به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

وحشت‌آباد

اگر می‌خواهید در میان خنده‌های یک داستان طنز، تصویری دقیق و گاه تلخ از آدم‌ها، روابط اجتماعی و تناقض‌های زندگی روزمره ببینید، «وحشت‌آباد» انتخابی جذاب است. خسرو شاهانی با نثری روان و موقعیت‌هایی هوشمندانه، شما را می‌خنداند و در همان حال وادارتان می‌کند به واقعیت‌هایی فکر کنید که شاید در زندگی عادی از کنارشان بی‌تفاوت گذشته باشید. برای آشنا شدن با این کتاب، ادامه‌ی مطلب امروز را مطالعه کنید.

۲ شهریور ۱۴۰۵

وحشت‌آباد

فهرست مطالب

«وحشتآباد» اثری است از خسرو شاهانی (نویسنده و خبرنگار اهل نیشابور، از ۱۳۰۸ تا ۱۳۸۱) که در سال ۱۳۴۸ منتشر شده است. این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های طنز اجتماعی است که خسرو شاهانی در آنها با روایت موقعیت‌های روزمره، تناقض‌ها، کاستی‌ها و رفتارهای عجیب و گاه تلخ جامعه و آدم‌های آن را به شیوه‌ای انتقادی و خنده‌آور به تصویر می‌کشد.

درباره‌ی وحشت‌آباد

«وحشت‌آباد» از آن دسته کتاب‌هایی است که عنوانش در نگاه نخست ممکن است خواننده را به سوی داستان‌هایی درباره ترس، حادثه یا فضای وهم‌آلود ببرد، اما خیلی زود روشن می‌شود که وحشت اصلی این کتاب نه در تاریکی و موجودات خیالی، بلکه در دل زندگی روزمره و مناسبات عادی جامعه پنهان شده است.

خسرو شاهانی در این مجموعه، با نگاهی طنزآمیز و تیزبین، آدم‌هایی را به صحنه می‌آورد که در ظاهر زندگی معمولی دارند، اما رفتارها، باورها، عادت‌ها و گرفتاری‌هایشان تصویری کمیک و در عین حال تأمل‌برانگیز از جامعه‌ای می‌سازد که نویسنده در آن زندگی کرده است. «وحشت‌آباد» در واقع تماشای همین زندگی عادی از زاویه‌ای است که خنده و تلخی را هم‌زمان پیش روی خواننده می‌گذارد.

این کتاب مجموعه‌ای از پانزده داستان کوتاه است: «وحشت‌آباد»، «بنده‌زاده اخوی»، «اعتصاب»، «مهمانی»، «برج تاریخی»، «نبش قبر»، «عرق ملی»، «متفقین»، «آیین شوهرداری»، «هلی‌کپرنشین»، «شیرماهی»، «عکس آشنا»، «شکست‌ناپذیر» و «رمز موفقیت» در کنار داستان‌های دیگر مجموعه قرار گرفته‌اند.

این داستان‌ها از نظر موضوع و موقعیت یکسان نیستند، اما رشته‌ای مشترک آنها را به هم پیوند می‌دهد: نویسنده در هر یک می‌کوشد تناقض میان آنچه آدم‌ها می‌گویند و آنچه واقعاً انجام می‌دهند، میان ظاهر آبرومند زندگی و واقعیت پشت آن، و میان ادعاهای بزرگ و رفتارهای کوچک روزمره را آشکار کند.

در داستان «وحشت‌آباد»، شاهانی از همان ابتدا به جای ساختن یک فضای ترسناک به معنای معمول، محله‌ای را به مرکز روایت تبدیل می‌کند؛ محله‌ای قدیمی و شلوغ که زندگی ساکنانش در آن چنان درهم‌تنیده است که تقریباً هیچ رفتار و تصمیمی از چشم دیگری پنهان نمی‌ماند. لطفعلی‌خان، کارمند دولت و صاحب خانه‌ای کوچک در این محله، بیش از هر چیز از دخالت، کنجکاوی و قضاوت همسایه‌ها رنج می‌برد.

