«سرسختی» با نام کامل «سرسختی: قدرت اشتیاق و پشتکار» اثری است از آنجلا داکورث (نویسنده و روانشناس آمریکایی، متولد ۱۹۷۰) که در سال ۲۰۱۶ منتشر شده است. این کتاب درباره نقش تعیینکننده اشتیاق بلندمدت و پشتکار مداوم در دستیابی به موفقیتهای پایدار، فراتر از استعداد و هوش ذاتی، است.
دربارهی سرسختی
کتاب «سرسختی: قدرت اشتیاق و پشتکار» (Grit: The Power of Passion and Perseverance) نوشته آنجلا داکورث یکی از آثار شاخص در حوزه روانشناسی موفقیت است که تلاش میکند نگاه رایج به عوامل موفقیت را دگرگون کند. داکورث، روانشناس و استاد دانشگاه، در این کتاب نشان میدهد آنچه افراد را به دستاوردهای بزرگ میرساند، بیش از هر چیز ترکیبی از اشتیاق عمیق و پشتکار مداوم است؛ ویژگیای که او آن را «سرسختی» مینامد و محور اصلی مباحث کتاب قرار میدهد.
در ابتدای کتاب، نویسنده باور عمومی درباره نقش تعیینکننده استعداد ذاتی و نبوغ را به چالش میکشد. او با اتکا به پژوهشها و تجربههای میدانی خود نشان میدهد که افراد موفق الزاماً باهوشترین یا بااستعدادترین نبودهاند، بلکه کسانی بودهاند که در طول زمان به تلاش خود پایبند ماندهاند و هدفشان را رها نکردهاند.
داکورث برای توضیح دقیقتر مفهوم سرسختی، آن را به دو مؤلفه اصلی تقسیم میکند: اشتیاق پایدار به اهداف بلندمدت و پشتکار در مواجهه با دشواریها. اشتیاق در این معنا، علاقهای عمیق و ماندگار است که با هویت فرد گره خورده، نه هیجانی زودگذر. پشتکار نیز توان ادامه دادن مسیر، حتی در شرایط شکست، خستگی و ناامیدی است.
یکی از نکات کلیدی کتاب این است که سرسختی ویژگیای ثابت و ذاتی نیست. داکورث معتقد است این توانایی را میتوان پرورش داد و تقویت کرد. او نشان میدهد که از طریق تمرین هدفمند، یادگیری از بازخوردها و شکل دادن عادتهای درست، افراد میتوانند میزان سرسختی خود را افزایش دهند و در مسیر اهداف بلندمدت پایدارتر شوند.
در بخشهایی از کتاب، ارتباط سرسختی با طرز فکر رشد مورد بررسی قرار میگیرد. نویسنده توضیح میدهد که باور به قابل رشد بودن تواناییها، نقش مهمی در شکلگیری پشتکار دارد. وقتی فرد شکست را نشانه ناتوانی ذاتی نداند، بلکه فرصتی برای یادگیری تلقی کند، احتمال ادامه مسیر و پیشرفت او بهمراتب بیشتر میشود.
کتاب سرشار از مثالها و روایتهایی از زندگی واقعی افراد موفق در حوزههای مختلف است؛ از آموزش و ورزش گرفته تا ارتش و کسبوکار. این داستانها نشان میدهند که مسیر موفقیت معمولاً طولانی، پرچالش و همراه با ناکامی است و آنچه افراد را به مقصد میرساند، استمرار و تعهد به هدف است.
داکورث همچنین به نقش محیط در شکلگیری سرسختی میپردازد. خانواده، مدرسه، فرهنگ و انتظارات اجتماعی میتوانند زمینه رشد یا تضعیف این ویژگی را فراهم کنند. محیطهایی که هم حمایتکننده و هم چالشبرانگیز هستند، بیشترین تأثیر را در پرورش پشتکار و تعهد بلندمدت دارند.
در نگاه نویسنده، اشتیاق واقعی به معنای داشتن هدفی بزرگتر از موفقیتهای کوتاهمدت است. چنین هدفی به فعالیتهای روزمره معنا میدهد و باعث میشود فرد حتی در کارهای کوچک، احساس جهتمندی و انگیزه کند. این پیوستگی میان اهداف کوچک و هدف نهایی، یکی از پایههای سرسختی به شمار میآید.
کتاب به جنبههای روانشناختی عمیقتری مانند امید، معنا و تابآوری نیز میپردازد. داکورث توضیح میدهد که افراد سرسخت معمولاً در مواجهه با مشکلات، امید خود را حفظ میکنند و شکست را پایان راه نمیبینند، بلکه آن را بخشی طبیعی از فرایند رشد تلقی میکنند.
