راه تعلیم و مطالعه به دست می‌آید و شناختی که با بصیرت و تجربه‌ی درونی پیوند دارد. خواجه عبید در همان ابتدای داستان این تعبیر را مطرح می‌کند و مسیر فکری آینده‌ی یحیی را در قالبی نمادین پیش چشم خواننده می‌گذارد.

با گسترش داستان، سفرهای سهروردی نیز به بخشی اساسی از تجربه‌ی او تبدیل می‌شوند. او در مسیر جست‌وجوی دانش با شهرها، استادان، عالمان، درویشان و صاحبان اندیشه‌های متفاوت روبه‌رو می‌شود. این سفرها فقط برای افزایش معلومات او نیستند؛ هر برخورد، گفت‌وگو و تجربه، بخشی از شخصیت فکری او را شکل می‌دهد و او را به سوی دیدگاهی مستقل‌تر درباره‌ی جهان، انسان و حقیقت سوق می‌دهد.

در بخش‌های پایانی، فضای داستان به تدریج از جست‌وجوی آزادانه‌ی علمی و معنوی به سوی کشمکش و فشار اجتماعی و مذهبی حرکت می‌کند. اندیشه‌ها و سخنان سهروردی، همراه با جایگاهی که در نزد حاکم پیدا می‌کند، مخالفت‌هایی را برمی‌انگیزد و سرانجام اختلاف‌ها چنان شدت می‌گیرد که زندگی عادی او در حلب امکان‌پذیر نمی‌ماند. روایت کتاب در این مرحله، رابطه‌ی پیچیده‌ی میان قدرت سیاسی، نفوذ عالمان، تعصب اجتماعی و آزادی اندیشه را نیز در قالب حوادث داستانی دنبال می‌کند.

«قلندر و قلعه» در نهایت، داستان زندگی انسانی است که جست‌وجوی دانش و حقیقت را تا پایان دنبال می‌کند و همین جست‌وجو او را با دشوارترین موقعیت‌های زندگی روبه‌رو می‌سازد. کتاب از کودکی و رؤیای پرواز آغاز می‌شود، از مدرسه و سفر و استاد و مباحث فکری می‌گذرد و به حلب و قلعه و فرجام تراژیک سهروردی می‌رسد. یثربی در این مسیر، زندگی یک فیلسوف و عارف را با عناصر داستانی، گفت‌وگوهای فراوان و شخصیت‌پردازی همراه کرده و اثری پدید آورده است که هم می‌توان آن را روایتی از زندگی شیخ اشراق خواند و هم داستانی درباره‌ی جست‌وجوی بی‌پایان انسان برای رسیدن به معرفت و حقیقت.

در نتیجه، اهمیت کتاب فقط در بازگویی سرگذشت سهروردی خلاصه نمی‌شود؛ «قلندر و قلعه» تلاشی است برای نزدیک کردن یک چهره‌ی تاریخی و اندیشه‌های دشوار او به مخاطبی که ممکن است با آثار فلسفی سهروردی آشنایی تخصصی نداشته باشد. نویسنده در آغاز کتاب نیز تصریح می‌کند که اثر بر پایه‌ی نوشته‌های فارسی و عربی سهروردی شکل گرفته، اما اقتضای داستان به نویسنده امکان داده است از عنصر خیال نیز بهره بگیرد. همین ترکیبِ زندگی‌نامه، داستان، تاریخ اندیشه و جست‌وجوی معرفت، «قلندر و قلعه» را به روایتی خواندنی از زندگی یکی از چهره‌های برجسته‌ی تفکر ایرانی تبدیل کرده است.

رمان قلندر و قلعه در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۶۴ با بیش از ۸۸۰ رای و ۱۳۵ نقد و نظر است.

خلاصه‌ی داستان قلندر و قلعه

داستان با دوران کودکی یحیی، همان شهاب‌الدین سهروردی آینده، آغاز می‌شود؛ کودکی که از همان سال‌های نخست زندگی، ذهنی کنجکاو و متفاوت دارد. خواب پرواز و داشتن دو بال، یکی از نخستین تصاویر مهم زندگی اوست و بعدها در روایت به نشانه‌ای از میل او به دانستن، رهایی و فراتر رفتن از مرزهای معمول اندیشه تبدیل می‌شود. یحیی برخلاف آنچه خانواده‌اش برای آینده او تصور می‌کنند، بیش از آنکه به زندگی معمول و آرام دل ببندد، شیفته دانستن و کشف رازهای جهان است.