زندگی خصوصی آدم‌ها در چنین محیطی عملاً به امری عمومی تبدیل شده است و کوچک‌ترین رفت‌وآمد، مهمانی، خرید یا سفر می‌تواند موضوع گفت‌وگو و شایعه شود. طنز شاهانی در همین جا شکل می‌گیرد: چیزی که باید طبیعی‌ترین حق انسان، یعنی داشتن زندگی خصوصی، باشد، در فضای محله به آرزویی دست‌نیافتنی تبدیل می‌شود.

در ادامه همین داستان، نویسنده با دقتی کمیک نشان می‌دهد که چگونه نگاه دیگران می‌تواند زندگی یک خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. لطفعلی‌خان نه فقط با مشکلات اقتصادی و محدودیت‌های زندگی شهری روبه‌روست، بلکه باید دائماً مراقب باشد رفتار او و خانواده‌اش چگونه تفسیر خواهد شد. مهمانی رفتن، مهمان داشتن، سینما رفتن یا حتی بهتر شدن وضعیت مالی، بهانه‌ای برای کنجکاوی و شایعه‌سازی است.

از این منظر، «وحشت‌آباد» بیش از آنکه درباره یک محله خاص باشد، تصویری از جامعه‌ای است که در آن مرز میان زندگی خصوصی و عمومی بسیار باریک شده و آدم‌ها گاه بیش از آنکه از مشکلات واقعی بترسند، از نگاه و قضاوت دیگران هراس دارند.

یکی از جذابیت‌های مجموعه در این است که شاهانی برای نشان دادن این تناقض‌های اجتماعی معمولاً به سراغ آدم‌های استثنایی نمی‌رود. قهرمانان و شخصیت‌های او اغلب کارمند، همسایه، خانواده، مدیر، دانش‌آموز، همکار یا شهروندی معمولی‌اند؛ آدم‌هایی که خواننده می‌تواند نمونه‌هایی از آنان را در زندگی واقعی اطراف خود پیدا کند. همین انتخاب سبب می‌شود طنز داستان‌ها از فضای فانتزی فاصله بگیرد و به طنزی اجتماعی تبدیل شود. شاهانی به جای آنکه از بیرون به جامعه نگاه کند، آدم‌های عادی را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که ضعف‌ها و تناقض‌هایشان خودبه‌خود آشکار شود.

در «بنده‌زاده اخوی»، فضای طنز به سوی مناسبات اداری و فرهنگ ظاهرسازی حرکت می‌کند. آنچه در این داستان اهمیت پیدا می‌کند، فاصله میان کار واقعی و نمایش کار، میان مقام و شایستگی و میان آدم‌های صاحب قدرت و کسانی است که می‌کوشند از راه نزدیک شدن به آنها برای خود جایگاهی دست‌وپا کنند. زبان شاهانی در چنین موقعیت‌هایی به‌جای آنکه مستقیماً خطابه‌ای انتقادی ارائه دهد، موقعیت را آن‌قدر پیش می‌برد تا پوچی رفتار شخصیت‌ها خودش به موضوع خنده تبدیل شود. طنز از دل اتفاق بیرون می‌آید، نه از توضیح مستقیم نویسنده.

«اعتصاب» نیز نشان می‌دهد که شاهانی چگونه یک موقعیت اجتماعی را به میدان آزمون رفتار آدم‌ها تبدیل می‌کند. اعتصاب در ظاهر مفهومی جدی و جمعی است، اما در روایت طنزآمیز نویسنده، آدم‌ها با انگیزه‌ها، ترس‌ها، محاسبات شخصی و برداشت‌های متفاوت خود وارد آن می‌شوند. همین تفاوت میان آرمان جمعی و منافع و ملاحظات فردی، زمینه‌ای برای طنز فراهم می‌کند. شاهانی در این داستان‌ها معمولاً نمی‌خواهد فقط بخنداند؛ او می‌خواهد خواننده پس از خندیدن، متوجه شود که بسیاری از رفتارهای مضحک، ریشه در مسائل جدی اجتماعی دارند.