در عین حال، نویسنده بهطور ضمنی نشان میدهد که سرسختی به معنای پافشاری کورکورانه نیست. بازنگری در اهداف، اصلاح مسیر و یادگیری از تجربهها نیز بخشی از این مفهوم است. سرسختی واقعی، ترکیبی از ثبات هدف و انعطاف در روشهاست.
اگرچه برخی منتقدان معتقدند تمرکز زیاد بر سرسختی ممکن است نقش عوامل بیرونی مانند شرایط اجتماعی و فرصتها را کمرنگ کند، اما داکورث تأکید دارد که این ویژگی یکی از معدود عواملی است که افراد میتوانند تا حد زیادی آن را در خود پرورش دهند و کنترلش کنند.
در مجموع، «سرسختی» کتابی است که خواننده را به بازاندیشی در معنای موفقیت دعوت میکند و نشان میدهد دستاوردهای پایدار حاصل سالها تلاش، اشتیاق عمیق و پشتکار خستگیناپذیر هستند؛ مسیری آهسته اما ماندگار که میتواند زندگی شخصی و حرفهای هر فرد را دگرگون کند.
کتاب سرسختی در وبسایت goodreads دارای امتیاز ۴.۰۸ با بیش از ۱۴۱ هزار رای و ۱۰۰۰۰ نقد و نظر است. این کتاب در ایران با ترجمههایی از سمانه سیدی، گیتی شهیدی، هدی پریزاده و سینا میرعربشاهی (تحت عنوان عزم: قدرت اشتیاق و ثبات قدم) به بازار عرضه شده است.
خلاصهی محتوای سرسختی
در فصلهای آغازین کتاب، آنجلا داکورث مفهوم «سرسختی» را معرفی میکند و آن را عامل اصلی موفقیتهای پایدار میداند. او با تکیه بر پژوهشهای خود و تجربهاش در آموزش و ارزیابی عملکرد افراد نشان میدهد که موفقیت بیش از آنکه به هوش، استعداد یا شانس وابسته باشد، به ترکیب اشتیاق بلندمدت و پشتکار مستمر مربوط است. در این بخش، نویسنده بهطور مستقیم باور رایج درباره برتری استعداد ذاتی را به چالش میکشد.
در ادامه، داکورث به بررسی تفاوت میان استعداد و تلاش میپردازد و تأکید میکند که استعداد تنها سرعت پیشرفت را افزایش میدهد، نه الزاماً مسیر رسیدن به موفقیت را. او توضیح میدهد که تلاش مداوم میتواند کمبود استعداد اولیه را جبران کند و حتی از آن پیشی بگیرد. این بخش پایه نظری کتاب را شکل میدهد و نقش کار مداوم و منظم را برجسته میسازد.
بخش بعدی کتاب به ساختار درونی سرسختی اختصاص دارد و آن را شامل چهار مؤلفه اصلی میداند: علاقه، تمرین، هدف و امید. داکورث توضیح میدهد که علاقه باید بهتدریج و در طول زمان شکل بگیرد، نه اینکه بهصورت ناگهانی و زودگذر ظاهر شود. تمرین نیز باید آگاهانه، هدفمند و همراه با بازخورد باشد تا به رشد واقعی منجر شود.
در فصلهای مرتبط با تمرین، نویسنده مفهوم «تمرین سنجیده» را توضیح میدهد و نشان میدهد که تکرار صرف کافی نیست. پیشرفت واقعی زمانی رخ میدهد که فرد بهطور مداوم نقاط ضعف خود را شناسایی کرده و برای بهبود آنها تلاش کند. این نگاه، تفاوت میان تلاش سطحی و تلاش مؤثر را بهروشنی نشان میدهد.
در بخش مربوط به هدف، داکورث بر اهمیت داشتن معنای بزرگتر در فعالیتهای فردی تأکید میکند. او بیان میکند که افراد سرسخت معمولاً اهداف شخصی خود را با چیزی فراتر از منافع فردی پیوند میزنند. این احساس معنا و خدمت، انگیزهای عمیق ایجاد میکند که فرد را در مسیرهای دشوار و طولانی نگه میدارد.
یکی دیگر از فصلهای مهم کتاب به مفهوم امید اختصاص دارد. نویسنده توضیح میدهد که امید در اینجا به معنای خوشبینی سادهلوحانه نیست، بلکه باور به امکان پیشرفت از طریق تلاش است. افراد سرسخت شکست را موقتی میدانند و معتقدند با کوشش بیشتر میتوان شرایط را تغییر داد. این نگرش نقش مهمی در تابآوری روانی دارد.