پدر و مادر یحیی به آینده او علاقه‌مندند، اما به‌تدریج درمی‌یابند که پسرشان نمی‌تواند مانند دیگر جوانان زندگی کند. یحیی از کودکی پرسش‌های فراوانی مطرح می‌کند و پاسخ‌های آماده او را قانع نمی‌کنند. همین روحیه سبب می‌شود مسیر تحصیل او جدی‌تر شود و برای ادامه دانش‌اندوزی راهی مراکز علمی مهم‌تر شود. سفر او به اصفهان نقطه مهمی در شکل‌گیری شخصیت علمی اوست؛ جایی که با استادان و جریان‌های گوناگون فکری روبه‌رو می‌شود و دامنه آموخته‌هایش از علوم دینی و ادبی تا منطق، کلام، فلسفه و حکمت گسترش می‌یابد.

یحیی در مسیر تحصیل به شاگردی معمولی رضایت نمی‌دهد. او در کلاس درس درباره موضوعاتی سؤال می‌کند که گاه استادان را به شگفتی یا حتی نگرانی وامی‌دارد. از نگاه او، پرسش نه نشانه بی‌احترامی، بلکه راه رسیدن به معرفت است. همین ویژگی، شخصیت او را از بسیاری از هم‌درسانش متمایز می‌کند و نشان می‌دهد که دانش برای او صرفاً مجموعه‌ای از محفوظات نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای رسیدن به حقیقت است.

با پیشرفت تحصیلی یحیی، فاصله او با زندگی خانوادگی نیز بیشتر می‌شود. خانواده دوست دارند او سرانجام به سهرورد بازگردد، جایگاهی اجتماعی پیدا کند و زندگی متعارفی تشکیل دهد، اما یحیی همچنان در جست‌وجوی پاسخ پرسش‌های بزرگ‌تری است. حتی پیشنهادهایی برای پیوند دادن او به زندگی خانوادگی مطرح می‌شود، ولی مسیر فکری و روحی او اجازه نمی‌دهد به‌آسانی در قالبی که دیگران برایش در نظر گرفته‌اند قرار گیرد.

سفرهای یحیی ادامه پیدا می‌کند و او در شهرها و مناطق مختلف با دانشمندان، فقیهان، صوفیان و درویشان دیدار می‌کند. این سفرها صرفاً جابه‌جایی جغرافیایی نیستند؛ هر دیدار، تجربه‌ای تازه برای او به همراه دارد. او در کنار دانش رسمی، با نوع دیگری از شناخت نیز روبه‌رو می‌شود؛ شناختی که بر تجربه درونی، ریاضت، شهود و دگرگونی روح تأکید دارد. به این ترتیب، دو مسیر دانش نظری و تجربه باطنی به‌تدریج در زندگی او به هم نزدیک می‌شوند.

در یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان، یحیی با خضر بلخی، درویشی سیار و رازآلود، ارتباط پیدا می‌کند. خضر او را به تجربه‌هایی هدایت می‌کند که با آموزش‌های معمول مدرسه تفاوت دارند. ریاضت و خلوت، بیداری، توجه به خورشید و تجربه دیدن خویشتن از بیرون، از جمله مراحلی هستند که یحیی را به تأملی عمیق‌تر درباره رابطه انسان، جهان و حقیقت می‌رسانند. این بخش از داستان در شکل‌گیری وجه عرفانی شخصیت سهروردی اهمیت ویژه‌ای دارد.

در ادامه، جست‌وجوی فکری یحیی به میراث‌های گوناگون فرهنگی و فلسفی نیز کشیده می‌شود. او با اندیشه‌های ایران پیش از اسلام و مفاهیمی مربوط به نور و نیروهای مینوی آشنا می‌شود و کتاب «بندهش» را با دقت مطالعه می‌کند. آشنایی او با این جهان فکری، در روایت زمینه‌ای برای شکل‌گیری دیدگاهی فراهم می‌کند که در آن مفهوم نور جایگاهی محوری دارد. داستان بدین ترتیب نشان می‌دهد که اندیشه سهروردی در مسیر روایت، از برخورد و گفت‌وگوی ذهن او با سنت‌های مختلف فکری شکل می‌گیرد.