داستان‌هایی مانند «مهمانی»، «آیین شوهرداری» و «عکس آشنا» نیز از حوزه روابط اجتماعی و خانوادگی استفاده می‌کنند تا عادت‌ها، تعارف‌ها، توقعات، سوءتفاهم‌ها و نقش‌هایی را که افراد در زندگی روزمره بازی می‌کنند، به نمایش بگذارند. در اینجا خانه و خانواده به اندازه اداره و جامعه اهمیت پیدا می‌کند. شاهانی نشان می‌دهد که چگونه قواعد نانوشته اجتماعی می‌توانند رفتار آدم‌ها را شکل دهند و چگونه انسان‌ها گاهی برای حفظ ظاهر، آبرو یا تصویری که دیگران از آنها دارند، دست به رفتارهایی می‌زنند که از بیرون مضحک به نظر می‌رسد.

«برج تاریخی»، «نبش قبر» و داستان‌های دیگری از این دست، دامنه طنز کتاب را از روابط روزمره به موضوعاتی مانند تاریخ، گذشته، ارزش‌های اجتماعی و شیوه مواجهه مردم با میراث و خاطره گسترش می‌دهند. شاهانی در این موقعیت‌ها نیز به سراغ شکاف میان ادعا و عمل می‌رود؛ میان آنچه درباره ارزش‌ها گفته می‌شود و آنچه در عمل اتفاق می‌افتد. «عرق ملی» نیز از همین زاویه قابل توجه است: مفهوم‌های بزرگی مانند وطن، ملیت و افتخار هنگامی که وارد زندگی روزمره آدم‌ها می‌شوند، می‌توانند شکل‌هایی عجیب، متناقض و حتی خنده‌آور پیدا کنند.

یکی از ویژگی‌های مهم «وحشت‌آباد» نثر روان و بی‌تکلف آن است. شاهانی برای ایجاد طنز به زبان پیچیده یا جمله‌های پرزرق‌وبرق نیاز ندارد. گفت‌وگوها، واکنش‌های ناگهانی، جزئیات زندگی روزمره و توصیف رفتار شخصیت‌ها بار اصلی طنز را بر دوش می‌کشند. همین سادگی باعث می‌شود داستان‌ها با سرعت پیش بروند و خواننده به‌سادگی وارد موقعیت داستانی شود. در معرفی‌های منتشرشده درباره آثار شاهانی نیز نثر او روان، شیرین و خواندنی توصیف شده و برخی منتقدان و معرفی‌کنندگان، طنز او را در کنار سنت داستان کوتاه طنز اجتماعی و آثاری از عزیز نسین و در بعضی موارد چخوف قرار داده‌اند.

با این همه، خنده در «وحشت‌آباد» همیشه خنده‌ای بی‌دغدغه نیست. پشت بسیاری از موقعیت‌های کمیک، فقر، محدودیت، فشار اجتماعی، جاه‌طلبی، ترس از قضاوت دیگران، ناکارآمدی اداری، تعصب، ظاهرگرایی و فاصله میان طبقات اجتماعی دیده می‌شود. شاهانی با بزرگ‌نمایی این واقعیت‌ها آنها را از حالت عادی خارج می‌کند تا خواننده بتواند بهتر به آنها نگاه کند. در چنین روشی، طنز تبدیل به نوعی آینه می‌شود: آینه‌ای که تصویر جامعه را کمی اغراق‌آمیز نشان می‌دهد، اما آنچه در آن می‌بینیم کاملاً بیگانه با واقعیت نیست.

شاید مهم‌ترین ویژگی «وحشت‌آباد» همین باشد که بسیاری از داستان‌هایش پس از پایان یافتن نیز در ذهن خواننده ادامه پیدا می‌کنند. ابتدا ممکن است یک موقعیت، رفتار یا گفت‌وگو صرفاً خنده‌دار به نظر برسد، اما کمی بعد وجه دیگری از آن آشکار می‌شود و خواننده متوجه می‌شود که پشت این خنده، انتقادی اجتماعی نهفته است. شاهانی از طریق همین فاصله میان خنده و تأمل، مجموعه‌ای می‌سازد که هم خواندنی و سرگرم‌کننده است و هم تصویری از خلق‌وخو، مناسبات و تناقض‌های جامعه زمان خود ارائه می‌دهد.