داکورث سپس به نقش والدین، معلمان و مربیان در پرورش سرسختی میپردازد. او سبکهای تربیتی مختلف را بررسی میکند و نشان میدهد که ترکیب حمایت عاطفی با انتظارات بالا بیشترین تأثیر را در رشد پشتکار و مسئولیتپذیری دارد. محیطهای بیش از حد آسان یا بیش از حد سخت، هر دو میتوانند مانع شکلگیری سرسختی شوند.
در فصلهای بعدی، نقش فرهنگ و نهادها بررسی میشود. داکورث توضیح میدهد که برخی فرهنگها و سازمانها ارزش بیشتری برای تلاش، نظم و تعهد قائلاند و همین امر بهطور غیرمستقیم سرسختی را تقویت میکند. نمونههایی از محیطهای آموزشی، نظامی و ورزشی ارائه میشود که در آنها پایداری و استمرار ارزش محوری دارد.
بخش دیگری از کتاب به این پرسش اختصاص دارد که آیا سرسختی میتواند نقطه ضعف هم داشته باشد یا نه. نویسنده نشان میدهد که سرسختی به معنای پافشاری بیمنطق نیست و افراد باید بتوانند میان ادامه دادن و تغییر مسیر تمایز قائل شوند. انعطافپذیری در روشها، در کنار ثبات هدف، از ویژگیهای سرسختی سالم است.
در فصلهای پایانی، داکورث جمعبندی میکند که سرسختی مهارتی قابل یادگیری و تقویت است و میتواند در طول زندگی رشد کند. او خواننده را تشویق میکند تا با انتخاب اهداف معنادار، تمرین آگاهانه و حفظ امید، مسیرهای بلندمدت خود را با پایداری بیشتری دنبال کند. کتاب با این پیام به پایان میرسد که موفقیت نتیجه یک تلاش درخشان کوتاه نیست، بلکه حاصل سالها کوشش پیگیرانه و هدفمند است.
بخشهایی از سرسختی
من میخواهم طوری بزرگ شوم که کارم را همان اندازه دوست داشته باشم که تو کارت را دوست داشتی. نمیخواهم فقط شغلی داشته باشم. میخواهم یک کار داشته باشم. من هر روز خودم را به چالش خواهم کشید. هر وقت شکست بخورم، دوباره از جایم بلند میشوم. شاید باهوشترین فرد یک اتاق نباشم، اما سعیام را خواهم کرد که سرسختترین آنها باشم.
و اگر او هنوز به حرفهایم گوش میکرد، ادامه میدادم: «در بلندمدت، پدر، سرسختی بیشتر از استعداد اهمیت دارد.»
تمام این سالها، شواهد علمی لازم برای اثبات عقیدهام را داشتم. بهعلاوه، میدانم که سرسختی قابلتغییر است و ثابت نیست و من دیدگاههایی را از تحقیقم درباره اینکه چگونه سرسختی را توسعه دهیم، یاد گرفتهام.
……………………
استعداد مهمتر است یا سرسختی؟ چرا؟ آیا سرسختی یک ویژگی ثابت در طول عمر است یا می توان آن را به مرور زمان در خود رشد داد؟ اگر می توان، چگونه باید این هدف را عملی کرد؟ آیا پدر و مادر نقشی در رشد سرسختی فرزند خود دارند؟ اگر پدر و مادر نقش خود را به درستی ایفا نکنند، کار تمام است یا جا برای جبران هست؟
جامعه چه نقشی در رشد سرسختی افراد دارد؟ چگونه می توانیم جامعه را سرسخت تر کنیم؟ فرهنگ چگونه می تواند سرسختی انسان را تحت تأثیر قرار دهد؟ آیا رسیدن به قله موفقیت صرفا نیاز به ۱۰۰۰۰ ساعت تکرار یک کار دارد؟ چه شرطی برای موثر بودن این ۱۰۰۰۰ ساعت ضروری است؟ اگر سرسخت تر شوم و موفق تر باشم، آیا شادی ام کمتر می شود؟
……………………….
اغلب اوقات بیشتر از آنچه فکر می کنیم، محدودیتهای مان را خودمان خلق می کنیم.
………………………
می توانید یاد بگیرید که وقتی همه چیز از دست رفته به نظر می رسد، باز هم باید امیدوار بود.
اگر به کتاب سرسختی علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتابهای خودشناسی و خودسازی در وبسایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا میکند.