سهروردی پس از سال‌ها سفر و آموختن، به چهره‌ای شناخته‌شده در محافل علمی تبدیل می‌شود. در شهرهایی مانند میافارقین و دیگر مناطق، دانش و شهرت او گسترش پیدا می‌کند و بسیاری از دانشمندان و مردم درباره دیدگاه‌های تازه او سخن می‌گویند. او در بحث‌ها و مناظره‌ها اعتمادبه‌نفس بالایی دارد و از دفاع از اندیشه‌های خود هراسی ندارد. در عین حال، همین استقلال فکری و شیوه متفاوت او در بیان مسائل فلسفی و عرفانی، زمینه مخالفت برخی محافل مذهبی را فراهم می‌کند.

سرانجام سهروردی به حلب می‌رسد و در دربار ملک ظاهر مورد توجه قرار می‌گیرد. حضور او در مجالس علمی و مناظره با عالمان شهر، شهرتش را بیشتر می‌کند. در مناظره‌ها او بر این نکته تأکید دارد که میان اصول اسلام و حکمت اشراق تناقضی نمی‌بیند و خود را هم‌زمان پایبند به شریعت و حکمت می‌داند. با این حال، برخی از عالمان تندرو سخنان او را خطرناک می‌دانند و مخالفت با او به‌تدریج از اختلاف علمی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

با افزایش فشار مخالفان، ملک ظاهر که پیش‌تر از سهروردی حمایت می‌کرد، برای جلوگیری از تشدید بحران ناچار می‌شود او را در قلعه حلب زندانی کند. در این مرحله، سرنوشت سهروردی به کشمکش میان قدرت سیاسی، نفوذ عالمان و آزادی اندیشه گره می‌خورد. حتی در زمان زندان نیز او آرامش خود را حفظ می‌کند و زندان را تنها یک مکان بسته نمی‌بیند؛ بلکه فضای داستان همچنان بر پیوند میان آزادی درونی، نور و رهایی روح تأکید دارد.

در پایان، فشار عالمان برای اجرای حکم مرگ سهروردی افزایش می‌یابد و سرانجام فرمان اجرای فتوا صادر می‌شود. هنگامی که گروهی برای بیرون آوردن او از زندان و اجرای حکم به قلعه می‌روند، سهروردی را بی‌جان در زندان می‌یابند و جز استخوان‌هایی از او باقی نمانده است. مرگ او پایان داستان زندگی مردی است که از کودکی تا واپسین روزهای عمر، مسیر خود را بر پایه پرسش، دانش، تجربه عرفانی و جست‌وجوی حقیقت دنبال کرد. رمان با این فرجام، زندگی سهروردی را از یک زندگی‌نامه صرف فراتر می‌برد و آن را به داستان کشمکش میان اندیشه‌ای تازه و جهانی تبدیل می‌کند که پذیرش آن برای همه آسان نیست.

بخش‌هایی از قلندر و قلعه

در درون تو شعله فروزانی است! تو یک آتشکده‌ای! یحیی! تو موجی، تو خواهی رفت و پرواز خواهی کرد. من خیالم را همراه تو خواهم کرد. همراه و رفیق راه تو، تا بارگاه اردوی سور آناهید!

………………

ـ از کجا می‌آیی و به کجا می‌روی؟
ـ از سهرورد می‌آیم و راهی مراغه‌ام.
ـ مقصودت چیست؟
ـ جویای دانشم و شما؟ …!
به دو کوه مقابل و پشت سر اشاره کرد و گفت:
ـ از آن کوه به آن کوه.

…………………

نور ذاتاً فیاض است. چون خود پیداست، به پیدایی دیگران نیز کمک می‌کند. کسانی که به معرفت برتری دست می‌یابند، به سراغ غافلان و بی‌خبران می‌روند.

 

اگر به کتاب قلندر و قلعه علاقه دارید، بخش معرفی برترین زندگی‌نامه‌ها در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x