«وحشت‌آباد» بنابراین فقط مجموعه‌ای از داستان‌های فکاهی نیست؛ مجموعه‌ای از نگاه‌های طنزآمیز به انسان و جامعه است، و عنوان کتاب نیز سرانجام معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند: گاهی ترسناک‌ترین چیز، نه چیزی که در تاریکی پنهان شده، بلکه همان زندگی عادی و آدم‌های آشنایی هستند که هر روز از کنارشان می‌گذریم.

کتاب وحشت‌آباد در وب‌سایت goodreads دارای امتیاز ۳.۸۲ است.

خلاصه‌ی داستان وحشت‌آباد

  1. وحشت‌آباد: لطفعلی‌خان، کارمند دولت، در خانه‌ای کوچک در کوچه‌ای شلوغ و پرجمعیت زندگی می‌کند؛ جایی که زندگی خصوصی هیچ‌کس از چشم همسایه‌ها پنهان نمی‌ماند. رفت‌وآمد مهمانان، سفر، سینما رفتن و حتی وضعیت مالی خانواده موضوع کنجکاوی و شایعه است. لطفعلی‌خان که از این وضعیت به ستوه آمده، سرانجام به فکر فروش خانه و پیدا کردن محله‌ای خلوت می‌افتد. طنز داستان از تضاد میان میل انسان به آرامش و حریم خصوصی و فرهنگ دخالت و فضولی اجتماعی شکل می‌گیرد.
  2. بنده‌زاده‌ی اخوی: راوی که مدت‌هاست برای پیدا کردن کار به اداره‌ای دولتی رفت‌وآمد می‌کند، به‌دلیل ظاهر و رفت‌وآمد مکررش با رئیس اداره اشتباه گرفته می‌شود. جوانی نقاش که برای استخدام به او مراجعه می‌کند، از همین تصور استفاده می‌کند و راوی نیز ابتدا حقیقت را پنهان می‌کند. ماجرا سرانجام به کشیدن تابلوی عظیم از رئیس اداره و رقابت مضحک مدیران و کارمندان برای تقدیم آن به مقام بالاتر می‌انجامد. داستان هجو بسیار تند و خنده‌داری از بوروکراسی، تملق، مقام‌پرستی و مناسبات اداری است.
  3. اعتصاب: گروهی از دانش‌آموزان در اعتراض به رفتار و توهین‌های معلم خود دست به اعتصاب می‌زنند و ماجرا خیلی زود از یک اعتراض ساده به مسئله‌ای بزرگ در مدرسه و خانواده تبدیل می‌شود. والدین، مدیران مدرسه و مسئولان هر کدام واکنش خود را نشان می‌دهند و دانش‌آموزان با پیامدهای پیش‌بینی‌نشده‌ی اعتراضشان روبه‌رو می‌شوند. شاهانی با قرار دادن کودکان در برابر نظام آموزشی و بزرگسالانی که حرف آنان را جدی نمی‌گیرند، اقتدارگرایی، تنبیه و بی‌اعتنایی به اعتراض را به طنز می‌کشد.
  4. مهمانی: راوی به اصرار همکارش نصرالله‌خان برای ناهار به خانه‌ی او می‌رود، اما مهمانی خیلی زود به موقعیتی عجیب و پر از سوءتفاهم تبدیل می‌شود. رفتار همسر نصرالله و حضور همسایه‌ها نشان می‌دهد که پشت روابط ظاهراً عادی خانوادگی، مجموعه‌ای از سوءظن‌ها، حرف‌های پنهانی و روابط پیچیده وجود دارد. راوی که تصور می‌کرد به یک مهمانی ساده رفته است، خود را در مرکز ماجرایی قرار می‌دهد که هر لحظه ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند. داستان نمونه‌ای روشن از طنز شاهانی درباره‌ی روابط خانوادگی، آبرو، شایعه و ظاهر‌سازی اجتماعی است.
  5. برج تاریخی: در مرکز شهر برجی قدیمی وجود دارد که سال‌ها کسی چندان به آن توجه نکرده است. با آمدن یک هیئت خارجی و یک باستان‌شناس، ناگهان برج اهمیت تاریخی و ملی پیدا می‌کند و مردم درباره‌ی گنج، قدمت و رازهای آن داستان‌های گوناگون می‌سازند. حتی برای حفظ و مرمت برج از مردم پول گرفته می‌شود؛ اما بعد مشخص می‌شود که باستان‌شناس محل برج را اشتباه گرفته و برج مشهور واقعی در شهر دیگری قرار دارد. داستان با طنزی گزنده، افتخار کاذب، ملی‌گرایی سطحی، سوءاستفاده‌ی اداری و ارزش‌گذاری‌های متظاهرانه را نقد می‌کند.
  6. نبش قبر: دوست راوی، آرمنالک، که ارمنی است، پس از مرگ به‌دلیل اشتباه پزشکی و اداری در گورستان مسلمانان دفن شده است. دوست ارمنی او از راوی می‌خواهد برای انتقال جنازه به گورستان ارامنه کمک کند، اما تلاش برای نبش قبر به‌جای آنکه کاری ساده باشد، او را گرفتار دستگاه اداری و قضایی می‌کند و حتی به شکلی مضحک به مظنون قتل تبدیل می‌شود. داستان با استفاده از یک موقعیت غیرعادی، تعصب مذهبی، پیچیدگی قوانین، بی‌کفایتی اداری و فاصله‌ی میان انسانیت و مقررات را به چالش می‌کشد.
  7. عرق ملی: راوی و دوستش با چند خارجی در یک محل پذیرایی روبه‌رو می‌شوند و ابتدا از اینکه می‌توانند مهمان‌نوازی ایرانی را به آنان نشان دهند، احساس غرور می‌کنند. اما رفتار خارجی‌ها و صحبت کردن آنان به زبان خودشان، به‌تدریج حس ملی‌گرایی راوی و دوستش را تحریک می‌کند و چیزی که با لبخند و مهمان‌نوازی آغاز شده، به درگیری و کتک‌کاری می‌رسد. سرانجام پلیس وارد ماجرا می‌شود و خودِ مدعیان «عرق ملی» گرفتار می‌شوند. داستان هجو بسیار خوبی از ملی‌گرایی افراطی، تعصب و تبدیل مفاهیم بزرگ به رفتارهای کوچک و مضحک است.
  8. راز: راوی راز هولناکی را از مردی به نام محمود می‌شنود و قول می‌دهد آن را برای هیچ‌کس بازگو نکند؛ اما سنگینی همین راز زندگی او را مختل می‌کند. او در اتوبوس، خیابان، اداره، خانه و حتی هنگام خواندن داستان، دائماً احساس می‌کند دیگران از راز باخبرند. فشار روانی آن‌قدر زیاد می‌شود که نزدیک است دیوانه شود و سرانجام برای رهایی از این بار، به سراغ دوستش سعید می‌رود؛ اما سعید نیز خود گرفتار رازی مشابه است. داستان با بازی بسیار جالب با مفهوم «راز»، قدرت ذهن، اضطراب، وسواس و تناقض میان میل به گفتن و اجبار به سکوت را دستمایه‌ی طنز قرار می‌دهد.
  9. متفقین: با انتشار خبر حمله‌ی احتمالی متفقین به شهر، مردم دچار وحشت و اضطراب می‌شوند و شایعات با سرعت تمام گسترش می‌یابد. چراغ‌ها خاموش می‌شوند، مردم به روستاها و باغ‌ها پناه می‌برند و شهر در انتظار بمباران فرو می‌رود؛ در حالی که بسیاری از مردم حتی نمی‌دانند متفقین دقیقاً چه کسانی هستند و چه اتفاقی قرار است رخ دهد. پس از پایان بحران نیز کسانی که از موقعیت جنگ سود برده‌اند، به ثروت و امتیاز دست پیدا می‌کنند. داستان تصویری طنزآمیز از هراس جمعی، شایعه، بی‌اطلاعی سیاسی و فرصت‌طلبی در دوران بحران است.
  10. آیین شوهرداری: مردی از دست توصیه‌های عجیب و غریب همسرش درباره‌ی سلامت و شیوه‌ی زندگی به ستوه آمده است. همسر او تحت تأثیر دستورهای پزشکی و مقالاتی درباره‌ی «سلامت شوهر»، زندگی او را به مجموعه‌ای از رژیم‌های غذایی، وزن‌کشی، معاینه‌های پزشکی و دستورهای عجیب تبدیل کرده است. هر رفتار معمولی شوهر از نظر او می‌تواند نشانه‌ی بیماری باشد و همین مراقبت افراطی زندگی را به جهنمی خنده‌دار تبدیل می‌کند. شاهانی در این داستان شبه‌علم، مدگرایی، دخالت در زندگی همسر و افراط در توصیه‌های پزشکی و خانوادگی را هجو می‌کند.
  11. هلی کپرنشین: هلی مردی فقیر است که در کپر کوچکی در حوالی بندر زندگی می‌کند و با وجود فقر شدید، در میان مردم فقیر و ماهیگیران محبوبیت دارد. او آدمی ساده، خوش‌مشرب و بی‌آزار است و زندگی‌اش با مادر پیرش و آمدوشدهای شبانه می‌گذرد. در سوی دیگر، گروهی از جوانان و مردانی قرار دارند که نسبت به موقعیت اجتماعی دیگران و روابط آنان حسادت و کینه دارند. در پایان، در شبی طوفانی، کینه و خشم آنان به آتش زدن کپر هلی می‌انجامد؛ پایانی تلخ که تضاد میان فقر، بی‌پناهی و خشونت اجتماعی را برجسته می‌کند.
  12. شیرماهی: راوی و دوستش عبدالله مقدار زیادی شیرماهی دریافت می‌کنند، اما بعد متوجه می‌شوند ماهی‌ها فاسد و غیرقابل مصرف‌اند. آنها برای خلاص شدن از شر ماهی‌ها، با زحمت فراوان آنها را در گونی می‌گذارند و شبانه در گودالی خارج شهر می‌اندازند. اما مأموران انجمن حمایت از حیوانات سر می‌رسند و معلوم می‌شود که این نخستین بار نیست که راوی با ریختن ماهی فاسد باعث مسمومیت حیوانات شده است. تلاش برای پنهان کردن یک دردسر کوچک، به دردسری بسیار بزرگ‌تر تبدیل می‌شود و داستان با طنز، بی‌مسئولیتی، دفع نادرست زباله و گرفتاری آدم در نتیجه‌ی راه‌حل‌های موقتی را نشان می‌دهد.
  13. عکس آشنا: داستان در دکه‌ی عرق‌فروشی عزیز می‌گذرد؛ جایی که آدم‌های مختلف، به‌ویژه کسانی که سابقه‌ی زندان و زندگی سخت داشته‌اند، رفت‌وآمد می‌کنند. مردی که پس از هفت سال زندان آزاد شده وارد دکه می‌شود و همراه خود دو خرگوش دارد. گفت‌وگو درباره‌ی سال‌های زندان و آزادی، گذشته‌ی مرد را آشکار می‌کند و خرگوش‌ها برای او به نمادی از زندانیانی تبدیل می‌شوند که باید طعم آزادی را بچشند. او تصمیم می‌گیرد آنها را در جایی رها کند که از دست انسان‌ها در امان باشند. داستان پیوندی میان زندان، آزادی، انسانیت و همدلی با موجودات گرفتار برقرار می‌کند.
  14. شکست‌ناپذیر: ملت‌زاده کارمند ساده و کم‌درآمدی است که با داشتن هشت فرزند، حقوق ناچیزش کفاف زندگی را نمی‌دهد. او برای رسیدگی به وضعیت خود نامه‌ای به رئیس اداره می‌نویسد، اما نامه به جای آنکه مشکلش را حل کند، او را وارد هزارتوی اداری و تحقیر و بازخواست می‌کند. در پایان، رسانه و تلویزیون تصویری کاملاً متفاوت از واقعیت ارائه می‌دهند و از مردی با چنین شرایط دشوار به‌عنوان نمونه‌ی «شکست‌ناپذیری» و موفقیت یاد می‌کنند. شاهانی در این داستان فاصله‌ی میان واقعیت زندگی مردم و تبلیغات رسمی، فقر و شعار موفقیت را با طنزی بسیار تلخ نشان می‌دهد.
  15. رمز موفقیت: «مشهورالزمان» استاد دانشگاه و یکی از چهره‌های علمی و فرهنگی شهر است؛ مردی بسیار باسواد و در عین حال فقیر که با وجود نبوغ و سال‌ها تلاش هنوز زندگی مادی مناسبی ندارد. او به یک برنامه‌ی تلویزیونی دعوت می‌شود و تصور می‌کند قرار است درباره‌ی علم و فرهنگ صحبت کند، اما برنامه در واقع تبلیغ محصولات یک شرکت واردکننده است. استاد مجبور می‌شود از اجاق برقی، لوازم آرایش، ریش‌تراش، جوراب، کفش و حتی تختخواب تبلیغاتی تعریف کند و برای این کار به شکل مضحکی مورد استفاده قرار گیرد. مدتی بعد او را در اتومبیلی گران‌قیمت می‌بینند و روشن می‌شود که «رمز موفقیت» او نه علم و فضیلت، بلکه پذیرش بازی تبلیغات و تبدیل شدن یک شخصیت فرهنگی به ابزار تجاری بوده است.

بخش‌هایی از وحشت‌آباد

منزل قبلی لطفعلیخان در یک محله قدیمی شلوغ و در یک کوچه بن بست خاکی قرار داشت در این کوچه نزدیک به پانزده شانزده خانوار زندگی میکردند که طبق معمول و روال کار خانواده های طبقه سوم و چهارم و نوکر باب در هر خانه اعم از همساید داری و بی همسایه متجاوز از سیزده چهارده بچه قد و نیم قد در هم می‌لولیدند.

………………

گفتم بچشم خاطر جمع باش رفتم دم در شدم تا جوانک آمد جریان را باو گفتم و قرار شد برود و پس فردا بیاید و عکس و باصطلاح مدل را بگیرد و یک عکس خوشگل تمام قدرنگ و روغنی از آقای رئیس کل بکشد بلکه انشاء الله کار او و کار من دو تائی با هم درست بشود.

………………..

محمود آهی کشید و گفت اگر بکسی نگی و قسم بخوری که رازدار باشی برات تعریف می کنم چون دیگه دارم خفه میشم سرم و میخوام بکنم توی چاه و برای چاه بگم . گفتم آدم همینطوره وقتی دردی داره، تابرای یکی دیگه تعریف نکنه سبک نمیشه.

…………………..

دوستی دارم که خدا نگهدارش باشد بمن خیلی لعلف دارد چندی پیش به بندر عباس منتقل شد و هر چند وقت یکبار نامه اش می رسید و جویای سلامتی من میشد و از حال واحوال خودش و خانواده خبر می داد و مرا خوشحال می کرد.

 

اگر به کتاب وحشت‌آباد علاقه دارید، بخش معرفی برترین کتاب‌های طنز در وب‌سایت هر روز یک کتاب، شما را با سایر آثار مشابه نیز آشنا می‌کند.

 

0 0 رای
امتیازدهی به این کتاب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظر
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

عناوین تصادفی

0
نظر شما برای ما مهم است، لطفاً نظر دهید.x